همیشه حرف «دختر» که می‌شد
خدا دریچه‌ای از یک دنیای صورتی به رویم می‌گشود
که تمام اتمسفرش لطافت بود و ظرافت؛
مثل خود جنسِ مونث،
مثل برگ گل،
مثل حریر و ریحانه،
مثل بهشت...

و من هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی،
اسم دختر که بیاید
از رنگ صورتی برسم به نگرانی و دلهره!
که نکند این دنیای پر از لطافت را،
ضمختی دنیای واقعی پر کند!

که نکند سال‌ها بعد،
دستی بیاید و دست دخترکم را به گرمای خویش عادت بدهد؛
اما ناگهان برود...
طوری که دنیای صورتی‌اش سیاه بشود و سرد،
طوری که دستانش خالی از «عشق» بماند...

هیچ فکر نمی‌کردم روزی به صورت دختر بیست و چهار روزه‌ام نگاه کنم و اشک بیاید مثل رود از چشمانم که نکند اشتباهی عاشق بشود!

مثل خیلی از ما دخترانِ دیروز،
که یک روز بدون آن‌که بفهمیم قلب‌مان به غلط راه گم کرد و برای همیشه سیاه ماند!

خدایا!
نگذار این رنگ صورتی را،
سیاهی چرک کند روزی...

عشق را به او بچشان،
اما حقیقی‌ و صورتی‌اش را لطفا!🩷

#بارداری#فرزندپروری#نوزاد#روز_دختر#شیردهی#زایمان

تصویر
۲ پاسخ

خدا برات نگهداره ماشاءالله ماشاءالله ماشاءالله ماشاءالله ماشاءالله ماشاءالله 🧿🎀🩷گوششو کی سواری کردی اذیت نشد

ای خدا🥺🥺🥺

سوال های مرتبط

مامان سیدحسام الدین🩵 مامان سیدحسام الدین🩵 ۶ ماهگی
عزیزترین‌های من، نور چشمم، پسرم و دخترم!
جان‌های من، وجود نازنین شما دو نفر، دنیای ما را سرشار از شادی، امید و عشق کرده است. شما دو گوهر بی‌همتا هستید که روزگار به ما ارزانی داشته است.
‌پسرم،تو نوری هستی که تازه به خانواده ما تابیده. با هر لبخند کوچک و هر غلتیدن بامزه‌ات، قلب ما را سرشار از شگفتی و خوشحالی می‌کنی. دنیای تو هنوز کوچک است، اما همین دنیای شیرین و پر از آرامش تو، بزرگترین دلگرمی ماست. امیدواریم روزهایت همیشه پر از سلامتی، خنده و عشق باشد، همان عشقی که در آغوش خانواده‌ات تجربه می‌کنی.
دخترم، قهرمان ما،تو ستاره‌ی درخشانی هستی که هر روز دنیا را با نگاه پرانرژی و کنجکاوت رنگین‌تر می‌کنی. سن تو، سنی است پر از کشف و یادگیری، و ما عاشق دیدن رشد و شکوفایی تو هستیم. تو خواهر بزرگی هستی و حضور دلنشینت در کنار برادر تازه‌ات، زیباترین صحنه را خلق می‌کند. یادت باشد که تو بسیار توانمند و منحصر به فردی. رویاهای بزرگ داشته باش، با جسارت به دنبالشان برو و همیشه مهربانی و صداقت را فراموش نکن.
دلبندانم ،می‌دانیم که مسیر زندگی پستی و بلندی‌هایی دارد، اما بدانید که عشق ما به شما، تکیه‌گاه همیشگی‌تان خواهد بود. قدر یکدیگر را بدانید، چون خواهر و برادر، بهترین همدم و حامیان یکدیگر در طول زندگی هستند. دنیا را با چشم‌های پر از امیدتان ببینید و بکوشید همیشه بهترینِ خودتان باشید.
شما تمام دنیای ما هستید و برایتان آرزوی بهترین‌ها را داریم: سلامتی، شادی بی‌پایان، موفقیت‌های روزافزون و عشقی که هرگز تمام نمی‌شود.
با تمام وجود دوستتان داریم.
مامان کوروش مامان کوروش ۲ ماهگی
«۱۵ روز پیش، ساعت [۲۰:۲۰]، دنیای من برای همیشه تغییر کرد.
۱۵ روز است که تو آمدی و با هر نفس کوچک، معنای زندگی را برای من بازتعریف کردی. شاید هنوز ندانی که چقدر با آمدنت، تمام تاریکی‌های قلبم را روشن کردی، یا شاید هنوز متوجه نبض آرام دست‌های کوچکت که مرا به زندگی وصل می‌کند، نشده باشی؛ اما بدان که از لحظه‌ای که اولین صدای گریه‌ات را شنیدم، من هم متولد شدم.

