۲۶ پاسخ

واسه ما ک همش فیلمه به ظاهر مظلوم هست ولی به شدت طرفدار فک و فامیل خودشه و خودی پرسته
کم تر نزده به خوشی های زندگیم خدا ازش نگذره من هیچوقت ازش نمی‌گذرم حلالش نمیکنم

همه ی اینارو گفتی بر عکسش کن 😭😭😭😭😭ایشالله سر دختراش بیاد یه روز خوش نزاشت ببینم

مادر شوهرم یه عجوزه ب تمام معناست
خداروشکر باهاش قطع رابطه کردم

تو بنده برگزیده ی خدایی

مگه میشه🤐🤐🤐افرین بهش
من چیزی نگم بهتره😑💔

بخدا بخدا همه دنیارو بهم بدن
مادر شوهرمو نمیبخشم
همه دنیا

خواهرشوهر نداری؟ اگه خواهرشوهر داشته باشه امکان نداره مادرشوهرت اینکارا برات بکنه😁

خداوکیلی هست همچین مادرشوهری ... ؟ برا من ک خیلی بده خییییلی 🫤

من موقعی ک فرش شستن لازممون داره مهربون وقتی کارش تموم شدبیرونمون میکنه تازه خالی پدرشوهرم بهم میگه مگ نگفتی پدرشوهرت بدهاچراامدیی پیششون الان خوب شدموندم چرادخالت میکنن

چون انسانن عزیزم خداحفظشون کنه برات من از مادرشوهرم‌ بدی ندیدم‌ولی خوبی هم ندیدم

بد نیستن
خوب خوب مث شما هم نیستن😂

مال من اولیل دهنمو سرویس کرد یعنی سرویییسسسس کردا
لامصب
تا چند سال پیش الان بد نیستیم ولی محبت این مدلی هم نداره
یه موقع مریض شم یه چی درست کنه بده دم در با اینکه غریبم و تک عروسم ولی اونجوری هم هوامو نداره

ماله من همه مال تو برعکسش کن

مادر شوهر کاشکی فقط حرفی رو که میگه روش وایسه اصلا خوبیشو نخواستم فقط باعث جروبحثمونه خداشاهده موندم باید چیکار کنم بعد پسرم که زایمان کردم‌ دوباره دیگه عمل شدم به پشماشم‌ نبود حتا به پسرمم نمیرسه جاری هم کلا ندارم دوتا خواهرشوهر بعضی وقتا میمونم‌چیکار کنم

مادرشوهره من خوبه خدا نگهش دارع برام
ولی پدرشوهرم سگه

عی فخر فروش🥴🥴

مادر شوهر من ماهه ماه
عین مادر میمونه برام
همیشه هوامو داره
کارایی برام کرده که قطعا فقط یه مادر می‌تونه برا بچش کنه
خیلی مهربونه
پدر شوهرمم که بهترین مردیه که دیدم
همیشه خداروشکر میکنم بخاطر وجودشون

چقدر عالی... من همیشه به خودم میگم ایشالا در آینده همچین مادرشوهری برای عروسم باشم ..
من در همین حد بگم که من هیچ وقت حس نمیکنم خانواده شوهر دارم انقدر که تو زندگیم نقش خاصی نداشتن... مادرشوهرم قبلا خیلی توقعش از پسراش زیاد بود ولی الان نه کمتر شده... ولی در کل فقط در حد تلفن صحبت کردن و سالی یکی دو بار میریم شهرستان همین.. هیچ وقت خودشونو درگیر زندگیامون نکردن نمیپرسن چیکار میکنید یا نه

خدا شانس بده خوش به سعادتت کاش من ازاین شانسا مثل شما داشتم اما افسوس….🥺

والا مادر شوهر من انگاز ک اصن وجود نداره😅 ضرری ب من نمیرسونه ولی خب هیچکاری هم برام نمیکنه ،۷تا پسر داره با همه همینجوره، نه خونه هامون میاد ن با بچه هامون زیاد صمیمیه، از نوزادی بغل و بوس‌نکرده الا نوه هاش اصن پیشش نمیرن هرزگاهی با جاریا جمع میشیم یساعتی میریم سر میزنیم‌خونشون ، ولی خیلی حرصم میگیره من بستری شدم پیشم نیومد زایمان کزدم کمکی‌نکرد حتی عروسیمون هم مث ی مهمون ی گوشه نشسته بود یکی میدید فک میکرد مثلا فامیله دوره ن مادر داماد، البته بگم ک مریضه قرص عصاب میخوره

یعنی اگه دختر بود بچت اینکارا رو نمی‌کرد؟ یعنی چی چون‌پسر آوردی چه فرقی میکنه آخه

مادرشوهر من این کارارو نکرد ولی در حد توانش برام انجام میده و من راضیم

مادر شوهر من خالمه خیلی دوسش دارم رابطمون خوبه اونم همیشه میگه از دخترام برام عزیز تری 😅 البته فعلا جاری ندارم میترسم بیاد رابطمون خراب کنن😂

خداروشکر هم مادر شوهرم هم پدر شوهرم خوبن الان دلم براشون تنگ شده رفتیم شهرستان خیلی وقته ندیدم شون

والا یک ردز قبل عید گفت حق ک بیاید خونم ندارید فرق بین بچه ها گذاشتن جز آدم حساب نکردن آه و نفرین هر چی خوبی هم کنیم وظیفه میدونه تو سختیا با ما تو خوشیا با بقیه

اینم بگم چون من پسر آوردم این کارو نکردها اصلا فرقی قائل نیس مثلاً جاریم دختر آورده ب اون میگه تو الان فرشته ای چون دختر آوردی کلا خوبه 😍

سوال های مرتبط

مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
مامان کوچولو مامان کوچولو ۳ سالگی
دوباره بخاطر داداشم اعصابم خورد شد تاپیک قبل ماجرای قبلو گفتم
امروز باز داداشم باهام کار اداری داشت و مجبور بودم باهاش برم با اینکه خودم هزار تا کار دارم
تو ماشین همش بچه ها دعواشون میشد مثلا یکیشون میگفت تو بچه بدی اون یکی میگفت نه تو بدی و هزاااار بار تکرار میکردن هیچکدوم کوتاه نمیومدن داداشمم همش به دخترم میگفت الان پلیس میاد الان میگم ببرتتا
وقتی رسیدیم اداره هم بچه من همش شلوغ میکرد و برادر زادمم یا بهش میگفت نکن و دعواشون میشد یا میرفت پیش باباش و به دخترم میگفت برو اونور باز دعواشون میشد
داداشم گفت بچتو نگه دار دیگه گفتم میبینی مینشونمش جیغ میزنه نمیمونه گفتم خوراکی میخرم پارک میبرم بیا بشین گوش نمیداد
گفت برین تو ماشین و رفتیم دخترم گریه میکرد که میخوام برم و رادیو اینارو دست کاری میکرد آخر دو تا زدمش انقدر اعصابم از خودم خورد شد زنگ زدم داداشم که مارو ببر گفت هنوز کار کونده گفتم برام مهم نیست مارو ببر خونه اومد توماشین همه حرصمو سرش خالی کردم و آخرم گفت کار منو انجام ندادی نمیدونم عمدا میخوای من ضرر کنم یا چی و...




چیکار باید میکردم انقدر گریه کردم چشمام پف کرده






فرزند پروری پوشک جیش پیپی شربت دارو دکتر فرزند پروری فرزند پروری پوشک جیش پیپی شربت دارو دکتر فرزند پروری فرزند پروری پوشک جیش پیپی شربت دارو دکتر فرزند