خانمااا
هستین ی‌ چیزی براتون تعریف کنم
دوساله تو دلم سنگینی میکنه خیلی دوس‌داشتم براکسی تعریف کنم یکم اروم بگیرم
من قبل از پناه(دخترم ک باردارم)
ی بارداری داشتم اونم دختر بود اسم اونم میخاستم بزارم ساحل
همه چی خوب بود از نظر پزشکی
سونوها ازمایشات هممه چی عالی
فقط ی موضوع ک مادرشوهرم خیلی سر این ک دختر شد و پسرنشد زخم زبون زد
ومن ب شخصه خیییییییییییلی ادم حرص وجوشی ام
ی جوری تو بارداری حرص وجوش میخوردم وگریه میکردم مدام و ناراحت بودم
ک هرلحطه دوس داشتم بمیرم
هرچند من خودم عاشقش بودم ولی کسی چیزی میگفت قلبم خیلی خیلی میشکست
خلاصه شب عاشورا بود خونواده شوهرم گیردادن امروز تعطیلیه بریم بیرون صفا سیتی وفلان
من ادم مذهبی خشکی نیستم ولی حقیقتش مخالفت کردم ک شب عاشورا همه توهیئت ومسجد ودسته هان شما میگین بریم بیرون شهر تفریح؟؟
خلاصه شوهرمم گفت بریم وفلان
منم مجبورشدم برم
شب ک برگشتیم مستقیم رفتیم خونه مادرشوهرم
ساعت ۲نصفه شب بوددیدم یکم ازم خونابه اومده
ترسیدم تاصبح نخوابیدم ساعت ۵صبح بود شوهرمو بیدارکردم فرستادم بیمارستان ک برادکترم ی وقت بگیره
اونم رفت اومد گفت واسه۳بعدازظهر نوبت داده
منم تااون موقع میمردم
راستی اون موقع ۲۷هفتم بود❤️‍🩹
دیدم ن طاقتم نمیاد خیلی دل آشوبم رفتم بهداشت ضربانشوگوش بدم نتونستن قلبشو پیداکنن من اومدم خونه گریه کردم مادرشوهرم گفت نههه هیچی نیس دستگاهای بهداشت خراب وقدیمی ان

۲۰ پاسخ

انشالله دختر گلت بیاد و زندگیتو قشنگ کنه .خیلی نارحت کننده بود داستانت .ما میگیم شب عاشورا حتی اگر اعتقاد هم نداری نباید خوش گذرانی کنی

عزیزم🥲🥲❤️هفته ات خیلی بالا بوده نگفتن چرا اینطورشد؟؟؟

تو کدوم بیمارستان عزیزم زایمان کردی؟ 🥲

آخی 😭خیلی سخته
خدا تو دلیت رو برات نگه داره🤲

خدا بهت امید و صبر و قدرت و حال خوب و انرژی مثبت بده ❤️از اینجای راه حالت هرروز بهتر باشه و پراز امید

باورت نمیشه ولی برای دردی که کشیدی و غمی که تجربه کردی اشک ریختم 💔💔💔
الهیییی که پناهتو محکم بغل بگیری دختر و خبر زایمانت رو یه روز بیای بدی بهمون و بگی حال جفتتون خوبه 🥰🥰🥰

بمیرم واسه دلت

عزیزم خیلی سخته ولی بازم خداروشکر خدا جاشو برات پر کرده ایشالاه خودش مراقب پناهت باشه و نگهدار نی نی تو دلیت ولی واقعا زخم زبون بقیه خیلی سخته روح آدمو داغون میکنه

خیلی تلخ و غم انگیز بود... مگه گوجه خیاره که بعضی ها دختر و پسر رو سَوا میکنن... خدا دوستت داره بهت دختر داده. مهم نیست مادرشوهرت چی میگه تو لایق دختر بودی عزیز دلم😍

