۶ پاسخ

و منی که تازه تو بارداری میرفتم برا مامانم هم غذا درست میکردم چون کارمند بودن و من تو خونه ازم انتظار داشتن 🥲

عزیزم منم توی بارداری تنها بودم سرکار هم میرفتم ، همسرم هم یا ساعت 7یا9میومد نهازچرشم میخورد یچسر کار من از سر کار که میومدم بدون غذا می‌نشستیم گریه میکردم آخرشم گشنه میمونم تا فلاافلی سر کوچمون باز کنه برم فلافل بخرم بخور م وحشتناک ویار داشتم اصلا نمی‌تونستم غذا درست کنم ، از بوی غذای همسایه ها هم بدم میومد ، در روز بود بین سه تا 11 بار گلاب براتون استفراغ کنم ، فکر کن تنها توی شهر غریب دوران کرونا ، سر کار ، همسرم دیر میومد با ویار شدید

خواهر اگه تهرانی من برات غذا درست کنم بیارم
چی دوست داری؟

عزیزم
کدوم شهری ؟

وای عزیزدلم کاش نردبکم بودی قربونت برم این روزا هم سر میره چقد ناراحت شدم بخدا اگه نزدیکم بودی اصلا نمیذاشتم سختی بکشی درک میکنم کل سختیات به طرف بچه ۴ ساله یه طرف خدا توانشو میده میگذره این روزا ما مادرا خیلی قوی هستیم

درکت میکنم منم همش تنها بودم و واقعا سخته

سوال های مرتبط

مامان آژوان مامان آژوان ۴ سالگی
خانما طبیعیه که انقذر دلم برا پسرم میسوزه 4 سالشه اون موقع که به دنیا اومد دست مامانم درد نکنه سیسمونی رو برام گرفت البته اینجا سمت ما زیاد رسم نداریم سیسمونی بگیریم و فقط در حد لباس و رخت و خواب و ایناست به هر حال اینارو گرفت برام خودمون انقدر دستمون خالی بود شوهرم حقوقش کم بود وام و قرض داشتیم و بماند کرایه خونه و اینا شوهرم برا هیچ کدوم واکسناش یا دکتر رفتنای پسرم باهام نبود خودم تنهای تنها همه کاراشو میکردم خودم شیرم کم بود نمیدونستم باید خودم تغذیه مو درست کنم کخ بچم سیر بشه و دچار شیر خشک نشه 😔😔از لحاظ لباس و اینا زیاد اهمیت نمیدادیم یعنی نداشتیم ولی الان برای این یکی وضعمون خیییلی بهتر شده شوهرم برا همه بهداشت بردنا و دکتر رفتنا خودش باهامون میاد شیر خودمو میخوره و خداروشکر احتیاج به شیر خشک نبوده تا حالا و خیلی چیزای دیگه واقعا دلم به حال آژوانم میسوزه خییییلی هر چند الان هرچی خواسته براش فراهم کردیم از بهترین لباسا بهترین اسباب بازیها ولی بازم اینکه تو نوزادی و اینا اینجوری سخت گذشت و نمیتونم از دلم بیرون کنم 😔😔😔😔😔😔😔