۷ پاسخ

وااای چقد دوس دارم ازین پیاما🥹🩵
خداروشکر ک عروسکامون پیشمونن

يادش بخير پارسال منم اير موقع ه بي حال بودم
مني ك اينقد اهل سفرم نتونسم با بي حالي برم سفر
اللااان كنارم خابه
يادش بخيرررر
دوس دارم دوباره باردار شم

اخي زود ميگذره روزاي خوب و بعد
خدا برات نگهش داره
ديگ نميخاي ني ني؟

دقیقا من اردیبهشت ماه بود سنو گفت ساک بارداری دفرمس لکه بینی داشتم گفتم نمیمونه خدارو هزااااران بار شکر الان کنار خوابه🥺

اخ دقیقا منم پارسال این موقعه استراحت بودم رفته بودم ان تی سلفری داده بودم منتظر جوابش بودم هی چقد استرس داشتم 🥲خیلی دلم تنگ اون روزا شد🥲خیلی زود داره میگذره😭

من دوران بارداریم نسبتا راحت بود فقط گاهی فشارم میرفت بالا ک مجبور میشدم هر دفعه ازمایش خون بدم..الانم دردونم داره بازی میکنه و منم منتظرم بخابه تا کارامو بکنم..نمیدونم بعضیا چجوری میگن ما طی روز ک بچه بیداره کارامونو میکنیم..والا من ک نمیتونم یعنی باید کنارش باشم چون پا میشه نمیتونه میوفته😅

انشالله که خداحفظش کنه برات🥹😍

سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۱۲ ماهگی
ی درد و دل
من انقد ک ناراحت میشم و حرص میخورم و گریه میکنم از هیچی لذت نمی‌برم ...
مثلا بارداریم خیلی سخت بود سرکلاژ بودم و استراحت مطلق و درد و حتی زخم بستر و از ۳۵هفته دفع پروتیین گرفتن و هرروز بیمارستان رفتن و.... و روز شماری میکردم دنیا بیاد
تا اینکه دکتر گفت بهتره زودتر زایمان کنم و ۳۷هفته و ۴روز رفتم سزارین کردم و از شانسم بچم آب دورشو خورده بود و بستری شد ی هفته
فقط خدا و خانواده ام می‌دونن من چی ب سر خودم آوردم اون ی هفته
بعدش ک مرخص شد رفلاکس و کولیک شدید و من میترسیدم ی لحظه ازش چشم بردارم و حتی شب ها بیدار میمونم تا صبح بالا سرش و نگاش میکردم ببینم نفس می‌کشه یا نه
با هر چیزی قلبم میخواست وایسه
از دو ماهگی عتصاب شیر و....
تا حالا نتونستم لذت ببرم همش با خودم میگم ببین چند ماه گذشت و بقیش هم قراره همینجوری بگذره پس لذت ببر از ثانیه ب ثانیه بزرگ شدن بچه ای ک انقد آرزوشو داشتی ولی باز نمیتونم فقط ناراحتم و گریه میکنم ک چرا بچم شیر نمیخوره چرا این جاش درده اونجاش درده و....
مطمعنم اصن افسردگی گرفتم