۸ پاسخ

پسر منم اینجوریه ولی بهش یاد دادم هرکی میره میگم بوس بای بای بوس میفرسته بای بای میکنه یا اینکه بعضی وقتا ببینم دیگه خیلی گیره سرگرمش میکنم

پسر منم همینه مارو می‌زنه

طبیعیه عزیزم تو این سن دوستدارن تو جمع باشن بیشتر ‌‌با آدمای جدید آشنا بشن..باهاش صحبت کن منطقی و براش توضیح بده که دوباره میان و هرکس باید بره خونه ی خودش و بهش پیشنهاد های وسوسه انگیز بده مثلا بگو باباجون اینا رفتن بریم باهم آب بازی کنیم یا باهم لباس هاتو بشوریم و… ولی بهتره یواشکی نرن با خدا حافظی باشه و معمولا چند دقیقه قبل رفتن بهش بگو که مامانحون اینا چند دقیقه دگ میخوان برن برو یکم پیششون بوسشون کن خداحافظی کن اینجوری بهتر کنار میان.

سلام عزیزم اره همه بچه ها همین هستن تا یک مدت...
پسر منم همینه...شوهرم میخواد بره سرکار می‌بریمش تو اتاق یکم من باهاش بازی میکنم و شوهرم جیم میزنه میره...حتی جلوش لباس هم نمیپوشه چون فوری متوجه میشه و خیلی گریه میکنه...نسبت به هر کی میاد هم همینه و ما همین کارو میکنیم...منم دوست دارم خداحافظی کنه چون میگن یهو نرین و اینا ولی نمیشه گاهی میزارم بمونه و ببینه ولی اکثرا میبرمش تو اتاق...

دقیقا پسر منم اینجوریه همیشه موقه رفتن کسی خدافظی نمیکنه

دقیقا مث هیدا

طنین هم اینجوریه

خونرو گذاشته بود برای اجاره
هرکی میومد بازدید و میرفت
داستان داشتیم ، طنین گریه

از سرش میفته کم کم

سوال های مرتبط

مامان مهتا کوچولو🌙🐣 مامان مهتا کوچولو🌙🐣 ۲ سالگی
چرا هرچی میریم جلو این بچه داری سخت‌تر و پرچالشتر میشه🤐 😪
مهتا نمیدونم ترسیده یا بخاطر چیه خونه هیچچچکس بند نمیشه تو هیچ جمعی نمیاد جایی میریم میچسبه بهم و گریه میکنه میگه بریم ظهر رفتیم باغ پدرشوهرم کس غریبه هم نبوده فقط میگف بغلم کن و گریه میکرد دیشبم خونشون رفتیم همینطور یه سره گریه کرد مجبور شدم برگشتم..
ناگفته نمونه مادرشوهرم فیبروز ابرو کرده یکم پهن شده ابروش خارشوورم شب اول که اومده به مهتا نشون داده گفته ببین چجوری شده مامان جون اینم خیلی نگاه کرده یهو گریه کرده خیلی که شوهرم آوردش خونه
ولی خب مهتا قبلا هم یه مدته خونه کس دیگم میرفتیم میچسبید بهم ولی انقد گریه و اذیت نمیکرد
خونه مامانمم اومدم ببرمش از ماشین پیاده نمیشد و گریه میکرد که بریم خونه💔 😢

ظهر اومدم خونه انقد فشار بود روم کلی گریه کردم، مهتام افتاده بود رو لج و یه سره گریههه سر هر چیزی منم باید غذا میپختم اینم نمیذاشت پریودم هستم.. گرفتم زدمش و انقد داااد زدم صدام درنمیاد
دفه اولی بود که انقد خشمگین شدم تو عمرم نمیتونم این وضع رو تحمل کنم نمیدونم چیکار باید بکنم من از اول بیرون زیاد بردمش وقتی بچه یا کسی میدیدم جلو مهتا باهاش خیلی حرف میزنم که ببینه ارتباط گرفتنو و...
الان هم پشیمونم هم حس بد دارم هم سردرگمم و... 🤦🏻‍♀️ 😮‍💨