همیشه تو گهواره و دوستام میگفتن بچه مون خودش بازی می‌کنه خودش می‌خوابه خودش شیر میخوره من همیشه برام سوال بود آخه چجوری چون بچه های من طورین ک همه کارهاشونو خودم باید انجام بدم واقعیت لذت میبرم میگم مگه چندسال می‌خوام لالا بدم یا مگه چند بار میخام شیر درست کنم بزار خودم بکنم سیر بشم از نی نی بودنش‌ون.این روزا بر نمیگرده.
چند وقته سرگیجه دارم هم فشارم می افته هم قندم جوری که روزی. دوتا سرم میزدم
بلاخره آقای دکتر تشخیص دادن بخاطر تکون خوردن آب میانی گوش هست امشب تو حال بدی اومدم تو اتاق ی کم استراحت کنم صدای بچه نمی اومد رفتم بیرون دیدم پدرش ی طرف خوابیده خودش ی طرف دیگه نگران شدم فکر کردم چیزی خورده خدایی نکرده چیزی تو دهنش گیر کرد چک کردم دیدم نه واقعا خواب بود بغلش کردم هزززاااار تا بوسش کردم چشمش باز کرد منو دید خندید دوباره خوابید آوردمش پیش خودم ..
اینا ب کنار دیشب حالم بد بود بچه ها فرستادم خونه مامانم استراحت کنم انقد این پهلو اون پهلو شدم انقد اذیت بودم نتونستم بخابم زنگ زدم گفتم بچه هامو بفرستید تا اومدن کنارم خوابشون کردم خودمم تونستم بخوابم حالا موندم چجوری جاشونو جدا کنم من اصلا طاقت و تحمل ی صدم ثانیه دوریشونو ندارم چجوری ۵-۶ ساعت بدون بچه هام بخابم نمی‌دونم .

تصویر
۴ پاسخ

گلم بادوم رو میشه تو چه غذایی میتونم پودر کنم بریزم ؟

عزیزم واسه تولد 1 سالگی جوجه ها چی تن شون کردی؟

پسر منم کارهاشو خودم میکنم ۱ساللشه رو پا میخابه و شیشه نمیگیره جوجو

عزیزم چ حس مادرانه قشنگی .. منم دقیقا همینم... خدا برات نگهشون داره♥️

سوال های مرتبط