من روزی که مامانم بابام رفتن اشکم میریخت بغض کردم رفتن آنقدر گریه کردم بابام فهمید بود اشکام مخفی کردم وسط راه برگشت بعد سال تحویل رفتن منم آدم وابسته نبودم الان شدیداً دلم مامانم میخواد اما خب دورم ازش اونم زندگی خودش داره دیگه نمیتونه همش اینجا باشه برا همون حال منم بده
بعدم کار به کارا نداشته باش،فقط بچه خوابید تو هم بخواب،وگرنه بیخوابی اذیتت میکنه و کم میاری و عصبی میشی،نگران هیچ کاری هم نباش بعد چند روز خودکار میوفتی رو لِم کارا،اینکه کی بخوابی کی کار کنی و...
نگران نباش،رورای اول سخته واقعا تا بیوفتی رو قلق و بتونی ی برنامه ناقص دستت بیاد ک چی کنی،بیخوابی و غذا خوردن و ....
ولی چند روز ک گذشت میگی چقد خوب ک اومدم و باورت نمیشه از پسش بر اومدی😍😍
منم نابود شدم وقتی برگشتم بیشتر فکرش داغونم کرد تا خود بار مسیولیت و کارا،ولی الان میگم خداروشکررررر ک اومدم
دقیقا عین من قبل زایمان ماه ب ماه خانوادمو نمیدیدم ولی بعد زایمان یک ماه ک اونجا بودم فهمیدم چقدراونجا حالم بهتره چقدر از برگشتن ب خونم متنفرم
من دو روز برگشتم خونه بعد دیدم نمیتونم دوباره رفتم خونه مامانم تا ۴۰ روزگی آیلین موندم ..
واقعا چاره دیگه ای نداشتم 🥺
کاملا درک میکنم تو چه شرایطی هستی
درست میشه زمان همه چیو درست میکنه فقط سعی کن بچت خوابید بخوابی با خونه زندگی ور نرو که از اونور بچه هم خستت میکنه عصبی میشی خوابت کافی باشه بسع بسه و در حد نیم ساعت بچرو بده همسرت خودت غذا بذار چند مدل من الان همیشه باید تو یخچالم غذااماده باشه چون عصبی میشم گرسنه سدنی و دخترمم نمیذاره خیلی ولی همسرم باشه میدم بچرو اون بازی میکنن من سریع کارامو میکنم غذا میذارم
درست میشه نگران نباش دو سه روز زمان لازم داری بعدش اوکی میشی
هممون همین شرایطو داشتیم
سخته واقعا میدونم ، منم با اینکه مستقل بودم بعد زایمان به مادرم وابسته شدم ، مادر شدن بی تجربگی کامله چون
اما به مرور بهتر میشه اوضاع ، نگران نباش میتونی
سلام عزیزم طبیعی هستش
منم بعد زایمان اینجوری بود
الان بهتر شدم
منم دقیقا :)))
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.