۱۱ پاسخ

دختر من تقریبا ۶ ماه اینجوری بود
نابود شدم هر روز آرزوی مرگ میکردم
چشمش نکنم ۱ماهه بهتر شده
متاسفانه باید بگم فقط صبوری میخواد

فقط تا میتونی کنترل کن خودتو بهش اصلا و ابدا گوشی نده و تلویزیون روزی یه ساعت اون میدونه حساسی به غر زدن مدااااااااام نق میزنه تا خسته بشی بهش گوشی بدی اون میخاد به هدفش برسه من اصلا به دخترم رو نمیدم گاهی چیزی میخاد قشنگ نیم ساعت گریه میکنه قل میخوره رو فرش مدام میگه بده بده من اصلا و ابدا عکس العمل نشون نمیدم و بهش نمیدم بعد خودش ساکت میشه دستمال میاره اشکاشو پاک میکنم بعد میاد بغلم میگه بیا با هم دوست شیم😂منم کلی ماچش میکنم میگم ما همیشه با هم دوستیم بعد خودش میگه اون چیزی که ندادی بده کفیثه میگم بله کفیثه دیگه سراغشو نمیگیره

دختر منم همینه

وای دقیقا پسر منم جدیدا اینطوری شده😮‍💨😮‍💨😮‍💨😮‍💨

وای چقدر شبیه دختر منه منم موندم چیکار کنم همش میگه گوشی بده

وقتی تورومیزنه دستشوبگبرتوچشاش نگاه کن بگوحقی نداریم کسیوبزنیم من بهت اجازه نمیدم بهم آسیب بزنی دیدی نمیفهمه تنهاش بذاربروتواتاق خودت دروهم ببندبگوچون منومیزنی دیگه نمیام پیشت
پسرمن بااین روش درست شد
کلابرابیرون رفتن بهونه نمیگیره

می‌دونی چیه اینا اثرات گوشیه ,,پسرم از اوایل جنگ همش سرش تو گوشی بود خیلی بد قلق و نق نقو شده بود ی هفته میشه گوشی ازش گرفتم اولش سخت بود ولی الان خیلی بهتر شده برای خودش بازی می‌کنه

عین دختر من
اونم هرچی میگم اصلا گوش نمیده دیگه باید جیغ و داد کنم و عصبی بشم بعدشم قهر می‌کنه و گریه و نق‌نق

باز بعد ی ربع از کاراش پشیمون میشه میاد بوس میکنه بغل میکنه میگ دیگ اذیت نمیکنم . ولی باز همون اشو همکنکاسه

متاسفانه توو این سن همشون مثل همن

باهاش حسابی بازی کن اگر هوا خوبه ببرش پارک براش وقت بذار غذای مقوی هم بده بخکره.گوشی و تلوزیون هم کم کن

سوال های مرتبط

مامان دلوین مامان دلوین ۴ سالگی
وای مامانا خیلی عصبیم ینی اوف
پسر خواهر شوهرم ۶ سالشه ما خونهامون یک کوچه فرقشه
گاهی پسر خواهر شوهرم تنها میاد اینجا ۶/۷ ساعت میمونه بازی میکنن با دخترم
منم هر دوهفته یکبار میفرستم خونه ی عمش نهایت دوساعت بعد میرم میارمش
پسر عمش که میاد خونه ی ما انقد بدو بدو میکنن که همسایه طبقه پایینیمون همیشه میاد دعوا می‌کنه باهامون دخترم خدایی آرومه ولی اون نه ،یا لحافت ها رو میریزن تو اتاق انقد اسباب بازی و بهم میریزن خونه رو که حد نداره دخترم دوسال کوچیکتر اگه اسباب بازیاشو نده بهش قهر می‌کنه میگه میرم خونمون یا باهات بازی نمیکنم این بچمم مجبور میشه بهش بده یا همش تهدید می‌کنه میرم دخترم خیلی گریه می‌کنه چندبارم دعواش کردم ولی حالی نمیشه
حالا دختر من چند ساعت که خونه ی اوناس خواهر شوهرم یه گوشی میده دست پسرش از صب که بیدار میشه تا بوق شب دخترم منم پیشش گوشی عمشو میبینه من روزی دوتا نیم ساعت گوشی میدم دست دخترم دوست ندارم گوشی ببینه اونجا میفرستم بازی کنه همش بخواد گوشی ببینه خب همین خونه گوشی میدم دستش
نه خونشونو بهم میریزن نه اسباب بازیاشو میاره وسط منم وقتی پسرش میاد مثل خر بعدش باید کار کنم و اعصابم خورد بشه
اوف چیکار کنم دیوونه شدم انقد حرص خوردم