هم درد عزیزم
من خداروشکر مامانم بود وضع خودشم خوب نبود ولی تا جایی که میتونست کمک میکرد توضیح میداد ، بعدم که اومدم خونه خودم و با دخترم تنها بودیم اولاش خعلی میترسیدم حتی با ترس بغلش میکردم چون خعلی کوچولو بود ، شبایی که تا صبح گریه میکرد دوتا بیدار بودیم خودمم گریه میکردم ، شوهرمم از خواب بیدار میشد یه غری میزدو میگفت هنوز بلد نیستی چیکارش کنی؟؟؟
منم بغضم میترکید
وای چ شبایی چ روزایی ولی خداروشکر هم خودم راافتادم هم دخترم به بی تجربگی هام عادت کرد
منم با بچه ی رفلاکسی تنها بودم
آره خیلی گناه داشتیم 🥲
منم تنها بودم با یه بچه رفلاکسی.ولی از همه بالاتر خدا با من بود.
منم بچه اول هیچکی کمکم نبود هیچ وقت یادم نمیره بدترین روزام تنها بودم
خودم خودمو بلند کردم تا دوسال خیلی سخت بود فک میکردم تا آخرش انقد سخته ولی بعد دوسال اذیت هاش کمتر شد و منم دوباره باردار شدم😂ولی سر دخترم دیگه با تجربه بودم به قول خودت هم آمادگی زایمان داشتم هم تو بچه داری ماهر 🤣🤣🤣 زایمانمم خوب بود ،بعد زایمان قشنگ بچه بغل کردم شیرش دادم هم تخت کناریم مادرش میگفت ماشالله تو بچه دومته بلدی ایت هیچی بلد نیس
منم دست تنها بودم، خیلی سختم بود با یه بچه که نمیخوابید اصلا نمیخوابید کی باورش میشه یه بچه یکساعت بیشتر در شبانه روز نخوابه😐
برای منم خیلی خیلی سخت بود اکثرا تنها بودم
برای رفلاکسش چیکار کردی ؟
من یه خاطره ای یادم نمیره
بچم یه شب تا صبح جیغ میزد و گریه میکرد
شب دوم شروع کرد ساعت 12 شب بود
زنگ زدم مامان ماهورا خیلی گریه میکنه آروم نمیشه بیایم اونجا آرومش کنی
گفت شیرش بده بخوابونیش چیزیش نیس😏
یعنی نیارش
انگار خودم خرم و شیر ندادمش که گریه میکنه....
خیلی ناراحت شدم که نگفت بیا ،شوهرمم گفت دیدی حتی مامانت نگفت باش بیا
فردا صبحش بردمش دکتر دارو دلدر داد ،گریه بچه م بخاطر دلدردش بود
وای یادم اومد وقتی شیشه شیر تو دهنش بود یهو استفراغ میکرد چقد میترسیدم خفه شه دل و جیگرم میومد تو دهنم😅الان دیگه ماهر شده🤣
خدارشکر این روزها گذشت منم تو شهر غریب تنها بودم کسی که پا به پا کنارم بود دخترم بود ۱۵سالشه همه کارشو میکرد عین یه مادر نگهش میداشت من بازارم میرفتم باشگاهم میرفتم خلاصه خیلی کمک حالم البته باباش هم هستا ولی خوب اونم بیشتر تایمی که خونه باشه خیلی کمک میکنه.
واقعا من نفهمیدم دومی چه طوری بزرگ شد واقعا دخترم کمکم کرد
خسته نباشین واقعا سخته مخصوصا اگه رفلاکس داشته باشه شما چیکار کردین رفلاکسش خوب شد؟
بدترین روزای عمر با سه تا نوزاد نارس ۱/۵ کیلویی چقد تنها بودم چقد بی کس بودم😭 چقدر منو شوهرم اونموقع ها بی چاره بودیم💔💔 هیچ وقت اطرافیانم رو نمیبخشم درسته وظیفه نداشتن ولی آیا انسانیتم نداشتن؟؟؟
مامانم تاالانم کنارمه
کسی نبود ولی خدا رو شکر پسرم آروم بود خوابش خوب بود ولی شیر خیلی کم میخورد
من انقدر بچه نگه داشته بودم بزرگ کرده بودم داداشم پسر عمم از ۲۰روزگی دخترم ک اومدیم خونمون همه چیزش خودم انجام میدادم سخت بود بچه فامیل بعضی وقت میدیدم ولی خب دخترمم زیاد اذیت نکرد
چ یادآوری بود خدایی 🥺🙃
ای جانم🥺اره واقعا سخته مادر بودن
من ک مامانم کنارم بود خداروشکر وگرنه بیچارع بودم
منم دست تنها بودم منتها قبلش ی داداش بزرگکردهبودم کموبیش اطلاع داشتم از پوشک عوض کردنودلدردی و اینداستانا😂
خداراشکر 😂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.