۶ پاسخ

عزیز دلم خداحفظش کنه
۱۲۰ سالگیشو ببینی

ای جان امام رضانگهدارش باشه.بچه منم هدیه امام رضاس

با سلامتی عزیزم خدا برات نگه داره 😘

چقد شبیه منی انشالله منم دخترمو به سلامتی بغل بگیرم

خدا حفظش کنه زیر سایه پدرو مادر بزرگ بشه 😍 گلم گوشای دخترتو چن روزگی سوراخ کردی

خداواست ببخشه

سوال های مرتبط

مامان دلسا🎀 مامان دلسا🎀 روزهای ابتدایی تولد
تجربه های من از زایمان سزارین
تو سزارین این که زمان زایمان رو میدونی به وقتش خودت میری بیمارستان خیلی خوبه تو طبیعی اینطور نیست
ولی بعد عمل سزارین راه رفتن خیلی خیلی سخته مخصوصا روز اولش

صبح اول وقت روز دوشنبه به تاریخ 1405/6/2رفتم بیمارستان
لباس دادن لباسامو عوض کردم اونجا آزمایش های لازم رو انجام دادم بعد مشاور بیهوشی ازم چن تا سوال پرسید
بعد یکی دو ساعت که وقت عملم بود قبل عمل سوند گذاشتن زیاد درد نداره ولی خیلی احساس دفع ادرار بهت دست میده که اونم موقع بی‌حسی احساس نمیکنی
بعد بردنم اتاق عمل آمپول بی‌حسی از کمرم زدن بی‌حسی برای من خیلی دیر اثر میکرد یکم کرده بودا ولی وقتی عمل رو شروع کردن یه چیزایی احساس میکردم و عذاب داشتم که صدام دراومد فهمیدن و به سرمم مسکن زدن دیگه نفهمیدم چیشد بعد یک و نیم ساعت بود فک کنم که بیهوش بودم به هوش اومدم دیدم کنارم چن تا خانما یی که زایمان کردن با نوزادشون هستن اصلا اینجا اتاق دیگه هست منم گیج میزدم که دیدم پرستار یه نوزاد نشونم داد گفت اینم دخترت بعد گذاشتنش رو سینم شیر دادم
من نتونستم اون لحظه که نوزاد رو از شکم در میارن صدای گریه اش میاد بعد میزارن رو سینه ات رو تجربه کنم
مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
تجربه سزارین پارت دو
خیلی سریع بی حس شدم و عمل رو شروع کردن یکی از کادر بالا سرم بود و همه چی رو برام توضیح میداد و این خیلی خوب بود این رو هم بگم که من حواسم بود و به هیچ عنوان نه صحبت میکردم نه سرم رو تکون میدادم و خداروشکر بعدش سردرد نگرفتم ، به خاطر ناشتایی و اینکه دهنم خیلی خشک بود حین عمل حالت تهوع گرفتم که گفتم و بهم آمپول صد تهوع زدن و خیلی سریع خوب شدم ، نی نی به دنیا اومد و من مدام داشتم تو ذهنم برای همه دعا میکردم ، پسرمو تمیز کردن و گذاشتن کنارم منم کلی بوسش کردم و قشنگ ترین لحظه بود ، چندین بار ماساژ شکم رو انجام دادن که چون بی حس بودم اصلا چیزی متوجه نشدم و بعدشم بردنم ریکاوری و اونجا خوابیدم و خیلی خواب بهم چسبید و بعدش یک مامایی اومد و بچه رو گذاشت کنارم و بهش شیر داد از ریکاوری رفتم بخش و خیلی میلرزدیدم که خب طبیعی بود و تا ۸ ساعت بعدشم چیزی نخوردم حتی یک قطره آب ، توی بیمارستان مدام پرستار حواسشون بود و همه چی رو چک میکردن و رسیدگی شون عالی بود
راجب اولین راه رفتن هم با کمک پرستار خیلی راحت راه رفتم و درد خیلی خیلی کمی داشتم . روز بعدشم که مرخص شدم
خداروشکر همه چی خیلی خوب بود و از همه چی راضی بودم امیدوارم همه زایمان راحتی داشته باشن
فقط اگر سزارینی هستین اصلا نترسین همه چی خیلی راحت تر از چیزیه که بهمون گفتن