۱۳ پاسخ

بنظرم واکنشی نشون نده چون نشون میدی حساس شدی اونم بدتر میکنه
یه سری مادرشوهرا محبت هایی‌که نتونستن از شوهرشون بگیرن از بچشون میخوان
بیخیال باش به این فکر کن تو ذهن شوهرت فقط تویی و در نهایت اون فقط مادرشه

🤣دقیقا نمیدونم فازشون چیه انگار شوهرشون

بنظرم بیخیال باش و بی تفاوت خودش درست میشه
مثلا تو گوشی چیزی به شوهرت نشون بده یا یه صحبتی بنداز فضا رو از اون حالت خارج کنی
ولی پشت سر به شوهرت بگو از این کارا خوشت نمیاد بحث حسادت نیست ولی دلیلی نداره این رفتارای بچه گانه (بهترین روش اینه خود شوهرت به مادرش بفهمونا از این کارا خوشش نمیاد)

ولی تو این کارو نکن به نظرم تو دست پیش بگیر
میخواد با شوهرت کاری کنه تو زودتر پاشو انجام بده
بذار شوهرت نتونه
شوهرت خواست بخوابه پاشو بالشت بیار پاشو ماساژ بده بهش برس جلو اونا هم کار خوبی کردی هم تو چشم اونا خوب میشی هم اون نمیتونه کاری کنه
یا چیزی خواست بدو بدو برو انجام بده هی بشین کنارش نازش کن بوسش کن
شمشیر و از رو نبند چون این پسرا عشقشون مادرشونه مادره هم به هر قیمتی خودشو میخواد خوب کنه تو نذار تو جلوتر انجام بده
اخلاقتو خوب کن دعوا و بحث نکن اینجوری اون بیشتر میاد سمتت حتی برای خانوادش هم خوب باش اون ببینه تو همه جوره خوبی ناخودآگاه بیشتر میاد سمت تو تا اون

خواهر منم شوهرش و مادرشوهرش اینجوری بودن شوهرش تمام و کمال در اختیار مادره بود مادرش ادای این دخترای ۱۷ ۱۸ ساله رو در میاورد ناز و ادا میومد انقد هم زشت و پیره ولی فک میکرد خیلی خفنه بابای پسره فوت شده این حس میکرد باید خلا های اونو پر کنه
به خواهر منم میگفت تو میخوای منو از مادرم جدا کنی پاتو از زندگیمون بکش بیرون
هروقت می‌رفت پیش مادرش میومد دعوا میکرد
مادرش یه افریطع به تمام معناس هرجا نشسته بد خواهرم و گفته درصورتیکه خودش کلی بلا سر خواهرم آورده
جوری ک اخرا انقد بد دعواشون شد خانواده ها روشون به روی هم باز شد
میخواستن طلاق بگیرن
ولی یکی دو ماه گذشت فامیلای ما و فامیلای اونا واسطه شدن اینا یجا دیگ خونه بگیرن قبلاً بالای مادر شوهرش بود
الآنم ک جدا شدن خیلی خوب شدن باهم رفت و آمد هم ندارن با خانواده هم فقط خواهرم میاد پیش ما اونم فقط شوهرش میره پیش خانوادش

شما برو اینکارا رو واسه پدرشوهرت بکن شاید مادرشوهرت حساس شد🤣🤣

به شوهرت بگو از این رفتارا خوشم نمیاد
یا اگه نمیشه با شوهرت حرف بزنی
اگه یبار دیگه این رفتارو دیدی از مادرشوهرت یجوری با چشمات و اینا بفهمون ناراحتی چپ چپ نگاش کن

منم اوایل همین بود بی محلی جوابه فقط

برگاااام مادرشوهرمن یه طور دیگه احساس میکنه شوهرم شوهرشه. موقع خونه تکونی کارای عید اینا یه لحظه هم پسرشو ول نمیکنه ک بیاد کمک من . ۱ماه تمام هرروز شوهرم اونجاس خونه تکونی اساسی میکنن بعد برا خودمون وقت نمیمونه

بچه دار بشید شاید یکم کمتر بشه

وا بچشه دوسش داره چرا اینجوری میکنید‌
خودتون‌ مادر شید میفهمید

انگار میخوان از چنگ شما درشون بیارن
یه همچین حسایی دارن
بی تفاوت باش
چون کوچکترین حرف و حرکتت یه جنگ بزرگ راه میندازه

نه مگه خرابی چیزیه که واسه پسر خودش از این اداها دربیاره؟😐

سوال های مرتبط