۱۴ پاسخ

بنظرم کلا دختر ارومتر از پسره😅

والا من‌کلا آروم‌بودم رابطمم با شدهرم‌خوب بود سرکار هم نرفتم پسرم‌ولی شیطونه

والا من تو حاملگی نه سرکار میرفتم نه کسی بهم میگفت بالا چشمت ابروعه
ولی دخترم به شششششدت شیطونه همش درحال نق زدن و مخالفت کردن و لج بازیه🌚

من سر دخترم با خانواده شوهرم دعوا داشتیم همش تو کلانتری ودادگاه اینا بودیم همش می اومدن در خونه اذیتم میکردن استرس میدادن و....، ولی دخترم اصلا گریه ای نشد اروم اروم بود هنوزم خیلی ارومه درسته شیطونی میکنه بازی میکنه یه جا بند نمیشه ولی لجباز وگریه ای نیست، هر چی میگم گوش میده

نه عزیزمن بارداری اولم پراسترس گذشت یه پسر آروم ولی سر دومی خیلی ریلکس گذشت پسرم شیطون نق نقو

خیلی تاثیر میزاره
من سرکار میرفتم
با شوهرمم هر روز دعوا داشتیم الانم پسرم سر هر چیزی عصبی میشه و گریه میکنه میزنه

ببین همه اینایی که نوشتن پسرم شیطونه عصبیه بچه هاشون دوسال و چند ماهه ان..خب تو این سن همممه بچه ها عصبی لجباز میشن دیگه پسر من تا دو سالگی به شدددت اروم بود همه حسرت میخوردن الان داره دیوونم میکنه انقد لجباز و شیطون شده

قطعا ک بارداری تاثیر داره ولی من خیلی اروم بودم بارداری خوبیم داشتم ولی قربونش برم ماهان هم خیلی کتکمون میزنه هم شیطونکه

دختر آروم تر پسره همیشه اینجوری بوده

منم حاملگی خوبی نداشتم پسرم از وقتی بدنیا اومد اذیتم کرد تا همین الان شیطونه بد نیست ولی بیش از توانه منه

خیلی تاثیر می‌زاره

دوستم تو حاملیگش ناراحتی زیاد داشت بردارش فوت کرد و.. الان بچش عصبیه
کافیه چیزی بهش بگی حمله می‌کنه بهت

ربط که داره
ولی کلن پسرا شیطون فضول یه جا بند نیستن
خیلی فعالترن بزرگ کردن پسرا سخت تر نسبت به دخترا
من پسرم تا الان شیطول هست بازی میکنه با جیغ داد
دخترمم نمیگم منو اذیت نمیکنه می‌کنه میدونی بچه هستن دیگ
ولی نسبت به پسرا آروم ترن

ربطی به شیطنت نداره
بچه هایی که مادر استرس داره و جرص میخوره، عصبی میشن بیشتر تا فضول

حاملگی پر گریه دعوا جنگ اصعبی داشتم پسرمم الان بدتر ترین فضول ترین آدمی هست که دیدم

سوال های مرتبط

مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
مامان جوجوها👣💞 مامان جوجوها👣💞 هفته سی‌وسوم بارداری
من دیروز با شوهرم بچه ها رفتیم مشهد تمام مسیر تو راه و ترافیک بودیم و پسرم خیلی تو ماشین اذیت کرد همش خودشو میخاست پرت کنه پایین و زورم بهش نمیرسید اونقدر مشت و لگد خوردم ازش دخترم بردم خونه جاریم گذاشتم که با دختر عموش بازی کنن چون دوست نداشت با ما بیاد داخل شهر واسه همون یه تایمی پسرم با ما بود که دهنمون و سرویس کرد 😔اصلا نتونستم برم درست خرید کنم ولی یه مسافتی با شوهرم پیاده رفتیم ساعت 11 شب پسرمم تو کالسکه آروم گرفته بود در حال خوردن و بیرون ماشین اصلا اذیت نشدم.. و خوش گذشت.. کاش بتونیم تا قبل به دنیا اومدن دخترم یه ماشین بخریم که یکم بیشتر بگردیم.. دیشب حس کردم پسرم نهایت یک سال دیگه اذیت میکنه بعذ میفهمه دخترمم که خیلی بزرگه و معمولا تو مسافرت به هیچ عنوان اذیت نمیکنه و زیادی سازشگره چون عاشق بیرونه چقدر با تو بچه کیف میده وقتی بزرگ میشن. ولی وقتی سومی بیاد قراره چی بشه؟؟ یه چیز خیلی عجیب من اصلا ااااا کمر درد نشدم و گاهی یادم میرفت باردارم انگار نه انگار سبک و رها نه دردی نه اذیتی نه.... تمام اون مشکلات قبلی از بین رفتن و هیچ خبری از درد و انقباض و تکرر ادار و نفس تنگی نبود خیلی پر انرژی بودم... 😉😉اگه تکون نمی‌خورد شک میکردم چون هیچ علایم بارداری نداشتم و هنوزم ندارم... جالبه خانوادم میگن شبیه حامله ها نیستی اصلا.. با اونکه 6 ماه و بسلامتی دارم تموم میکنم