خبببب

الهی بگردم چی کشیدی تو🥺🥺
پناه قشنگ میاد جاشو پر میکنه

چقدر سخته بوده عزیزم خدا این یکی رد برات حفظ کن سلامت بغلش کنی

عزیزم به خدا توکل کن پناه عزیزت رو سالن سلامت بغل میگیری اصن به چیزا گذشته فکر نکن چیزا تلخ روحیه الانت بهم می‌ریزه می‌دونم سخته و سختی زیادی کشیدی
انشالله با بغل گرفتن دختری یه دنیا عشق محبت یه دنیا خنده بیاد رو قلبت لبت💗🩷💓💖💕💞

واقعا متاسفم عزیزم 😔😔😔

😔😔😔😔😔😔

آخی چی کشیدی تو دختر🥲
بمیرم برا دلت
انشالله این دخمل سالم بیاد بغلت بشوره ببره غم دلتو

27 هفته! ☹️ هفتتم بالا بوده ینی ایست قلبی کرده؟

💔💔💔

با شوهرم رفتیم سونو
شوهرمو راه ندادن
یهو دکترسونوگرافی ب اون کسی ک تایپ میکنه گفت یک جنین بعد تاکید کرد نگفتم جنین زنده ها فقط جنین
ب خودم چیزی نگفت ولی همینو ک گفت کل دنیاااارو سرم خراب شد
جییییغ زدم گریه کردم وشوهرمو صدا زدم
اولین باری ک گریه شوهرمو دیدم همونحا بود😭
خلاصه هرثانیه میمردم وزنده میشدم دکترمم ختم بارداری دادو رفتم بیمارستان برای زایمان
همه صدای بعد از صدای دردکشیدنشون صدای گریه بچه میومد ولی من چی من دردعالم وکشبدم وبچمو مرده ب دینااوردم
اونم چجوریییییی
من اتاقم جدا بود چون بچمم زنده نبود کسی ب من اهمیت نمیداد هردوساعت یبار فقط میومدن ببینن دهانه رحمم باز شده یانه
من از۹شب تا ۶بعدازظهر روز بعد دردکشیدم
کل اتاقممم پرخوووونن انگار ی گاو سر بریدیم
بعد دیدم همش احساس دفع ادرار دارم
کسی ب من نگفته بودنباید بری دسشویی نگفته بودتزجات بلند نشی
من تا وسطای سرویس رفتم یهو بهم فشار اومد وهمونجا دختر عزیزمو زایمان کردم

خب بعد چی شد

سوال های مرتبط

مامان آیدین کوچولو🩵 مامان آیدین کوچولو🩵 ۵ ماهگی
سوال:از روزی ک فهمیدین دارین مامان میشین بگین
من ۱۰ روز قبل انداختم آخه انتظار نداشتم باردار شده باشم چون جلوگیری داشتیم طبیعی ب هیچ کس نگفتم جز شوهرم ک میدونست کیا پریود میشم منم ن آزمایش دادم ن چیزی چون درد پریودی داشتم گفتم میشم منم رفتم کمک مامانم فرش بشوریم یعنی سنگین بلند می‌کردما آخر شب ک داشتیم برمیگشتیم شوهرم گفت شدی گفتم ن گفت بریم بیبی چک بخریم گفتم بریم رفت خرید ۵ تا 😂
رسیدم خونه با ترس با استرس زدم گذاشتم همونجا موند شوهرمم منتظر من ک بهش خبر بدم گفتم من نمیتونم خودت برو ببین چیه رفت حالا هی سوال میپرسه دوتا خط باشه چیه یکی باشه چیه ی دفع دیدم داد میزنه خوشحال گریه ذوق این همه باحال قاطی شده 🥺 فهمیدم ک مثبته دوتا خط پررنگ افتاده بود فرداش ب عمم گفتم همون مادرشوهرم رفتیم آزمایش دادیم عمم گفت تو برو من خودم میخام جوابشو بگیرم گرفت هول زنگ زد گفت ن منفیه من خیلی ناراحت شدم بعدش با گریه کن ن مثبته بعدش یکی یکی زنگ زد ب همه گفت اون روز کلی استوری کلی زنگ کلی پیام داشتم رفتم دکتر بعدش سونو قلب ک ۱۰ هفته بودم 🥰 دو هفته بعدش فهمیدم پسره نینیمون چون آنتی جنسیت رو بهم گفت شما هم تعریف کنین ذوق کنیم