۶ پاسخ

مبارکت باشه،کاش هزینه هاراهم میگفتی؟

وای من امروز از درد سینه هام گریه کردم اصلا نمیتونم بچمو شیر بدم چنان میسوزه ازحال میرم لباسمم بش میخوره درد دارم

منم همینطورم درد و سوزش سینه هام یه طرف بقیه دردام یه طرف ینی لباسم میخوره به سینه هام دلم از حال میره دل درد میگیرم
بچمو میخوام شیر بدم یه سوزشی میگیره که داد میزنم😭

عزیزممم
مادر خوب خیلی واجبه
نمیتونم تصور کنم اونایی ک مادر ندارن چقدر سختشونه...

عزیزم درد شقاق سینه هم نهایت تا روز ۸،۹ میمونه شرایط منم مثل تو بود و البته بچم اصلاااا سینه نمیگرفت حتی الانم بزور شیر میخوره

خدا مادرتونو حفظشون کنه سلامتی بده بهشون

سوال های مرتبط

مامان محمد مامان محمد ۱ ماهگی
فقط فشار های که می آوردن تا بچه رو بکشن بیرون خیلی با شدت بود تکون میخوردم کاملا درد نبود ولی فشار زیادی بود که صدام در اومد. ساعت ۱ و ربع بچه رو درآوردن یکم اون پشت ی کارایی کردن باهاش و آوردن صورتش رو چسبودن بهم ، خیلی طولانی نبود بعد بردنش و منو بخیه زدن و بردن تو ریکاوری، اونجا دو ساعتی بودم پسرم رو ماما آورد گذاشت زیر سینه تا شیر بخوره، کم کم حس پاهام برمی‌گشت حالت گز گز داشت ، پمپ درد برام آوردن بعد یک ساعت که کاشکی زودتر میاوردن ، ازینجا تازه دردا شدید من شروع شد. چند دفعه ماساژ شکمی دادن که کوتاه بود ولی واقعا دردناک بود هم تو ریکاوری هم تا فرداش تو اتاق ، پمپ درد رو بهم همون اول نگفتن هرموقع بخوام میتونم دکمش رو فشار بدم تا سریع تر اثر کنه برا همین ی نصف روز بیخودی درد کشیدم ، شیاف هم میزاشتن ولی واقعا این پهلو اون پهلو شدن سخت بود همش به پشت هم میخواستم باشم کمرم درد می‌گرفت میخواستم بچه شیر بدم درد داشتم . کشیدن سند هم یکم درد داشت ، و اولین راه رفتن که افتضاح بود ، فشارم افتاد از شدت درد و همش ناله می‌کردم تا از رو تخت برم دستشویی و برگردم. پمپ درد از وقتی که دکمش رو فهمیدم میتونم فشار بدم موثر بود شیاف هم برام ۲ بار گذاشتن ، و تا ۱۰ روز تقریبا با شیاف و ژلوفن حالم خوب بود اگه نمیذاشتم روزی ۲ بار، درد داشتم . سردرد هم که گفتن سرت رو تکون نده ولی مگه میشه وقتی میخوای بچه شیر بدی حالا نمیدونم ازین بود یا کلا به من نساخته بود بی حسی که تا ۴ روز سردرد خیلی زیادی داشتم دیگه آخراش تا تیغه بینی و دندونام هم درد میکرد . نسکافه میخوردم بهتر میشدم
مامان پسر طلا👑🧿 مامان پسر طلا👑🧿 ۱۰ ماهگی
پارت ۶‌..
۲ روز بیمارستان بودیم ... انواع سرم و خشک کننده و مسکن رو بهم وصل کردن . آزمایش خون گرفتن کم خون بودم ، بخاطر فشار روی قفسه سینم منو بردن اکو قلب ، بخاطر خونریزی زیاد دوباره با اون وضع منو معاینه واژن کردن و شکمم رو فشار دادن ، خداروشکر چیزی نبود ... بچم ۲ شب اول نه گریه کرد نه درست شیر خورد ، ۲ روز ناله میکرد بچم😭 دکتر گفت بخاطر فشاری بوده که تو زایمان روی بچه اومده ، نگران نباش خوب میشه ، خلاصه بعد ۲ روز مرخص شدم ولی خیلی سخت گذشت ، نمیشه توصیفش کرد 💔🥺 امیدوارم هیچکس اینجوری زایمان رو تجربه نکنه ... بازم خداروشکر بچم سالمه... راه رفتن بعد سزارین واسه منی که ازطبیعی جون سالم به در بردم ، هیچ دردی نداشت ، راحت راه میرفتم و مشکلی نبود ... اثر شیاف و مسکن که رفت درد بخیه هام و درد رحم و واژن شروع شد ، دوباره بع پرستار گفتم بهم مسکن بزنه . با مسکن آروم بودم ... پرستارا همش میگفتن به بچت تند تند شیر بده قند خونش نیوفته .. بچم حتی بیدار نمیشد و گریه نمیکرد ..چه برسه شیر بخوره ... الان ۴ شبه کلا نخوابیدم ، چشام میسوزه شدید . خلاصه امیدوارم منم به روزای خوب شیردهی برسم . چون الانم بچم زردی گرفته و نگرانم.. واسه یه مامان اولی خیلی سخته ، دوست دارم تنها باشم و گریه کنم 💔😫😭 خدایا کمک کن ، تموم بشه این استرس ها ....
