پارت چهارم #

ورزش های اسکات سجده گاو وگربه سجده پروانه گهواره ورزش روی توپ همرو انجام دادیم البته اینم من ماما همراهم خودش معاینه نمی‌کرد من و مامای زایشگاه هی میومد معاینه می‌کرد الیته اینم بگم مامای بیمارستان مهر همشون خیلی خوش اخلاق بودن
بعد دیگه ماماهمراهم میگفت ورزش ک میکنیم هرموقع انقباض اومد سراغت بگو منم فاصله دردهای هر یک دقیقه یکبار شده بود خلاصه موقعی ک درد نداشتم ورزش میکردیم همین که دردهام شروع می‌شد ماساژ میداد کمرمو طب فشار کار می‌کردم باهام خلاصه دیگه مامانم و شوهرم از آخر شب پشت در زایشگاه منتظر بودن استرس داشتن همش هی میپرسیدن از پرستارا ک دختر ما زایمان نکرده
اونام میگفتن نه خلاصش ک گفتن بی دردی میخای گفتم آره دکتر بیهوشی اومد اپیدورالمم زدم زیاد درد نداشت
خلاصه واس دردهای اون موقع هم یکم خوب بود آرومم کرد منم خیال میکردم خوب خوبه دیگه قرار نیس دیگه دردهارو احساس کنم ولی اینجوری نبود برای من

۹ پاسخ

عزیزم بیمارستان خصوصی بود دولتی

دکترت کی بودن گلم
که اجازه داده بود ماماها بیمارستان معاینه کنن؟

عزیزم هزینه اپیدورال تو بیمارستان دولتی چقدر بود

چندساعت دردکشیدین

عزیزم خود اپیدورال تزریقش درد داشت یا نه ؟
الان خوبی بعدش مشکلی نداشتی؟

من ماه پیش بیمارستان مهر بودم آره پرستارهاش خوش اخلاقن ب جز یکیشون ک سنش بالاتر از بقیه بود اون واقعا کفری ایم کرده بود باهاش آخر بحثم شد حالا منم حوصله نداشتم اون بیشتر رو مخم میرفت یک سری چرت و پرتها میگفت ک اصلا بهش ربطی نداشت😐

هزینه بی حسی و ماما همراهتون چقدر شد

منم زایمان دومم اونجا بودم
اپیدورال رو یا خوب نمیزنه یا داروش خوب نیست
چون برای منم درد رو حس میکردم
در صورتی که زایمان اولم بیمارستان بنت الهدی بودم اپیدورال ش خیلی عالی بود و هیچی حس نمیکردم

شماره تماس ماما همراهتو میدی

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۴ ماهگی
زایمان طبیعی من✨️✨️😰
پارت ۴

