۱۱ پاسخ

چه پاگشای پر ماجرایی داشتین شما
تمام تاپیکای شما حول و محور پاگشا میگرده
قربونت یه لطفی کردی دمت گرم
ولی وژدانا بیچارشون کردی از بس در موردش تاپیک گذاشتی😬🫣🤣😂

آدم ها کلا از آدم دهن دریده حساب بیشتری میبرن و بنظرم شما خانم با شخصیت و آرومی هستی بخاطر همینه همه به اون خواهر شوهرتون احترام مثلا گذاشتند 😉
یه نصیحت خواهرانه دیگه با شوهرت در مورد این مسئله بحث نکن اون مقصر نیست زندگیت رو هم خراب می کنی بیخودی اما از این به بعد مثل خودشون رفتار کن 🙂

میبینم ولی چه میشه کرد منم جایی تلافی میکنم به شدت اهل تلافی ام😂

ولکن...

چرا حق داری ناراحت بشی منم مثل شما برام پیش اومده و ناراحت شدم تا قیام قیامت،ولی بنظر من دلیلش سادگی و مهربونی بیش ازحدمونه،باید از این به بعد خودمون دست بالا بگیریم به خودمون احترام بذاریم بریم بالای مجلس بشینیم و..😄☺️فک کنم کم کم اونا هم ما رو بزرگ نگا کنن

عزیزم مشخصه شما مثل من آدم بشدت استرسی زودرنج هستید عزت نفس تون پایینه ببین عزیزم یکم خودتو بی خیال کن و هر چیزی برای خودت بزرگ و ارزشمند نکن من الان کامل درکت میکنم و میفهمم چقدر بهت سخت گذشته ولی با غصه خوردن و دعوا با همسرت هیچ چیزی درست نمیشه یه کاری کن از حالا فقط حال خودت برات مهم باشه نه تایید بقیه با هرکس دقیقا عین خودش باش چون خوبی بیش از حد میشه وظیفه امیدوارم از الان دوتامون اینقدر بی خیال بشيم که دیگه کارا و حرفای هیچ کسی باعث ناراحتی مون نشه با آرزوی بهترین ها برات عزیزم

عزیزم. شانس دیگ. ک ما نداریم. ولی توام دیگ دعوت نکن نمیدونم دست ماها نمک نداره

والا ماازین رسما نداریم جیزی ببریم خونه کسی
حالا یا شیرینی یا کیک‌میبریم
ولی روغن و کیف و اینا نه

بگو خونه برادرشوهر عروسشون چیزی نیاوردن
اون خواهر شوهر که مهمونی داد وضع مالیش کمتر از شماست؟

چطوری اینهمه ادم صدا میکنی دختر تو این گرونی با این زحمت خوب فقط خانواده شوهرش رو صدا میکردی خوبه شوهرت میزاره شوهر من باشه اجازه نمیده

من باشم ناراحت میشم ولی چه میشه کرد بعضیا ذاتن بی انصافن

سوال های مرتبط

مامان اقا اراد❤️ مامان اقا اراد❤️ ۵ سالگی
فرزندپروری
پوشک شیرخشک
واکسن تربیت کودک
فرزندپروری فرزندپروری#فرزندپروری
هفته پیش ۳۵تامهمون داشتم مادرشوهروخواهرشوهرم کمکم کردن براغذاپختن ولی سه تاخواهرومادرشوهردست به ظرفام نزدن خداشاهددوروزتک وتنهامیشستم وجمع میکردم تاتموم شدمن واسشون خیلی کارکردم تااینک امشب خواهرشوهرم همونامهمونش بودن من واس جبران ازصبح رفتم کمکش اینم بگم من اخرشب ک غذاهام جمع میکردم مادرشوهرم برگشت گف ازغذاهات جاکن ک برادخترش اندازه دوروزدخترش ازخونم غذابردگفتم بیخیال خودشم برددیک غذایی نمونداونقدی حالاامشب مث سگ کارکردم انقدناراحت شدم مادرشوهرم تاظرفای میوه دخترش دادمحبوری شستیم تاظرفاش خشک وتوکابینت نذاشت نذاش کسی بره اخرم سه تاقابلمه غذابودفقط برامادرش غذادادظرفای غذای من هنوزاونجابودیه تعارف نزدغذابکشم ببربرافردات ظرفای خالی میخواست بده😒کسی مونده یه لقمه غذانیست ولی من بهم برخوردبنظرتون نق بامن نبودمن میگم دیگ کلفت ک نیستم منم ادم بودم اونادست نزدن وبردن بعداین مارکردن تاظرف اخرم دادن بشورم سرهمین بدجورباشوهرم دعوام شدمتنفرم ازهمشوننن
مامان فسقل ❤ مامان فسقل ❤ ۵ سالگی