مامان پناه✨️ مامان پناه✨️ ۴ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۳
بعد دیگ دکتر واستاد دوخت و دوز ک حالم بد شد دیگه خوابوند منو البته خوابم عمیق نبود ولی خوب شد حالم😍 بعد اومدن بردن منو ریکاوری دخترمو اوردن خداروشکر شیر داشتم همونجا گذاشتن شیرش دادم خیلی حس خوبی بود بخدا واسه همتون این لحظه رو ارزو کردم🥹 ولی ولی اصل ماجرا این جا شروع شد که بردنم بخش و دردام کم کم شروع شد😂 واقعا سزارین سخته خیلیم سخته خیلی خیلیم سختهههههه ولی فقط یک روزه ینی یک روز کامل دهنت سرویسه از درد و فلج بودن و بخیه و ماساژ رحمی و اولین راه رفتن و .... اما از فرداش دیگ خوبه خوب میشی... دردام روز اول زیاد بود ولی دکترم یه جوری واسم سرم و امپول نوشته بود که خیلی آرومم میکرد... خودشم گفت پمپ درد نگیر من ی جوری دارو میدم کار همونو بکنه که واقعا هم همین بود سرمایی ک میزدن خیلی ارومم میکرد... خدایی امروزم ک روز دومم بود خیلی کم درد داشتم فقط برای پاشدن راه رفتن هنوز یکم اذیتم حتی رد بخیه هام تیر نمیکشه اونقدی... خلاصه سزارین تجربه خوبی بود ولی خب اگر میتونستم بدون عوارض زایمان طبیعی کنم قطعا طبیعی میاوردم ولی طبق نظر پزشک و شناخت خودم از بدنم با طبیعی دهنم سرویس میشد ... توانم برای سزارین خوب بود الحمدالله اگه به چشمتون میبینید اصلا شک نکنید زایمان خوبیه.
همین دیگه الانم بغل دستم خانوم خوابه و هی واسش میمیرم🥹❤️
مامان سورنا مامان سورنا ۱ ماهگی
تجربه سزارین اولم پارت ۴:
از این قسمتش خیلی مهمه،بخونین و در موردش تحقیق کنین و امیدوارم که هیچوقت این اطلاعات هم به دردتون نخوره😐🙏🏻
مرخص شدیم و اومدیم خونه
خونه مون حسابی شلوغ بود و پر از حاشیه ها و داستان های مختلف و اختلاف های جزئی بین من و شوهرم و خانواده ها با هم ولی در کنار همه این مسائل همه خوشحال بودیم و هیجان زده بخصوص اینکه دخترم نوه اول هر دو خانواده بود.
پاهام کم کم خوب شدن،ولی بخاطر شیافی که پرستار برام بد گذاشته بود زخم شده بودم و ملتهب و گذاشتن شیاف دردسری شده بود و از طرفی هم مامانم منو از شیاف میترسوند و میگفت نذار و با قرص خودتو سرپا نگه دار.بخاطر همین من درد واقعی سزارین رو تجربه کردم😩خودم به دخترم شیر میدادم و شقاق سینه گرفته بودم و ترکیب درد سینه هام و درد بخیه ها و درد پشتم یه ترکیب عجیبی شده بود که درد بعدی بهش اضافه شد،
کم کم موقع شیر دادن یه دردی میوفتاد تو کتفم و نفسم رو میبرید،مامانم گفت باد زایمانه،اوکی میشه
کم کم دیگه مهم نبود شب باشه روز باشه ایستاده باشم نشسته باشم این درد کتف و قفسه سینه م داشت بیشتر میشد و همه اصرار داشتن که باد زایمانه و خودش خوب میشه.تقریبا روز چهارم زایمانم بود و دخترم کم کم داشت زرد میشد و مامانم و شوهرم بردنش دکتر و من خونه تنها بودم،