۱۲ پاسخ

من خیلی میترسم میرم خونه مادرم ده روز بعد میام خونه خودم استرس گرفتم از الان

من با دوتا بچه سه ساله دخترم هست پسرم یه ماه وخورده ای صبحانه ساعت ۱۰میخورم ناهار ساعت ۳اینا تا بخورم میشه ۴دیگه یکم خونه رو مرتب کنم شام میشه پنج خدایی سختمه دیگه شوهرم بیاد بچه رو میدم شوهرم میرم شام میپزم

خداحفظش کنه .پسر منم ۲۱ ماهش ..فک کنم راه پرچالشی دارم🥲

من با ی بچه اصلا نمی‌رسم حتی چیزی بخورم شدم تک وعده ای حتی یادم می‌ره دکترم قرص داده بخورم ازبس بچم گریه می‌کنه دل درد ودلپیچه داره،بهداشت بهش قطره داده اونم فراموش میکنم😣😣😣

من از شب اول تنهام
از بیمارستان مستقیم اومدم خونم
مامانم نیومد
شب زرشک پلو گذاشتم زیاد
دو وعده میذارم
اکثرا شب میذارم فردا ناهارم برسه
حلیم و سرشیر اینا شوهرم صبحانه میخره میره
تخم مرغ هم میخوردم
از بیرون هم غذا میاورد شوهرم مثلا جوجه ماهی اینا
جدیدا هم یه ذره دستم اومده لازانیا یا مثلا کیک یکبار تونستم بپزم

من فعلا خونه نرفتم بهم غذا خونگی ندادن😂🤭❤️

چندسالش اولی ؟

من زایمان نکرده کاری نمیتونم کنم زایمانم کنم چی بشه 😅

با ۳ تا بچه میرسیدم با ۴ تا نمیدونم چی بشه؟

واقعا نمی‌رسم تنهایی گشنه میمونم بچه خواب به خودم میتونم برسم

من با یه بچه نمیرسم چه برسه دو بچه

با ۳ تا بچه ...مجبور بودم برسم 😄😄😄

سوال های مرتبط