خلاصه دیگه هی دردم بیشتر میشد بعد یکی اومد راجب انواع روش های بی دردی برام توضیح داد ک من گفتم اپیدورال میخوام و رفت دیگه ماما اومد گفت میخوای معاینه کنم گفتم اره معاینه کرد گفت ۴ سانت شدی به مامات بگو بیاد تقریبا ساعت ۱۰ و نیم اینا اومدن معاینه برای بی حسی ببینن چند سانتم گفتن ۵ سانت داری ۶ میشی دیگه برا اپیدورال دیره اسپاینال باید بشی
دیگه داشتن وسایل بی دردی میاوردن ک ماما هم رسید تا خوده دکتر بی دردی بخواد بیاد انقباض زیاد و پر از درد داشتم ک مامام نقاط فشاری کار میکرد باهام چون موقع رفتن بیمارستان صبحونه نخورده بودم و فقط چند تا خرما خورده بودم فشار افتاده بود دیگه ماما از وسایلم شیره انگور و خرما در اورد هی میداد بخورم یکم بهتر شدم نشستم پاهام از تخت اویزون دیگه دکتر اومد بی دردی ترزیق کرد که واقعا عالی بود سریع خوابوندنم پام داغ شد یواش یواش درد انقباض از بین رفت فقط فشار روی واژنم حس میکردم و درد فشار داشتم ۱۱:۱۲ دیگه شده بود اومد بی حسی زد
بعد چند دیقه حالت سجده شدم هی لگنمو تکون میدادم ک بیاد پایین بچه فشار روی واژنم و دردی ک بخاطر فشار بود هی بیشتر میشد ولی همینکه درد انقباض نداشتم واقعا خیلی خوب بود باعث میشد بتونم یکم همکاری کنم .
دیگه دوباره بعد چند دیقه اومدن معاینه کردن گفتن ۸ سانتم و دکترم داره میاد دوباره سجده شدم فقط وقتی مواقع انقباض حس فشار داشتم یکم زور میدادم ک دکتر اومد زود زایمان کنم بعد دکترم اومد و.....
مامان آوین مامان آوین ۱۱ ماهگی
تجربه من از زایمان
من قبل اینکه زایمان کنم خیلی دوس داشتم طبیعی زایمان کنم سونو ۳۲ هفته رفتم گفت بچه سفالیکه دیگه سونو نرفتم مامای خصوصی گرفتم بهم ورزش داد و گفت پیاده روی کنم و اینکه دیگه لازم نیست برم پیش دکتر خودش منو معاینه کرد یه بار گفت لگنت خوبه بار دوم گفت بد نیس که کاش میرفتم دکتر هم معاینه می‌کرد سونو هم کاش ۳۷ هفته میرفتم من ورزش ها رو بعضی روزا انجام می‌دادم دیگه وقتی همه کارام رو انجام دادم روز بعد با ورزش و پله نوردی کیسه آبم باز شد رفتم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن ۱ سانت بازه که مامای خودم آخرین بار گفته بود ۳ سانت بازه زنگ زدم بهش گفتم اونم با پرستارا صحبت کرد قرار شد ۴سانت که باز شد بیاد خلاصه منو بردن لیبر یه ماما اومد منو معاینه کرد هنوز درد نداشتم گفت اگه تا ساعت۱۲ دردات شروع نشن آمپول فشار میزنن دیگه ورزش بهم داد انجام دادم ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود آمپول فشار زدن ساعت ۱۲ بود معاینه کردن ۴ سانت باز شده بودم زنگ زدن ماما اومد منم چون آمپول فشار زده بودن دردام شروع شده بود خیلی شدید بودن جوری که نم میتونستم بشینم نه ورزش کنم خلاصه ماما اومد معاینه کرد که من تازه اونجا فهمیدم معاینه چیه😑با هر سختی بود معاینه شدم چند بار ورزش هم خیلی سخت بود انجام دادنش که اونجا پشیمون شدم از انتخاب طبیعی کاش رفته بودم سزارین خیلی بهم گفته بودن نرو طبیعی پشیمون میشی گوش نکردم خلاصه بعد کلی درد کشیدن و معاینه شدن فول شدم که آخر معاینه کردن من چون بچه بجای سرش صورتش تو کانال بود دکتر کشیک اومد منو اورژانسی سزارین کرد اینطور من هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین شدم ولی اگه برمیگشتم عقب اصلا زیر بار زایمان طبیعی نمی‌رفتم خیلی سخته
مامان 💙رضا💙 مامان 💙رضا💙 ۴ ماهگی
مامان سبحان🧿❤️ مامان سبحان🧿❤️ ۳ ماهگی
زایمان طبیعی پارت ۳
خلاصه من با اینکه ورزش کردم ولی هنوز ۳ سانت بودم ، ماما همراه آمد معاینه کرد آفرین الان ۳ سانت خوبی، انگار گولم زده بودن من آمدم گفتم ۲ سانت من مطمئن ام ۲ سانت نبودم ، خلاصه همش ورزش کردم با توپ با کمک ماما همراه بعدش معاینه ، از معاینه متنفرم دیگه، دوباره نیم ساعت دستگاه ان اس تی وصل میکردم دوباره ورزش و معاینه و دستگاه ، دیگه ساعت ۷ که شد من دردام زیاد شد با اون همه درد بازم ورزش و معاینه بعدش رفته رفته من دردام شدید شده بود ماما همراه گفت بریم حمام ۷ سانت که شدم ، من همش روی توپ میپردیم ماما همراه آب نسبتا داغ میریخت روی کمرم و شکمم و پاهام میگفت انقباض ات که شروع شد روی توپ بپر قطع که شد روی توپ بشین و بچرخون باسن ات روش چپ و راست و یه ورزش دیگه و اسکات بزن ، هم درد داشته باش هم روی ورزش کن خیلی سخت بود، بعدش معاینه و ان اس تی ، دستگاه ان اس تی را که وصل میکرد روی شکمم با انقباص که شروع میشد دردم دو برابر میشد میگفتم تروخدا بازش کن میگفت باید نیم ساعت بمونه و من نمیتونستم تحمل کنم یا خودم شل اش میکردم یا نمیزاشتم آخر دیگه من گریه میکردم جیغ و داد میزد دلش میسوخت زود تر باز میکرد
دردام دیگه غیر قابل تحمل شده بود شروع که میشد داد میزدم مامانم و شوهرم بیرون بودن ولی میگفتن صدات میومد مامانم میامد تو سر میزد دردم که شروع میشد میگفتم برو بیرون نبین ولی خب میشنید ، خلاصه دیگه میرفتم حمام اون اب داغ دردم یکم کمتر میکرد میگفتم تروخدا بزارید یکم بخوابم خسته شدم یدفعه حالم بد میشد میافتادم زمین بلندم میکردن میگفتن باید ورزش کمی تا راحت زایمان کنی دیگه آخراش خوب پیشرفت کردی
مامان نیلوفر مامان نیلوفر ۱ ماهگی
مامان حلما گلی🧚‍♀️ مامان حلما گلی🧚‍♀️ روزهای ابتدایی تولد
پارت اول زایمان طبیعی :
خب خانوما بیاید از تجربه زایمانم براتون بگم ،اول اینو بگم ک من قبل بارداری زیاد ورزش میکردم تو بارداری کلا اجازه ورزش نداشتم ب جز ماه اخر ک روزی یک ساعت پیاده روی و نیم ساعت ورزش مجاز بودم و ماساژ پرینه ک اکثرا انجام میدادم ولی این ماساژ اصلا فایده نداشت گفتن بچه اول احتمال پارگی و برش خوردن زیاده چون واژن بافت سفت تری داره،از ۲ نصف شب انقباض داشتم زمانشون هر ۳ دقیقه یکبار بود ولی فقط کمرم یکم درد میگرفت و شکمم درد نمیگرفت برا همین خیلی سرسری گرفتم و اصلا فکر نمیکردم انقباض باشه،تا فردا صبحش ک لکه بینی پیدا کردم رفتیم زایشگاه بیمارستان صدوقی اصفهان گفتن ۶ سانت باز شدم تقریبا تا ۸ سانت هم اکی بود من تکنیکای تنفسی رو رعایت کردم ولی از ۸ سانت دیگه کپسول بی دردی خواستم چون واقعا انقباض ها خیلی اذیتم میکرد ،و کار اشتباهی ک کردن این بود ک نمیزاشتن ورزش کنم در حالی ک مشکلی نداشتم و همه ی ماماها میگن وقتی دارید فول میشید باید ورزش های به دنیا اومدن بچرو انجام بدید ک راحت تر سر بچه نزول کنه،خلاصه ک این اذیت اولشون بود
مامان آرتا🩵🌱 مامان آرتا🩵🌱 ۳ ماهگی
تجربه زایمان
زایمان طبیعی
سلام من جمعه شب یازدهم اردیبهشت درد و انقباض هام شروع شد و تقریبا هر بیست دقیقه بود که رفتم بیمارستان و معاینه شدم یک سانت باز بود و انقباض هم داشتم، که گفتن برو خونه وقتی درد هات سه دقیقه ای یه بار شد بیا ،خلاصه فردای اون روز هی فاصله درد هام کم میشد تا ساعت یک شب به هر چهار دقیقه رسید که دیگه طاقت نداشتم و رفتم بیمارستان معاینه کردن و شده بودم دوسانت ولی درد هام درد های زایمانی بود خیلی شدید بود، همون موقع بستری شدم رفتم توی اتاق درد و لباس پوشیدم گفتن هر خوراکی چیزی لازم داری بگو همراهت برات بیاره دیگه من خرما و آجیل و کمپوت گلابی و آب معدنی همرام بود و هرموقع ضعف میکردم میخوردم، مادرم و همسرم پشت در بودن هر از گاهی میومدن بهم سر میزدن یا من میرفتم پیششون برام دلگرمی بود واقعا تو این فاصله همش ورزش میکردم اسکات و پروانه و قر کمر تا ساعت پنج صبح بود که برام یه آمپول زدن نمیدونم چی بود و معاینه ام شده بود سه سانت ولی درد هام شدید بود و حرکات بچه کم شده بود که بهم یه سرم قندی و ماسک اکسیژن وصل کردن و دوباره معاینه شدم وقتی که چهار سانت شدم اپیدورال گرفتم که یکم تزریقش سخت بود درد نداشت ولی یه سوزشی احساس کردم درد هام یکم کمتر شد ولی دهانه رحمم خوب باز نمیشد بعد دیگه کیسه آبمو پاره کردن قرار بود من نفهمم ولی از رفتارشون متوجه شدم کلی ترسیدم ولی واقعا درد نداشت ویهو کلی آب گرم ازم خارج شد بعد از اون شدم حدود شش هفت سانت که ماما همراهم اومد کلی بهم ورزش داد سجده و اسکات و می‌گفت سر بچه خوب نیومده تو لگن باید تند تند ورزش کنی خیلیی برام سخت بود اوج درد هام بود بدنم ضعف گرفته بودم
ادامه شو توی پاسخ ها میزارم
مامان کیان(قندم)💙🤭 مامان کیان(قندم)💙🤭 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۲


