۱۶ پاسخ

خیلی ناراحت شدم

وای واقعا اگر همچین چیزی رو تجربه کردی. واقعا خیلی ناراحت شدم و متاسفم
ولی دیگه نباید بهش فکر کنی
و خود ازاری کنی
😭

واقعا متاسفم که همچین چیزیو تجربه کردی و امیدوارم برادرت کارمای این کارشو پس بده همین دنیا جلوی چشم تو
فقط باید جلسات تراپیتو کامل بری و این موضوع رو کامل درمیون بذاری

چند سالت بود وچند سالشون بود؟

تجربه ی خیلی ترسناکی داشتی
منم وقتی داداشم بخواد خیلی نزدیکم بشه عقب میکشم این حس ناخودآگاهه نمیتونم اعتماد کنم

کاش این تاپیک رو‌نمیدیدم

الهی عزیزم این واکنش طبیعیه مغز اتفاقای بد رو یادش نمیره که دیگه تو اون موقعیت قرار نگیره خودت فقط میتونی بخودت کمک کنی با خودت فکر کن دیگه تموم شده و هیچ خطری تو رو تهدید نمیکنه سخته میدونم ولی بکسی مخصوصا شوهرت چیزی نگو سعی کن فراموش کنی

عزیزمممم ❤💔

الهی نباشممممم😭😭😭😭

به شوهرت بگو قبل از رفتن به حموم آب رو برات تنظیم کنه شاید کم کم این ترس برطرف شد

وااااای چقدر بد
وقتی پدر و مادر مطمئن هستن دخترشون پیش برادرش در امن و امانه این اتفاق تلخ بخواد برای دختر بیوفته
روان بچه از کودکی داغون میشه
به نظرم زیاد بهش فکر نکن
اگه دوست داری بگو الان رابطه ت با برادرت چه طوره؟

عزیزم چ تلخ
چند سالت بود ؟
الان با برادرت رفت و آمد داری؟

عجب برادری،مامانت متوجه نمیشد یا نمیگفتی؟
البته منم مثل تو از برادرم میترسم اون یه مدل دیگه ترس و تو وجودم زیاد کرد

برای اینکه این ترسو به پسرت انتقال ندی قبل اینکه ببریش تو حموم اول یه لگن بزرگ آب کن که تا آخر حموم کردنش آبی نخوای روشن کنی و با همون آب کاسه کاسه بشورش

چقدر ناراحت شدم

😔😔😔😔عزیزمممم

سوال های مرتبط