این ۱۵ روز، میان شب‌زنده‌داری‌ها، نگاه‌های خیره به چشم‌های بی‌گناهت و بوی تن پاکت، گذشت؛ روزهایی که شاید از نظر دیگران ساده به نظر برسند، اما برای من، هر ثانیه از آن‌ها، یک معجزه بود. یاد گرفتم که عشق، در کوچک‌ترین حرکات تو نهفته است؛ در کشیدن انگشت‌های ظریفت روی پوستم و در آرام شدنت وقتی من را در آغوش می‌گیری.

عزیزم، ای تکه پاره تن من، من در این ۱۵ روز یاد گرفتم چطور با تمام وجودت دوستت داشته باشم. قول می‌دهم در کنار تو باشم، تا زمانی که بزرگ شوی و خودت دنیایت را بسازی. قول می‌دهم پناهگاهت باشم، درست مثل همان امنیتی که تو با حضور کوچکت به زندگی من بخشیدی.

۱۵ روز از آمدنت گذشت، اما انگار تمام عمر منتظر تو بودم. پناه بردار از روزهایی که شاید سختی داشته باشیم، اما بدان که همیشه در کنار تو، با تمام وجود، ایستاده‌ام.

دوستت دارم، فرشته کوچولوی من
مامان avin💝 مامان avin💝 ۴ ماهگی
روزهای آخر بارداری…
روزهایی که زمان آرام‌تر از همیشه می‌گذرد،
اما دلِ مادر تندتر از هر لحظه‌ای می‌تپد.
هر صبح که بیدار می‌شوم، دستم را روی شکمم می‌گذارم و با تو حرف می‌زنم؛
با دختری که هنوز نیامده، اما تمام زندگی‌ام را پر کرده است.
خانه بوی انتظار گرفته…
لباس‌های کوچکت مرتب در کشو چیده شده‌اند،
و هر گوشه خانه انگار چشم‌به‌راه نفس‌های لطیف توست.
گاهی خسته می‌شوم،
سنگینی این روزهای آخر آسان نیست؛
کمردرد، بی‌خوابی، نفس‌های کوتاه…
اما میان همه این سختی‌ها،
یک شوق عمیق جریان دارد:
اینکه خیلی زود، صورتت را می‌بینم.
دخترم،
در این روزهای آخر،
بیشتر از همیشه به آینده فکر می‌کنم؛
به اولین گریه‌ات،
به اولین باری که در آغوشم آرام می‌گیری،
به اولین لبخندت که دنیایم را زیر و رو خواهد کرد.
انتظار تو،
شیرین‌ترین بی‌صبری زندگی من است.
هر لگدی که می‌زنی،
هر حرکت کوچکت،
برایم پیامی است که می‌گویی:
«مامان، من اینجا هستم.»
روزهای آخر بارداری شاید طولانی باشند،
اما پایانشان آغاز بزرگ‌ترین عشق دنیاست.
من آماده‌ام دخترم…
با تمام خستگی‌ها، با تمام اشتیاق‌ها،
منتظرم تا تو را در آغوش بگیرم
و جهانم را با حضورت کامل کنی. 💗