۲۳ پاسخ

به دل نگیر ....بزرگترا از روی خیر خواهی اینطوری حرف میزنن ...برای شش ماه هم ...خود نی نی که بیاد انقدر شب بیداری داره که خودشون بیشتر از ده روز نمیمونن

اتفاقا خوبه ک
مادرشوهر خواهر شوهر من خیلی جادوگرن
خودشون ک اصلا هیچ مراقبت و محبت و دلسوزی تو این مدت بمن نداشتن هیچ
حتی شوهرمم هوامو داره ناراحت میشن و بهم میریزن!
شهرستان خونه دارن،اول عید دو سه شب رفتیم بمونه خونه شون....من چون باردارم گرمایی شدم بخاری اتاق خواب رو کم کردم....فردا صوبش مادر شوهرم اومد گفت ببین خونه بابات گرمایی بودی هرجوری بودی اونجا خونه باباته،،،اینجا برای ما فقط مادر این بچه هاییی....یعنی منظورش این بود ک حق نداشتی بخاری رو کم کنی ....سر یه بخاری شرایط بارداری منو درک نکرد
برو خداتو شکر کن باز مادرشوهرت به فکرته....مادرشوهر من صد سال نمیاد مراقبت کنه یا کاری برای من بکنه اصلا .
..تاجاییی ک یادمه از مادرشوهر خواهر شوهر داشتن فقط زبون تند و بد اخلاقیشونو داشتم همین

هان ۶ ماه چنان فرار کنن هاااا خودت التماس میکنی بیایین ۲ دقیقه من بخوابم 🤣

بچه اولته؟

وای خانواده شوهرمن بخدا یعنی برا بارداری اولم دیوونه شدم هیچی میگفتن کسی نفهمه چشم میزنن برا الانم هیچکس نمیدونه میدونم بازم شروع میکنن

حالا این خوبه مادرشوهر من میگم اسم هرچی واسه دخترت بزاری من صداش میکنم فاطمه زهرا جالب اینه اسم دخترش ۳۰ساله اس گذاشته سارا
منک توجه نمیکنم و اصلا دوست ندارم بیان پیشم

حتی ی روزم نمیخوام کسی پیشم باشه فقط خودم تنها باشم

بعد مادرشوهر من تا فهمید ب همههههههه گفت😐انتظار داشتم یکی دوماه تو خودش نگه داره نگه پشمامون ریخت آخه زن چخبرته زود گفتی 😫😂

منی که دوتا مادرشوهر دارم و هیچ کدوم به درد نمیخورن یکی میخواد به اونا برسه و مادرم فوت کرده خواهر ندارم چی بگممم🥲🥲🥲💔 یه دونه خاله دارم با یه دونه جاری هیچکس دور و برم نیست به درد بخور باشه رومم نمیشه پیش اونا کارهامو کنن یا بیار با اون وضع خونریزی پیشم باشن نمیدونم چیکار کنممم🫠🫠

پدر شوهر من دوتا زن داره یکی از مادرشوهرام که اصلیه میگفت به هوو من نگو که بارداری میگفتم مگه میشهههه زشته تو باهاش مشکل داری چرا من باید این وسط ادم بده باشم
الانم که بچم پسر شد دیروز میگفت گفتی بهشون پسره گفتم اره گفت چراااا گفتیییی گفتم چیکار میکردم؟؟ نوه تو باشه نوه پدرشوهرم هم هست ارزو داره خوب قایم کنم که چی بشههه اصلا دیوونم کردننن

این دیگ میخواد لنگر بندازع خواهر 🤣چ خبره ۶ ماه من بچه اولمو با این ک نارس بودو خیلی کوچیک بیشتر از ۴ روز کسی پیشم نموند ینی خودم نخواستم 😂بلاخره ادم بچه دار ک میشه باید خودش یاد بگیره

😶خب تو روشون بگو همینو میترسی مگه زندگی خودته اجازه نده نظر بدن بعدا سره تربیت بچه خیلی اذیت میشی همین اول حرفتو بزن حالا با خنده با شوخی گاهیم جدیت تو بارداری کسی ناراحت نمیشه میزارن پای هورمون ولی نذار کسی دخالت کنه بعدش خیلی سخت میشه

مادرشوهر من که میگه زایمان کردی فقط بیا خونه ما بمون هیچ‌جا نرو
خودم تخت میارم وسط هال که راحت باشی حوصلت سر نره😂😂

دقیقا مثل خانواده همسر من😏😏 همش میگفتن نگو نگو گفتم بابا خب زشته آدم بعدش چجوری جمعش کنه چجور میشه دروغ گفت وقتی شکمت جلوعه😏😏

ناراحت نشو نیت شون خیره ، منم کلا دوست مداشتم تا غربالگری هام تکمیل نشده ب کسی بگم بعدشم نگفتم هر کی دید از ظاهرم متوجه شد ، من و همسرم کلا دوست نداشتیم تو بوق و سورنا کنیم ک اهای مردم من حامله شدم 😅 این مسئله رو خیلی شخصی و زناشویی میدونیم ، هر کسی ی اخلاقی داره دیگه ، خودت هر موقع راحتی ب بقیه بگو

والا من اوایل بارداری گفتم نگید بزارین ۳ ماه بشه چون شکم نداشتم ازمایش بدم بعد بقران وقتی ازماشیش مثبت زد همه محل میدونستن همه محل همه محللللللللللللل ک فلانی حاملس دکترش فلان جاس و....
بعد استراحتیم الان خونه مادرشوهرم و مامانم میمونم دیگع بعد زایمان اگر سز باشم ۱۰ روز اینا میمونم بعد میرم خونه خودم خونه خودم پله داره زیاد نمیتونم برم حتی خونه مامانم راحت نیستم ۶ ماهههه چخبره بگو دیگ خودم بعد ۱ ماه یاد میگیرم

چخبر ۶ ماه بابا ۱۰ روز کافیه بگو مامانم هست خیالتو جمع کن

نصف راه رو رفتی باید بگی دیگه، حتما باید زایمان کنی که متوجه بشن،،، کسی بخواد چشم بزنه بعد زایمانم میزنه😂😐چه حرفا میزنه

مادرشوهر منم هی میگه هیشکی نباید بفهمهههه🙄 انگار فقط من قدرت باردار شدن دارم

خب لحنشونو نمیدونم چجوریه اما چیز بدی نگفتن،تو میتونی در جواب بگی بالاخره شکمم بزرگ میشه متوجه میشن، یا بگی ۶ماه دیگه بچه بزرگ شده همون اولاش یاد میگیرم از بچه مراقبت کنم..

۶مااااه چ خبره😂😂😂فوقش ده روز
من بارداری اولمه دوس دارم خونه خدا باشم ولی چون بیتجربم ده روز میرم پیش مامانم بعدش میام خونه خودم

🤕🤕🤕🤕این دیگه چه مغزیه این داره

۶ ماههههه 😐😐😐

سوال های مرتبط