۹ پاسخ

کار شما درست بوده
مهم نیست اون چه فکری میکنه
شما مسئول فکر دیگران نیستی
شعور خودتو نشون دادی

ن کارت درست نبود چرا وقتی کسی بهت احترام نذاشته چرا تو بزاری

کار درستی نکردی باید محل سگم نمیذاشتی بهش.یعنی چی برادرشون بچه دار شده نیومدن سر بزنن؟آدمن اینا؟

افرین عزیزم خیلی کار خوبی کردی خیلی خوبه دل دیگران رو شاد کنیم خیلی ارزشمنده

ن اول برای خودت ارزش قائل شو بعد ب دیگران احترام بزار
دلسوزی بیش از اندازه فقط خودت رو نادیده میگیره و کم کم میشه وظیفه

کارت درست بوده دمت گرم

بله کارت درست بوده دیگه به بقیش فک نکن تو زنگتو زدی

ب نظرم لطف کردی دمتم گرم

آخر هفته خواهر کوچیکه زایمان داره .

سوال های مرتبط

مامان دوتا نینی مامان دوتا نینی ۱۷ ماهگی
پوشک
شیر خشک
بارداری
زایمان
زایمان
بارداری
پوشک
شیر خشک
شیر مادر
خانماااا ی لحظه ی مشورت میخوام ازتون

من رانندگی بلد نیستم و کلاس خصوصی ثبت نام کردم
و ب ۲ تا از خواهرام گفتم ک بیایین شماها هم برین
و ۳ تایی باهم باشیم
حالا ی اتفاقاتی این وسط افتاده من ۲ جلسه نرفتم ینی ۲ روز
و کسی نبود بچه هامو نگه داره
حالا اون یکی خواهرم ک قبلا یاد گرفته بود میگ رانندگی فراره و الان نرو وقتی ماشین نداری واسه چی پولتو میندازی تو جوب و...
اما اون یکی خواهرم زنگ زده میگ بیا بچه هاتون من نگه میدارم هر ۳ تا برید
اینم بگم هر ۳ تامون نفری ۲ تا بچه داریم و میشه ۶ تا
بنظرتون حالا ک رفتم ادامه بدم یا ن؟
یا صبر کنم خواهرام تموم کننن و بعد من ادامه بدم
اون خواهر اولیم میگ هم بچه کوچیک داری هم ماشین نداری
چرا قبل ثبت نام مشورت نکردی ک میگفتم نری
حالا اینم بگم شوهرمم همزمان باخودم داره یاد میگیره
خواهرم میگ اون یاد گرفته بسه دیگ نیاز تو یاد بگیری
شوهرمم دیشب گف فردادبرو و ادامه بده
چ کنم بنظرتون؟
مامان آوش مامان آوش ۳ سالگی
من ديشب ساعت دو ي كاره خيلي بد كردم هنوز از شُكه كاري ك كردم بيرون نيومدم خدا لعنتم كنه،اينجا نميگم ك بگيد اشكال نداره اين حرفا نميخوام آرومم كنيد تو مرضوع،ديشب داشتيم مبخوابيديم ميدونيد ك بابا و مامانم خوب نيس حالشون من الان پيشون هستم ،پريشب آووش با اينكه از ١٠صبح بيدار بود ساعت ٤صبح خوابيد گفتم شايد جاب جا شده واسه اينه باش راه اومدم صبح هم فك كنم ٨نيم اينا بيدار شد،خودمم ساعت ٧ك كارا بابارو كنم خيلي خسته بودم ظهرم نخوابيد آووش و نزاشت من بخوابم همش بازي،شب ساعت دو بزور ديگه رفتيم بخوابيم من خودمو زدم بخواب بعد از اينكه چندتا كتاب داستاناشو خوندم واسش داشتم چُرت ميزدم يهو شروع كرد با پا تو سر صورتم زدن هرچي گفتم آووش كافيه جيغ نزن باباحجي بد خواب ميشه گوش نكرد منم بلندش كردم گذاشتمش تو حياط گفتم اينجا هركاري ميخواي كن باز شروع كرد جيغ زدن ،بابا ك بد خواب شد من بيشتر عصبي شدم در حياطو باز كردم گفتم جاي بچه هاي بد تو كوچس ترسيد و آروم شد😐اخه من چرا بچه رو ترسوندم؟اگه زبونش ميگرفت؟اگه لال ميشد😐


فرزندپروري فرزندپروري فرزندپروري پوشك شير بچه