۱۱ پاسخ

دقیقا منم ۱۹سالگی باردار شدم اصلا پشیمون نیستم

من ۲۳ سالمه دوس ندارم این حالمو زود بچه دار شدم البته به اثرا شوهرم

دقیقا منم پشیمونم چرا زودتر ازدواج نکردم و زودتر بچه دار نشدم

من معتقدم که بچه به یک مادر مستقل و خوشحال بیشتر نیاز داره تا یه مادر خسته و عصبی. حداقل من خودم رو میگم که توی خونه موندن اصلا با روحیات من سازگار نیست من نمیتونم ساکن بمونم بنابراین من میشم یک مادر عصبی افسرده و پرخاشگر و همیشه در حال ناله.

اینطوری فکر نکن. منم ۳۶ سالمه. خیلی درس خوندم و شاغل هم بودم. تا الان خیلی شغلم و پیشرفتم بخاطر بچه داری محدود شد ولی همیشگی نیست. ۳ ۴ سال زیاده من فکر میکنم ۲ سالگی سن خوبیه برای مهد بردن یا پرستار گرفتن. هرچی بزرگتر بشن و ما تو خونه باشیم هم اونا وابسته تر میشن هم ما عصبی تر و افسرده تر. میشه ۲ سالگی حتی پاره وقت بری سرکار.

دقیقا درست گفتید اخه چرا ما همیشه زندگی رو سخت میگیریم و از همچی ناراضی هستیم

منم الان ۲۵ سالمه و بچم ی سالو نیمس...پشیمونم ک چرا ۲ سال جلوگیری کردم

منم باهات هم‌نطرم کاش زودتر ازدواج میکردم و‌زودتر بچه دار میشد دیگ نمیتونم برم سرکار تا از اب و‌گل در بیاد سنم‌رفته بالا هیچ جا استخدام نمیکنن

من 16سالم بود بچه ام به دنیا اومد ناشکر نیستم ولی خوب نیست کاش الان مجرد بودم

بنظرم خیلی داری سخت میگیری
بابا ۴۰ سالگی سنی نیست ولله

کلا همه چی نسبیه یکی تو ۱۸ سالگی میگه باید همه تلاشمو بکنم درس بخونم کار کنم و وقت برا ازدواج و بچه زیاده
بعضیام میگن زود شوهر کنم بچه دار شم بعدا هم میتونن درس بخونم
ولی ادم هر سنی باشه اگه همسرش باهاش جور باشه واقعا نه بچه داری تو ۴۰ سالگی سخته نه درس خوندن و کار کردن تو ۳۰ سالگی
اینجا چون همه متاهله میگم مهمترین شانس و انتخاب ادم همسر خوب از هر لحاظه

سوال های مرتبط

مامان آوان و رزان مامان آوان و رزان ۱ سالگی
ننه ها بیاین یکم درد و‌دل کنیم😅 بعداز بچه دار شدن اوضاع زندگیتون چه تغییراتی کرده؟مخصوصا اونایی که دوقلو دارن یا دوتا بچه شیر به شیر دارن…
من که خیلی زندگیم عوض شده
از تو خوشی‌های بعداز ازدواجم یهو افتادم به بچه داری و….
البته خودم خواستم، ولی خیلی زود بچه دار شدم ، ۶ ماه بعداز عروسیم دوقلو طبیعی باردارشدم، خداروشکر ، چون خیلی عاشق بچه بودم کلا دلم زود بچه میخواست البته۲۵ ازدواج کردم ، ۲۷ باردار شدم…
الان با اینکه خیلی خوش میگذره با دخترام اصلا نمیشه توصیف کرد چون دختر داشتن یه لذت دیگه ای داره،،،،ولی دیگه مثل قبل نمیتونم خیلی کارا کنم،
حتی یه خرید حضوری درست و درمون نمیتونم برم …
مایی که هرسه ماه سفر بودیم از بارداری تا الان ۳ سال سفر نرفتیم
حتی مسیر های نزدیک خودمون مثل دریا …
با اینکه صبح تا شب پرستار دارم ولی دکتر با اراشگاه اینا نمیتونم برم😅
جدیدا تو ماشین و صندلی ماشینم نمی مونن که با دوستامون بریم مسیرهای یک ساعته یا ییلاق اینا..
دلم برای مهمونی های شلوغی که میگرفتم تنگ شده…
الان میخام سالی دوبار مهمونی بدم ولی قبلش باید با پرستاران هماهنگ بشم و… مهمونی اینا میریم ولی مثل قبل حال نمیده😅چون حواسم باید به بچه ها باشه..
به نظرتون این بچه ها تا کی از آب ‌گل در میان؟😅🤌🏻
من حتی به بچه دیگه فکر نمیکنم تا حداقل ۱۰ سال دیگه
بازم شکر😅