۴۷ پاسخ

ما هرچی داشتیم و نداشتیم دادیم کافه رستوران زدیم جنگ شد کوفت شد درد شد همش ضرر پشت ضرر ۳سال میشه خرج خودش ب زور در میاره.اینقدر که مشکلات جامعه پشت هم یکی پس از دیگری رخ داد خدا لعنتشون کنه.
الان صفرشدیم .شوهرم مجبور شد می‌ره مبل سازی اینا.با خاک یکسان شدیم در واقع🫠بعد الان سال خونمونم هست در ب در دنبال خونه.همه جا هم گرووون پیش فراوان.بازم خدا لعنت کنه باعثو بانیشو

خوش ب حال اونایی ک از اول جنگ شوهراشون با حقوق تعطیل شدن

برنامه نویسه و هر بار که این خیرندیده‌ها اینترنتو قطع میکنن کارش به کل میخوابه
الانم احتمالا برای همیشه کارشو از دست میده چون با این وضعیت قطع کردن اینترنت دیگه هیچکس جرأت سرمایه گذاری برای سایت و اپ و اینا نداره .. توو همین یکماه جنگ ۸۰ میلیون از پس اندازمونو خرج شده و کم کم داریم صفر میشیم….. خدا لعنتشون کنه که مردم براشون ‌پشیزی ارزش ندارن و ادعای مردم‌داری هم میکنن
الهی به خاک سیاه بشینن

همسر من شغلش آزاده تو این مدت ج ن گ درآمدش بهتر بوده ولی خدا شاهده اصلا خوشحال نیستیم ج ن گ نباشه با همون در آمد قبلی راضی هستیم...

خانما شما بچتون چندسالگی یه جمله تغریبا کامل گفته؟
پسر من کلا کلمه هارو میگه ولی جمله نمیگه
مثلا میگه اب میگه بده با من تکرار میکنه ولی باهم نمیگه اب بده

شوهرم تو پست بین المللی فعلا که هوایی نمیتونن جنس چیزی بفرستن تا جنگ تموم نشه همه کارمندا ا ونجا تعطیلن دیشب زنگ زدن گفتن دارن تعدیل نیرو میکنن خدا کنه شوهرم جزشون نباشه حقوق هم نمیدن گفتن بیمه بیکار بگیرن .

اوضاع خوبی نیست شوهر منم مکانیک هست اجاره مغازه عقب افتاده قسط وام فرزند آوری هم همین طور ماشین هم نداریم هرچی کار میکنه کرایه تاکسی میشه وپول پوشک هشتمون گرو نه هست تازه تو این شرایط مغازه ای که داخلش کار میکنه اجاره بوده فروش رفته صاحب مغازه جدید گفته فکر مغازه جدید باش میخوام ساخت وساز کنم اینم از روزگارما که هیچکس به هیچکس رحم نداره

همسرم توایران خوردوبودکه اول جنگ باعزای عمومی تعطیل شدن بعدکه رفتن سرکارهمه رواخراج کردن نه حقوق نه عیدی هیچی ندادن تازه پارسال توهمین شرکت لعنتی به خاطره یه عوضی ازخدابی خبرمعتادکه پایی دستگاه پرس بوددست همسرم روکردزیردستگاه چهارتاانگشتش قطع شدیکی پیوندخوردسه تاش نه😔😔😔😔

شهر ما آرومه شوهرم نقاش ماشینه و کارواش هم داریم خداروشکر زندگی رو میگذرونیم و اینکه کارش دست خودشه چه بخاد تعطیل کنه چه نکنه

شوهر منم تازه رفته بود شرکت کار کنه اوضاع بهتر شه پس قسط و وام ها بر بیایم که جنگ شد الان خودم خونه پدرم هستم شوهرم شهر دیگه هر ساعت بیدار میشم نگاه میکنم کجارو زدن
خداکنه اوضاع به شه خسته شدیم
امیدی به زندگی ندارم من دیگه

همسر من وکیل دادگستری
از همون روز اول که زدن دیگه همه چی رو هواست
فردا میخواد بره دادگاه ولنجک واقعا استرس دارم😞

همسرم تو کادر درمانه
تکنسین اتاق عمل
هیچوقت تعطیلی ندارن شب نصفه شب ممکنه عمل پیش بیاد بره بیمارستان درآمد خوبه

از اول جنگ تاالان بیکاره بااینکه شغلش ازاده' خدا رحم کنه فقط

کارمنده
تعمییرات لپتاپ
سرکار میره از امروز ولی خب حقوق اسفندمونم ندادن هنوز

شوهرم صافکاره ضعیف شده ولی باز خوبه خداروشکر

پیامای همرو خوندم چقدر به همه فشار اومده🥲ای کاش یه روزی بتونیم تو وضعیت بهتری زندگی کنیم .شوهر منم مکانیکه میوه فروشی هم شریکی داره

همسر من تو شرکت ساخت درب ضد سرقت کار میکنه
فعلا از عید به اینور تعطیلن ور دلمونه
گفتن همه جا تعطیله و نمیتونن ورق و مواد اولیه بگیرن
گفتن فعلا نیایین حقوق هم نمیدن🤕
فعلا از پس اندازمون خرج میکنیم ببینیم چی به سرمون میاد

صراف ولی واقعاا وضع همه بده 🥺🥺🥺

شغل شوهرم آزاد بود.ماهی زینتی و آکواریوم و اینا. اصلا فروش نداشت فقط ماهی 20 تومن المی داشت کرایه میداد. تعطیلش کرد یکماه نشسته خونه. پولامونم داره تموم میشه کم کم واسه قسط و خرجی باید طلا بفروشیم😣

مهندس شهرسازی کارمند شهرداری خداروشکر ولی تا 15 کل حقوق می‌ره برا قسط و اجاره و ...