رفتم سمت حموم و نوار بهداشتی گذاشتم خوشبختانه شب قبلش حموم بودم و بدنمو کلا تمیز کرده بودم پاشدیم رفتیم سمت بیمارستان هوا هم بارون میبارید خلاصه رفتیم تا رسیدیم معاینه کرد گفت نزدیک ۲ فینگری من اصلا درد نداشتم فق کیسه ابم پاره شده بود بستری کردنم و زنگ زدم مامانم گفتم بهش خلاصه ی ماما اومد معاینه کرد و بهم گفت از تخت بیا پاین و ورزش کن قدم میزدم و ورزش میکردم اونا هم هی میومدن ان اس تی میگرفتن کمکم دردم شروع شد اما اصلا شدید نبود بهم میگفت هر وق دردت گرفت دستاتو تکیه بده ب ی جایی باسنتو بده سمت عقب منم اون کارو کردم خلاصه تاااا ساعت ۳ بعد از ظهر من درد کشیدمم دیگ بعد ۶ فینگر درداا خیلیی شدید ولی من استانه تحملم خیلی بالا بود اصلا جیکم در نمیومد ماما و پرستارا فک میکردم شکمم دوم سوممه ک انقدر ریلکسم😂همش میومدن تعریف میکردنم و باهام خیلی خوب بودن بهم امپول و سرم فشار نزدن چون خودم دردام خوب بود و این واااقعا نکته خیلی مثبتی بود
پرستارا هعی میگفتن لگنت خیلی اوکیه و اینا....
مامان اوین مامان اوین ۱۲ ماهگی
پارت دوم زایمان طبیعی
رفتم روی تخت که بخوابم سرم سنگین بود فکر میکردم طولانیه اما به 10دقیقه نکشید ک مثل روال قبل شدم و بلندشدم شروع ب ورزش کردن. کردم و ماما هر نیم ساعت ی بار میومد معاینه میکرد چ من هیچی حس نمی‌کردم ک داره منو معاینه می‌کنه و اصلا درد نداشتم بجز معاینه دوم ک قبل بیحسی اپیدورال بود واااای نگم نگم از دردش ک چقدر وحشت ناک بود اون لحظه کلا از زایمان طبیعی ناامید شدم و فکر میکردم قرار همین دردا ادامه دار باشه اما خداروشکر با اپیدورال همه دردا تموم شد و من شدم 7ی۸سانت که کم کم انقباض هارو حس میکردم و دارو اپیدورال داشت تموم میشد که دکتر بیهوشی اومد و از پرسید هروقت درد داشتی بگو ک من اپیدورال تو برات شارژ کنم و منم چون دردارو داشتم حس میکردم گفتم درباره برام. بزنن و دوباره ورزش هارو شروع کردم گربه ای اسکات اردکی انجام میدادم و استرسم نسبت ب چند ساعت اول خیییلی کم شد و ساعت شد 2نیم 3ظهر ک ماما معاینه کرد و گفت ک هروقت احساس فشار کردم زور بزنم تا فول شم منم انجام دادم و فول شدم
مامان آرتین وآریا💫 مامان آرتین وآریا💫 ۴ ماهگی
زایمان طبیعی پارت2

