۱۴ پاسخ

عزیزم ماشاالله خدا برکت زندگیتو برات حفظ کنه منم ی دخمل دارم همیشه بابت داشتنش شکرگزارم

به به چ‌مادر دختر جذابی
شبیهتم که هست کیف دنیارو میبری😄🩷🌷.

منم دوقلوهامو هفت ماهگی از دست دادم پیش میاد عزیزم به نظرم هر زنی تو زندگیش بلاخره یه بارم شده از این ماجرای سقط یا زایمان زودرس براش پیش میاد ، هرکی تیکه بندازه و سرزنش کنه بی فرهنگ ترین جاندار روی زمینه😀 تازه به من میگفتن کاشت کردی 😂😂 منی که اصلا ناخواسته باردار شده بودم یعنی برا خودشون میبرنو میدوزناااا

خداحفظش کنه

خدابرات حفظش کنه عزیزدلم🥰

عزیزدلم❤️

ای خدااا😍❤️

عزیزم ماشاالله خدا حفظش کنه 😍♥️😘
منم دوتا سقط داشتم و خیلی حرف شنیدم ولی همیشه دلم به خدای مهربونم گرم بود 🥹🥹😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
خدایا شکرت که همیشه برامون جبران میکنی 😍

عزیزم خدا جای حق نشسته عزیزم

خدا گل دخترتو حفظ کنه برات

عزیزم خداحفظش کنه❤

قطعا حکمتی توش بوده ک الان این فرشته ی ناز بغلت باشه

خدا حفظش كنه خيلي بامزس ماشالله

عزیزممم🥺خدارو صد هزارمرتبه شکر

عزیزمم

سوال های مرتبط

مامان 🩷دوقلوها🩷 مامان 🩷دوقلوها🩷 ۱۱ ماهگی
مامان امیر مامان امیر ۱۴ ماهگی
مینویسم برای دختر عزیزم حلمای نازم
۴ ساله پیش ب دنیا اومد کولیک رفلاکس الرژی شدید
دختری ک مدام بیمارستان بستری بود ۳ ماهه اول سخت بود خیلی ۳ ماه شبانه روز گریه وحشتناک نیکرد روزی سه بار مطب دکترای مختلف بودیم هیچ کس نفهمید درد بچم چیه یادمه یه شب مادرشوهرم بهم طعنه زد شیرخودتو ندادی بچت اینجور شد انقد نیش و کنایه زد ک آرزو کردم کاش بچم آنشب میمرد راحت نشدم از دست این نیش و کنایه
تا اسهال خونی شد و گفتن بله الرژی تو بیمارستان آنقدر گریه کردم گفتم ینی من نمیتونم با بچم اش رشته بخورم نمیتونیم باهم بریم پارک بستنی بخوریم خدا میدونه چقدر اشک ریختم و التماس کردم
خدا میدونه بزرگ کردن بچه رفلاکسی چ زجری داره چقدر سخت بود ولی چهار سال گذشت اون دختر نق نقو ک هیچ شیری بهش نمیساخت روزی دوتا بستنی میخوره شده همدم روزای سختم خداروشکر ب خاطر وجودش
فقط باید صبوری کرد من الان از اون شبا چیزی یادم نمیاد میگذره خیلی سریع الان درگیر الرژی دومی هستم ولی اینم میگذره بیایید از کنارشون بودن لذت ببریم
مامان بهنیا مامان بهنیا ۱۶ ماهگی
پسرم از موقعی که به دنیا اومد کولیک ورفلاکس داشت به حدی بد بود که واقعا از دست گریه هاش داشتم دیونه میشدم برای کولیک همه داروی امتحان کردم ولی قطره ایزی کول واینفاکول جواب داد بعد از اون باز پسرم هی گریه میکرد بردمش دکتر گفتن رفلاکس هم داره اول فاموتدین است امپرازول اینا داد ولی همون جوری بود دوباره بردم عوض کرد نکسیوم داد دردش آروم شد ولی بعد از مدتی بالا میاورد خیلی دوباره بردم بهش کیدیزول داد از چهار ماهگی کیدیزول دادم صبح وشب ولی این مدت پدرمو در آورد تا شیر خورد خدا شاهده که من پامو از خونه بیرون نمیزاشتم تا پسرم بخوابه بهش شیر بدم باید یه ساعت میشستم تا آروم آروم 60تا بخوره ولی من تا امید نشدم ادامه دادم بعضی موقع ها با سرنگ میدادم ولی توی دهنش جمعش میکردبردم دکتر بهش پدیا بست داد مولتی ولی بی تاثیر بود دوباره بردم بهش نئوزینک داد اونم جواب نداد ولی بعداً بهش کیدکر داد اون خوب بود اینقدر حرف شنیدم سر این شیر خوردن اینقدر عذاب کشیدم خدا می‌دونه همه میگفتن خودش کشمش بشه میخوره ولی ساعت ها بدون شیر بود و هیچ تقاضایی برای شیر نمیکرد تا این که از دیشب یهویی شیر خورد والان صبح خواستم بگم به مامانایی که مثل منم تا امید نشدم ادامه بدم ببینم چه دارویی به بچشون می‌سازد اگه رفلاکس پنهان یا اشکاردارن ومهم تر از همه دعا من نذر نیاز من بود که خدا جوابمو داد خدایا هزاران بار شکرت هر موقع بهش شیر میدادم قبلش این آلکرسی می‌خوندم وندر نیاز کردم و خدارو شکر جواب گرفتم راستی کمکی هم بعد از واکسن شروع کردم با پوره سبزیجات اونم عالی بود وبعد فرنی خوب مامانا اینم تجربه من ایشالا به حق آبروی فاطمه زهرا بچه های شما هم خوب میشن ممنون از همگی
مامان السانا مامان السانا ۱ سالگی
تاپیک قبل
هیی بعد چند هفته منو اجی بزرگه رفتیم سونوگرافی اول اجیم رف واسه سونو ک فهمیدیم ۱۰ هفته هست😍و بعد ک من رفتم هیی قلبم تیکه تیکه شد ک بچم مولار بوده و ۸ هفته بودم هییی خیلی ناراحت شدم ولی برای اجیم خیلی خوشحال بودن خلاصه من رفتم شهرستان واسه کورتاژ اجی متوسط اومد باهام خیلی کمکم کرد سه روز بالاسریم بود همش منو اینور اونورر میبرد عایی نمیدونستیم این اجیمم حاملس🤣😂بعد چند هفته بعد ک فهمیدم این اجی متوسطه هم حاملس باهم انگار شوهرا دست بکار شده بودن ک مال من سقطش کردم 😓ولی برای خواهرام خوشحال بودم اجی متوسطه رو بردیم سونو ک فهمیدیم این ۶ هفته بود ینی اجی بزرگم بچش ۱ ماه از این اجی متوسطه بزرگتر بود خلاصه هردو شون دختررر شدن😍😍وایی ک ما رو ابراا بودیمم بعد این ک خواهرام ۶ و ۵ ماهه بودن منم فهمیدم بارداررمم اخ جووونم خدایی همه حیرت زده بودن از ما ک چیشد هرسه تا باهم حامله شدن همه میگفتن شما خواهرا مشکل دارید حتما برا همینه بچه هاتو سقط میشن هیی خداا خیلی حرفا شنیدیم منم بعد ۱۸ هفته بودم ک رفتم سونو خاستم بچم پسر شه ک تنوع شه خواهرام دختردارن من پسردارشم ولی منم دخمل بود😍🤣عاییی بعد سوونو یع دل سیررر خندیدم

باقیش رو زیر مینویسم