شوهرم کاشی کار و بیکار با سختی میگذرونیم

افسر کشتی
کامل تعطیلن فعلا بعد از جنگ هم تا رابطش با دوبی درست نشه نمیتونن سفر کنن

صیادی
وووو از اول جنگ تا وقتی ک تموم شه بیکار🥲

کارمند بانک و میره و خیلی هم نگرانشم

همسرم کادر درمان هست
تکنسین و حسابداره تو بیمارستان
اتفاقا آماده باش هستن و تحت هیچ شرایطی تعطیل نمیشن
از لحاظ مالی اوکی هستیم خداروشکر ولی من استرس میگیرم میره سرکار

همسرم تریدره کارش خوابیده

همسر من تاسیسات کاره . فوق دیپلم برق داره . مدرک گرمایش از کف، پکیج، استخر سونا جکوزی، جارو برقی مرکزی و کل آب و فاضلاب ساختمون رو از فنی حرفه ای داره. کارش و در آمدش بیشتر شده تو شمالیم و همه از کلان شهرا ها میان برای ساخت و ساز ها. هم کارش بیشتر شده هم در آمدش ولی خوشحال نیستم ای کاش مثل قبل و عادی بود اما مردمم هم در آرامش و تو خونه های خودشون.

نمایشگاه …. والا زیاد چیزی عوض نشده

همسرم مدیر تولید یه کارخونس امروز که رفته بودن نصف کارگرا تعدیل شدن خودشونم تعطیل تا کی معلوم نیس اوضاع حقوقم معلوم نیست

شغل همسر من مربوط به پتروشیمی هست فعلا که زدن تعطیل هست

کارگاه تولیدی لباس از ۱۸دی که اغتشاش شد بازار بسته شد تا الان بیکار هرجا هم میگه بره سرکار میگن کار نیست از همه چیز عقب افتادم

همسرمن اوایل دی ماه بخاطر اوضاع اقتصادی خواست تغییر شغل بده که یهو همچی بهم ریخت برای اینکه پولمون تموم نشه زمین خریدیم که بعد بفروشیم بزنیم به کار جنگ شد همچیمون بهم ریخته ولی خداروشکر خودم شاغلم فعلا صبوری میکنیم

نظامی ارتش
نیروهوایی

شوهر منم راننده تریلیه خداروشکر وضعمون خوبه

ازاده ولی کارش یجوریه که فعلا اصن در امد نداره و از اول جنگ بیکار🫩💔

شوهر من و هر دو داداشش ماشین سنگین دارن بار از تهران به مرز های اطراف میارن نگم برات ک هر وقت میرن اطراف تهران چقدر دلشوره میگیرم امروز رفتن مرز مهران نیم ساعت قبل اینکه برسن سه بار اونجا رو زده بودن
بخاطر این جنگ چند هفته بیکار شدن هزار تومنی تو دست نداشتیم مجبوری دارن میرن پول در میارن

اره بابا اکثرا سرکار تا خونه خسته شدیم از اون ورم دوتا شغل هم کارمند نظامیه هم مهندس نقشه بردار که از زمان جنگ ماهواره ها قطع نقشه برداری نمی تونه بره از اون ورم کارش دوبرابر شده

جفتمون کارمندیم من کارم تعطیله ولی حقوقمو میگیرم همسرم بانکیه باید شیفت بره و خیلی نگرانشم وقتی میره چون سپه هستو ممکنه هدف باشه بانکش

شوهر من شرکت کار میکنه درحال حاضر تعطیل و تو خونه ور دل کنه

کارش تو عسلویه س
و مجبوره تو این شرایط اونجا باشه😰😰😰

کشاورز محصولات صادراتی اره راه صادرات بسته شده قیمتا پایین اومده همیشه هم سر کار بدون تعطیلی

شوهر من از کار اخراج شده

شوهرم کفاشه پوتین های سربازی درست میکنن ک واس جنگ تعطیلن بیکار

شوهر من مکانیک آره کار ضعیف شده

شوهر من شغلش آزاده نمایشگاه و کارگاه مبل تازه امسال اسفند تازه نمایشگاه زد با چ شوق و ذوقی ولی جنگ شد و بستن🥲🫠

همسرم کارمنده
از روز اول جنگ تعطیل بودن
امروز رفت سرکار ولی احتمالا باز تعطیل بشن
امیدوارم دوباره تعطیل بشن تا آخر جنگ

همسرم تکنسین مکانیک . خداروشکر میره سرکار از قسط اینا عقب نموندیم ‌ ولی تحت هرشرایطی باید بر سرکار

سوال های مرتبط

مامان رادمان مامان رادمان ۲ سالگی