خلاصه بستری شدم هی دعا میکردم ک راحت زایمان کنم ب شدت میترسیدم هی میگفتم کاشکی ماما همراه میگرفتم ولی خوب شد ک نگرفتم چون یه مامای خیلیییی مهربون اومد بالا سرم انقد بهم دلگرمی داد کلی ترسم ریخت و یه دانشجو هم اومد پیشم خیلی بهم کمک کرد از شانس خوبم فقط من یه نفر مونده بودم تو زایشگاه برای زایمان اجازه دادن مامانم بیاد پیشم 🫣😉بعد انقباضام شروع شده بود هنوز امپول فشار نزده بودن دراز بودم دیگه تا یکم دردام زیاد تر شد ولی خیلی خوب تحمل میکردم و نفس میکشیدم ماما گفت بیا معاینت کنم گفت شدی چهار ساتت خیلی خوب پیشرفت میکنی منم انقد خوشحااال شدم بعد اون دانشجو فامیلش یادم نیس اومد گف پاشو یکم ورزش کن بلند شدم یکم قردادم بعد گفتم دردام بیشتر شده فوت میدادم میگفتم وای چقد این راحته بعد دوباره معاینه کرد ساعتای 4شیش سانت شده بودم و دردام انقد قابل تحمل بود ک روی توپ نشسته بودم برام توپ اورده بودن دیگه از هفت سانت دردام شدید تر شد ماما برام کیسه اب گرم اورد خیلی کمک کرد بهم