۹ پاسخ

تا ۴ سانت دردش قابل تحملع؟؟؟؟

بنده برگزیده خدا🥲

من از چهارسانت دردای شدیدی داشتم🥲

مگه داریم؟😩😂 خوشبحالت

عزیزم قبلش چیکار کردی ورزش کردی

دست راستت رو سر من عزیزم
چیکارا کردی برای زایمان راحت

دست راستت رو سر من خاهر از وقتی معاینه شدم مث چی میترسم پشیمونم ک چرا سزارین انتخاب نکردم

عزیزم خداروشکر 🥰

خوش بحالت کاش منم مثل تو باشم

سوال های مرتبط

مامان زینب مامان زینب ۷ ماهگی
#زایمان ۱
سلام اومدم از روند زایمانم بگم شاید به درد کسی خورد من ۲۷ آذر در ۴۱ هفته و ۷ روز زایمان کردم از اول میخواستم طبیعی زایمان کنم اما مشکل اینجا بود که هیچ درد و ترشح و علامتی از شروع روند زایمان نداشتم از هفت ماهگی تحت نظر پزشک متخصص زنان و زایمان و ماما ورزش و پیاده روی کردم از ۳۰ هفته بچه ام سفالیک بود و پوزیشنش برای زایمان طبیعی خوب بود و طبق گفته دکتر و ماما لگنم و بدنم توانایی زایمان طبیعی داشت ولی بچه توی لگن نیومد و به اصطلاح شکمم همچنان بالا بود و علامتی از زایمان نداشتم ۲۷ م آذر به دستور پزشک بستری شدم برای القای زایمان طبیعی با آمپول و سرم فشار ، بیمارستانم خصوصی بود با دکترم هماهنگ کرده بودم سرزایمانم بیاد ماما همراه ام داشتم از ۳۷ هفته دهانه رحمم ۱ سانت باز شده بود ساعت ۸ صبح بستری شدم و کیسه آبم رو پاره کردن و آمپول فشار توی سرم برام زدن و دردام شروع شد تا ساعت ۱۴ که سرم تموم شد و دردای منم تموم شد و معاینه که کردن گفتند شدی ۲ سانت
مامان نورا مامان نورا ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی بدون درد پارت ۲
تا صبح دردام هر یک ربع یبار بود و نذاشتن همراه پیشم باشه تا اینکه ساعت ۶ صبح سرم فشار بهم وصل کردن و از ساعت ۷ دردام شدید شد و ساعت ۸ و نیم دیگ ب اوج رسید و واقعا میخواستم زمین و گاز بگیرم و بی حسی میخواستم. تا اینکه دیدن تازه ۳ سانت شدم گفتن باید تا ۵ سانت صبر کنی. من اینجا اشتباه کردم و گفتم همراهم بذارید بیاد پیشم و همسرم ک اومد منو تو اون حال دید خیلیییی اذیت شد، شما این کارو نکنید. انقد دردام اذیت کننده بود داد میزدم و گریه میکردم هرچی میگفتن نفس عمیق بکش نمیشد اصن، اینجا دردام هر ۳ دیقه شده بود. البته دو سه نفر قبل من هم زایمان طبیعی بودن ولی فقط موقع زایمان اینجوری درد داشتن(میخوام بگم بدن به بدن فرق میکنه)
خلاصه ساعت ۱۰ بود ک معاینه کردن گفتن ۵ سانت کامل پر شده ب ۶ سانت هم میرسه تا بی حسی اسپاینال به کمرم زدن و ب معنای واقعی نفس راحت کشیدم دیگه دردی حس نمیکردم. بعدش پرستار کیسه آبم و ترکوند و دید بچه مدفوع کرده و ضربان قلب بچه افت کرده. معلوم بود خیلی استرس گرفتن اینجا هنوز دکترم نیومده بود و دائم با ان اس تی داشتن ضربان قلب بچه رو چک میکردن. ولی دیدن ضربانش نرمال شده و منتظر دکتر شدن. دکتر ک اومد گفت بچه ات مدفوع کرده دهانه رحمت هم ک آماده نیست ببریم سزارین؟ انگار پارچ آب یخ ریختن روم این همه درد وحشتناک طبیعی کشیدم آخرش برم سزارین؟!