۴ پاسخ

به نظرم هییییچی تو دنیا به اندازه کمک به خانمی که تازه زایمان کرده ثواب نداره والا
منم دست تنها بودم و خییلی اذیت شدم

خدا برات حفظشون کنه من هیچکسیو نداشتم فقط همسرم برام سنگ تموم گذاشت همه جوره برام همه کار کرد.

خدا حافظ همشون باشه که درک میکنن و همراهتن عزیزم قدرشونو بدون خیلیا تو حسرت همچین خانواده ای هستن ♥♥

*قدردان

سوال های مرتبط

مامان معجزه💫✨🩵💙🩵 مامان معجزه💫✨🩵💙🩵 ۳ ماهگی
#ثبت خاطرات ۳
ی استرس همراه با خوشحالی داشتم،قرار بود روزی ک عمل میشم همه زیرساختا رو بزنن، از دکتر ک ب سمت خونه راه افتادیم، ب خواهرم ز زدم واسم ناخن کار و آتلیه هماهنگ کنه، مادرم از شدت استرس دم ب دقیقه میگفت مامان کاش همون عصری ک دکترت گفت عمل کنی فردا خطرناکه، تو ماشین ک نشستم دوباره دردم شروع شد خلاصه هم درد داشتم هم استرس، اومدم خونه بلافاصله دوست خواهرم اومد واسه ناخونام، تو این پروسه بارداری من ن موهامو رنگ کردم ن ناخون کاشتم،تا حدود ۵ عصر من ناخونامو اوکی کردم ، بعد رفتیم آتلیه واسه عکسای بارداریم، همه چی روی دور تند همراه با استرس و خوشحالی بود، خانواده همسرم شهرستان بودن و از راه دور جویای احوال و اوضاع، اومدیم خونه خواهرم زحمت کشید ساک هردومونو بست، سوپ ماهیچه پخت، کاچی درست کرد، ی شورشیرینی تو خونمون راه افتاده بود هیچکی اون شب نخوابید حتی خواهرزاده ۵سالم ،ساعت ۵ و نیم صبح عازم بیمارستان تریتا شدیم، بهمراه پدر و مادرم و خواهرم و دخترش ، وسط راه دیدیم دو تا پلی ک ما زیرش رد میشدیم واسه پیش دکترم رفتن رو عصر روز قبلش زدن و من خوش شانس بودم ک تو اون ساعت از اونجا تردد نکردیم ،ب بیمارستان رسیدیم و کارای پذیرش انجام شد و من با همراهی همسرم و خواهرم راهی بلوک زایمان شدم