۱۷ پاسخ

پا بزار رو دلت و برو بزار بهش فشار بیاد ،هی نگو بخاطره بچم بچم وگرنه یه عمر اوضاعت همینه

به نظرم بهترین کارو کردی
یه مدت کلا نباش حتی تلفنی و پیامک و...
اگه سراغتو نگرفت کلا برو فوقش دوری بچه تو تحمل نکردی بیار برای خودت

بیچاره اون بچه که گیر شما اوفتاده چپ و راست آسیب روانی و استرس

خیلی کار اشتباهی کردی بچتو تنها گذاشتی خیلیییی

میتونه ازت شکایت کنه برای ترک خونه یا عدم تمکین شما بهتره قبل از رفتن جایی اول بری طرح شکایت کنی قبل از اون بچه رو بزار بمونه تا قدر بدونه

کاش بچه رو تنها نمیزاشتی برو بیار پیش خودت
بچه این وسط نابود میشه

چطوری دلت اومد
خودت میگی مسئولیت پذیر نیست
واقعا نمی تونم درکت کنم
پدرش بد
تو چرا خواستی بد باشی
خدایش به قلبم فشار اومد
برو بچه تو بردار اصلا تنهایی اون بچه رو نمی تونم تحمل کنم فقط سه سالشه

عزیزم شوهرت بره شکایت کنه برات خیلی بد میشه
لطفا لطفا فردا برو شکایت کن ازش که خرجی نمیده مارو ول کرده و کاراش بگو وکیلم بگیر

عزیزم پا رو دلت بذار چند روزی و نگران دخترت نباش بلاخره اون پدرشه و حواسش به بچه هست،لطفااا جوابش رو هم چندروز نده البته برای خودت شاهد مثل خواهر و برادر و ... داشته باش که بعدا بهت خدایی نکرده انگی نچسبونه که مثلا معلوم نیس کجا رفته و...

بنظر منم حالا که رفتی برنگرد فعلا بذار یه خورده فکر کنه

سخته ولی تحمل کن لطفا منم سرم اومده امیدت بخدا باشه

امیدوارم بهترینا برات اتفاق بیفته ولی ولقعیت چقدر دلم برای دخترت ریش شد که همچین پدری داره و با این سن کم باید اذیت بشه .‌‌.‌‌.

به نظرت اگ از پس بچه بر میاد یکم‌صبر کن ببین چی میش

من بودم و میدونستم شوهرم اجازه میده و از پس کارای بچه ام برمیاد میرفتم
ولی شوهر من بینهایت عصبی میشه و نمیزاره برم
آدم آرومی نیست

خب بچه رو با خودت چرا نبردی الان تو میخوای به شوهرت اسیب برسه ، چرا بچه رو کردی بازیچه اون بچه چطور تحمل کنه بدون مادر واقعا ک ... بچت بردار برو بگو تو هم‌گمشو پیش دو تا تولت اخه بخاطر ادمای احمق به بچه خودت اسیب میزنی !!!!

آره یه مدت تحمل کن ببین چیکار میکنه سخته ولی به نفعته

شوهرت چي گفت ؟ نگفت نرو ؟

از پسِ كاراي دخترت برمياد ؟؟

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
فرزندپروری شیرخشک نوزاد کولیک پوشک دارو پستونک شیشه شیر
برو اکسپلور برو فرندپروری برو ویترین اوووف
مامانا من هر وقت میرم خونه پدر شوهرم باید مراقب باشم! چون پدر شوهرم میگه بچه ها هر چیزی خونه ما خواستن بدین و بخرین و.. فقط من صدای جیغ و گریه شونو نشنوم!با اینکه میدونن من قند و نوشابه و گوشی دیگران رو بهش نمی‌دم یا با کسی در مغازه نمیفرستم تا عادت کنه اما همه این کارت رو میکنم تا خونه خودشون به اصلاح (خوش بگذره و عادت کنن برن بمونن) کلا به جز پسر من دوتا نوه ی دیگه هستن دخترای جاریم که جاریم همیشه رعایت می‌کنه و باج میده تا صداشون درنیاد و پسر منم از دختر عموش یاد گرفته اونجا میریم داد میزنه من گوشی بازی می‌خوام گوشی بقیه رو میگیره امشب هم همینکارو کرد باز پدر شوهرم گوشیشو آورد بده ولی من خیلی بلند و جدی جلو همشون گفتم آریا جلو باباجونتم گوشی بازی نوبتت نیست نمی‌دم شروع کرد به داد و هوار زدن و باز پدر شوهرم رفت تو اتاق دروکوبوند منم بچه رو برداشتم اومدم خونه چون هر چی به شوهرمم میگم لباسشو بیار بریم وایستاده می‌خنده! الان اومدیم خونه عین بچه آدم داره بازی می‌کنه!,
می‌دونم مشکل اصلی اول همون حس پسرمه که انگار مامان تو دیگه اینجا دستت کوتاهه! درصورتی که هیچ جا حتی خونه بابام اینطوری نیس!
از این به بعد هم همین طور کنم یا باز سعی کنم بهش باج بدم؟!,
وقتی هم نمیریم مادر شوهرم هی میگه شما نمی‌خواین خونه ما بمونه و...
مامان قندعسل مامان قندعسل ۴ سالگی
مامان پسر قشنگم مامان پسر قشنگم ۴ سالگی
سلام مامانا
فرزند پروری
#پوشک#شیر خشک#گهواره
شما تو جمعی میرید چند تا بچه همه دستشون گوشی هست چطوری بچه تون و نگه می‌دارید سمتشون نره؟

ما هر هفته خونه پدر شوهرم هممون هستیم البته تو یه ساختمان هستیم نمیتونم نرم
۴ تا بچه خواهر شوهر و برادر شوهرم هستن هر کی یه گوشی میگیره دستش بچمم هی میره سرش تو گوشی این تو گوشی اون بعضی موقع ها هم بهش نمیدن گریه میکنه....
یه مدت هفته ای یه بارو یه گوشی داشتم اونو میزدم به شارژ میدادم میگفتم حداقل کله شو تو گوشی شون نکنه اینا هم ندن گریه کنه تا دو ۳ روز مدادم دنبال گوشی می‌گشت هی میگفت کجاس و...
بعد دیدم اینجوری نمیشه چند روز تا میاد از سرش بیافته دوباره همه دور هم جمع میشن روز از نو ...
دیگه از صبح واینمسادم تو ساختمون صبح میرفتم خونه مامانم تا شب شب ام میومدم به بچه ها میگفتم از صبح ما نیستیم بازی کنید شب دیگه میایم چند ساعت و با هم بازی کنید و گوشی و جمع کنید خودمم هی مجبور بودم باهاش بازی کنم مشعولشون کنم که سمت گوشی نرن یا نهایت کارتون بزارم ببینم اوکی بود چند ماه رعایت کردن الان دوباره بچه ها گوش نمیکنن
یکی میگیره دستش بقیه ام دیگه میرن برمیدارن .
چند که اونجا هستیم همش گوشی به دست یکی ام میزاره کنا اون یکی میگیره دستش بچه منم هی دنبالشون....