۹ پاسخ

منم نه رفتم خونشون نه زنگ زدم بهشون‌الان حوصله خودمم ندارم

دقیقا بهترین کارو میکنی ینی چی احوال نوه شونو نگیرن ما پدرشوهرومادرشوهرم هرروز زنگ میزنن باشاهان حرف میزنن چنروز نریم زنگ میزنن چرا نمیاین چیزی شده مریض شدین خدایی نکرده یاخودشون میان سر میزنن

بهتررررررر
بخدا راحتتری اینجوری
ما‌که اسیریم
دست راستت رو سرماااااااااا

مادر شوهر من خالمه
هیچ وقت به هم زنگ نمیزنیم
خیلی هم راحتم

بخدا برو تاپیک های منو بخون خداتو شکر کن خانواده شوهر من نمیذارن زندگی راحتی داشته باشیم همش وسط زندگیمونن الان از روز اول عید همش در خدمتشونم نمیذارن یه روز خونه خودم باشم بعد فضول و حسود و دخالت گرن همش میگن نوه ماست به ما وابسته بشه و مناسبت ها همش با ما باشید خانواده خودتو ببوس بدار کنار فقط ماااا مال اموالمم گرفتن برای خودشون کاسبی راه انداختن دزدا

توام راحت باش برا خودت کیف کن تا مجبور نشدی نرو و کارشون نگیر یسریا ارزوشونه پدرشوهرشون اینجوری بی تفاوت باشن حداقل خوب نیستن آزارم ندارن

خانواده شوهر منم همینطورن من که هیچی اصلا سراغی از نوه نمیگیرن منم عید نرفتم منم مثل خودشون رفتار میکنم

راه درست و‌پیش گرفتی منم همین کارو دارم میکنم باهاشون

چقد بد
چقد پر توقع
چجوری دلشون میاد

سوال های مرتبط

مامان نیک مامان نیک ۲ سالگی
سلام خانومامیشه ی راهنمایی بدید من واقعا دیگ نمیدونم چیکار کنم اعصابم بهم ریخته،ی دوستی دارم ک خیلی رفت امد داریم چ خانوادگی چ تنهایی پسرش ۶ماه از پسرم بزرگتره،توتمام این مدت ها پسرش یکسره ب بچم زورگفته وسیله هاشوخوراکی هاشو ب زورگرفتع و خیلی میزنه،خلاصه چندروز پیش پسرم تازه یادگرفته وقتی ی نفر میزنه از خودش دفاع کنه بزنه اونم اروم هان محکم،چندروز پیش خونشون بودم پسرش ک ک چندین بارپسرمو زد،پسرم حرصش دراومد اروم زد در گوشش،ببین دوستم بلند شد اومد یدونه اروم زد در گوش پسرمن،گف چرا میزنیش منم سریع زدم رو پای دوستم گفتم ببین پسرم منم زدمش،اصن انقد حالم بده میگم من هیچ وقتی رو پسر تو دست بلند نکرده پسرت داشت چشم بچمو درمیاورد من هیچی نگفتم الان چجوری ب خودش اجازه همچین کاری و داد اونم وقتی بچم توبغلم نشسته،همش دارم خودخوری میکنم شوهرم میگ ولش کن بچن دیگ،میگم اگ بچن چرابزرگتر بیاد تو کارشون اصن چیزی نشده بود ک اون بخاد همچین کاری کنه هرچندم الکی بوده باشه،ی طرف میگم بهش پیام بدم بگم ی طرف میگم ولش کن بهتره دیگ رفت و امدم و کمتر کنم اصن ازچشمم کنار نمیره