۲۷ پاسخ

تو‌خیلی حیفی عزیزم..حیف آدم‌اشتباه نشو.. گاهی فک میکنیم با ی تصمیمی‌دنیا ب آخر میرسه اما بعدش میفهمیم‌گاهی وقتا‌فقط دل کندن علاجه.. اگ‌دیگ راهی نیس اگ آدم تو نیست اگ‌تلاشی برات نمیکنه برو پی زندگیت کاری ک باید سال آینده انجام بدی رو الان‌انجام بده..درضمن‌تولدت خیلی مبارکه تو خیلی قوی هستی امیدوارم بهترینا برات اتفاق بیفته

اخ بمیرم ک میفهمم انتظار ینی چی

سعیده جان حالت چطوره دختر ؟؟🥺

مامان انگور بلخره اومد دیدنت؟؟🥲🥲

تولدت مبارک عزیزم خودش می‌فهمه کی وچیو داره ازدست میده❤️

تولدت خیلی مبارک جیگرم

چرا ی فرصت دوباره نمیدین بهم ؟🥲

سعیده جدا شدی؟

تولدت مبارک ❤️‍🩹🫂

چقدر اوضاع خراب شده اینقدر تو این مدت پیام خیانت اینا دیدم گهواره که باورم نمیشه انگار داره طبیعی میشه
سر خودمم اومده منم دوبار تا طلاق رفتم
و الان دیگه اون آدم سابق نیستم

تولدت مبارک مادر زیبا ❤️❤️❤️

تولدت مبارک عزیزم
امیدوارم بهترین اتفاقی که امروز خوش‌حالت می‌کنه برات بیوفته

قربونت برم
انشالله هرچی صلاحته اتفاق بیوفته

تولدت مبارک عزیزم❤️❤️❤️

انقدر فکر و روح خودتو حروم اون ادم بی ارزش نکن
اون اگر چیزی میفهمید که الان با کاراش خودشو ۵ ماه از دخترش دور نمیکرد،تو که زنشی به کنار

چقدر منتظرشی🥲😭ایشالله هر چی صلاحته بشه🤍

ان شاالله خیره

تولدت مبارک عزیزم انشالله آشتی میکنید

ایشالا هرچی خیره و تو دلته برات پیش بیاد گلم تولدت هم مبارک

تولدت مبارک عزیزم الهی به هرچی صلاحته برسی
برای خیانت دیدن ولی خیلی حیف و قشنگی 🫠🥲🥲

چقدر دلم گرفت عزیزم🥲خدا خودش بهترین مسیرو سر راهت قرار بده🙏❤️

تولدت مبارک مامان ِ قوی❤️

باهم صحبت کنید شاید این دوری باعث بشه قدر همو بدونین حس کردم خیلی دوست داری دوباره برگردی انشالله هرچی خیره

شمایی که هنوز منتظر همسرت هستی به نظرم حیفه زندگیتو بهم بزنی
یه فرصت دیگه به همدیگه بدید به خاطر بچتون💛

هوفف
دلم گرفت از،حرفت🥲
فک میکنم هنوز دوسش داری
پس جدا نشین

ادم نمیشن ک اخه

ای بابا چرا انقد طلاق زیاد شده ☹️

مردا بعد چندماه پشیمون میشن برمیگردین به هم شوهر منم بعد ۵ ماه اینا کم کم زنگ پیام کارای دلگرمی میکرد آخرم هدیه خرید اومد غلط کردن بیا زندگی کنیم البته آخر ۱ سال شد شاید شما بچه دارین کمتر بشه . هرچند آدم نشده ولی خوب🤣

سوال های مرتبط

مامان آرینا گلی🌸 مامان آرینا گلی🌸 ۲ سالگی
خیلی دلم گرفته،دارم خفه میشم😭😭😭😭امروز آرینا خیلی خیلی نق زد،غروبی آوردیمش بیرون،تو ماشین خوابید،از صبح دلم قهوه با کیک میخواست(قبل از بچه خوراکم تست کردن کافه های جدید بود)...اونجایی ک دلم میخواست بریم،خیلی ترافیک بود،نرفتیم،یه کافه پیدا کردم،رفتم بگیرم بیام،دیدم همسرم بیدارش کرده ک شب بخوابه،داشت گریه میکرد،سریع رفتم براش آب طالبی خریدم،اومدم بهش بدم،اول یه قلوپ ازش خوردم،دخترم جیییییغ گریههههه خودش و کشت ک چرا خوردی..ارومش کردم،خورد،بعد گفت بذار خودم بخورم،همسرمم غر زد ک چرا دادی بهش...ماشین و تازه نشستمم؟؟؟(حالا تمام این مدت قهوه و کیک من صندلی جلو بود و فرصت نشده بود بخورم🤦‍♂️🤦‍♂️)دخترم هی نی و درمیاورد،از تهش میخورد،یخورده ازش ریخت رو ماشین،منم صندلی و پاک میکردم و گریه میکردم،همسرم زد بغل قهوه و کیک مو بخورم...تا در کیک و باز کردم،دخترم شروع کرد،آریناااااا آرینا....رفت بغل همسرم،شروع کرد با چنگال کیکارو خوردن،باباشم میگفت به مامانم بده،اونم نمیداد....منم با اشک قهوه میخوردم....چقدر خسته م....چقد دلم گرفته....دلم میخواد فقط یک روز برگردم به روزایی که بچه نداشتم...یه روز برای خودم باشم..‌چقد غم دارم...چقد...