۱۱ پاسخ

من جنگ ۱۲ روزه اینطور شدم
الان زیاد سختم نیس
میدونم اگ بخای بمیری میمیری
اگم قسمتت نباشع موشک بیوفته تو خونت عمل نمیکنه و نمیترکه
همه چیز دست خداست
حکمت خداست
نگران نباش
قسمتت چی باشه من با آرامش میخابم با اینکه خونمون نزدیک فرودگاهه تا الان ۴ بار فک کنم زده

من خونم نزدیک یه بیمارستانه این سمتش مصلی اون سمتش جهاد بعد یه روز جهاد زد خیلی وحشتناک بود یه مدت رفتیم خونه مامانم دیگه دیدیم بی فایده س اومدیم خونه خودمون الان نمیدونم چرا ترسم ریخته با خیال راحت میخابم

من اولش یکم اینجور بودم ولی تو این دنیا دلخوشی ندارم که از مرگ بترسم تازه از خدامه فقط همه کسم بچمه..

من ج ن گ ۱۲روزه خیلی زیاد میترسیدم ولی الان میترسم نه اونقدر زیاد میگم‌هر‌چی از خدا امد خوش امد هروقت قسمتمون‌شد میمیریم

من میخوابم ی دفعه میبینم همسرم صدا میکنه میگه پاشو صبحونه بخوریم
دیگه بیخیال شدم کلن با این ک پشت خونمون پادگان ی سر خیابان هم پایگاه اما باز بیخیالم

نه قشنک میخوابم

نه چند شبه بخاطر اینکه گفتن نیروگاه رو میزنن همش کابوس میبینم😭

فکر کنم فقط منم. کلا میخوابیدم🤣 ما خونمون پردیس‌ه بعد اینجاها هم میزنن چندوقت پیش لاریجانی همینجا کشتن. من خواب بودم. دنیارو اب ببره منو خواب میبره🤣بمب هم‌نمتونه بیدارم کنه🤣🤣🤣🤣

نه چون گاهو بیگاه یا از اینجا موشک میزنن یا اونا میان میزنن

من اون دوشبی ک خونم بودم و جنگ بود اصلا نخابیدم تا اومدم شهرستان🫠

من میخابم ولی مدام خوابهای چرند میبینم یا دارم دعوا میکنم یا هراسان هستم یعنی کلا خواب مفید ندارم همش توی خوابم بدبختیه
با کوچکترین صدا هم میپرم

سوال های مرتبط

مامان دخترمممممم مامان دخترمممممم ۳ سالگی