من دیروز مهمون داشتم کلا ۱۴ نفر بودیم صب زود شروع کردم درست کردن ژله و پودینگ و اینا همسرم برای سالاد و شستن مرغ واینا کمک کرد اما تا بیدار شده ده بار باید یا تابش میدادم یا بیارمش پایین یا شیر یا آب وقتی هم بیدار شد فقط بغل نق گریه داشتم میمیردم از خستگی کارمهمون و اذیت هاش کلا همینن
من از وقتی دخترم بدنیا اومد دیگه مهمونی ندادم فقط رفتم
دعوت نکن عزیزم یا با کسی که راحتی دعوت کن بچه تو نگه داره مامانی عمه ای کسی
خداروشکر پسرم همکاری کرد البته بگم شب که خوابید با خواهرم همه غذاهارو اماده کردیم فرداشم مهمونا اومدن مشغول بازی شد منم به پذیراییم رسیدم موقع ناهارم خوابید
اره ولی من میدم شوهرمبگیرتش کارامو میکنم بازمروانی میشم تا کارهامو بکنم و مهمونی تموم بشه
کاش اصلا مهمون نمیرفت خونه کسیکه بچه زیر دوسال داره
من مهمون زیاد خونه نمیگم فقط مامانمینا میان همیشه که راحتم باهاشون اول ماه رمضون ۲۰ تا مهمون داشتم بیرون دعوتشون کردم که دخترمم اذیت نشه خودمم هی نخوام حرص و جوش بخورم چون اصلا شدنی نیست با بچه این سنی تو خونه مهمونی دادن کلافت میکنا خودشم کلافه میشه🥴
من اینجور وقتا بچمو میبرم خونه مامانم کارام که تموم شد میرم دنبالش
من ازوقتی دخترم بدنیا اومد فقط یبار مهمونی دادم اونم عصرونه
منم دیروز دو تامهمون داشتم دخترم اصلا نمیزاشت پذیرایی کنم گریه میکرد بغل میخاست گزاشتم روی مبل کنار همسرم اومدم چایی رو بگیرم دخترم با کله از روی مبل افتاد پایین انقد گریه کرد 😓😓
اره عزیزم همدردیم نگران نباش شوهر منم مثل شوهر شماس
شرایطتت رو نمی دونم ولی مهمون دعوت نکن واسه ناهار و شام.اگرم میخوای غذا درست کنی یه چیز ساده مثل جوجه کباب یا شامی با برنج کنارش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.