به وقت ۹ صبح ازادی گهواره ۳۱فروردین


دختر نازنینم، نفسِ من،

امروز روز توئه، روزِ یه فرشته‌ی کوچولوی دوست‌داشتنی که دنیای من رو روشن کرده. هر روز کنار تو، یه جشنِ بزرگه، اما امروز به خاطر «روز دختر»، دلم خواست بیشتر از همیشه بهت بگم که چقدر دوستت دارم.

تو من رو به آدم دیگه‌ای تبدیل کردی. یادم دادی معنیِ واقعیِ خنده، آرامش و عشق رو. هر بار که لبخند می‌زنی، هر بار که دستای کوچولوت رو دور گردنم حلقه می‌کنی، انگار تمامِ خستگی‌های دنیا از تنم می‌ره. تو خودِ زندگی هستی، نفسِ من.

دخترم، شاید الان معنیِ روز دختر رو ندونی، اما روزی بزرگ می‌شی و می‌فهمی «دختر بودن» یعنی چی. یادت باشه که تو قوی، باارزش و بی‌نهایت دوست‌داشتنی هستی. من همیشه کنارتم تا تو رو اون‌طوری که هستی، دوست داشته باشی و به خودت افتخار کنی.

اگر روزی احساس تنهایی کردی یا دلت گرفت، یادت باشه من همیشه اینجام. تو دلیلِ لبخندهای بی‌دلیلِ منی، دلیلِ قوی بودنِ منی.

روزت مبارک، نورِ چشمم. امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشی و دنیای قشنگت پر از عشق باشه.

با تمامِ عشقِ دنیا به دختر توت فرنگی من🍓🍓🍓



...
نفس اینقدر عاشق و دیوونه توت فرنگیه باباش با ذوق میگقت بزرگ شد اسمشو تو گوشیم توت فرنگیم 🍓 سیو میکنم😍😍🥹🥹🥹😘💫💫
و من میمیرم برای این ذوقش بخاطر دختر داشتنتش💛🌹



پوشک
فرزند پروری
واکسن تب پاراکید
ویروس فرزند نوپا ‌ سحرخیز

تصویر
۱ پاسخ

عین شهسان عااااااشق توت فرنگیه

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
پستم نکته خاصی نداره. صرفا برای ثبت داشتنش مینویسم.
بالاخره بعد از ۱۵ ماه تونستم ورزش رو دوباره شروع کنم.
منی که قبل بارداری و حین یارداری باشگاهم ترک نمیشد نزدیک به ۱۷ ماه بود که نتونسته بودم باشگاه برم.
بعد زایمان نمیشد تا یه مدت...
بعدش بچه کوجیک بود ...
بعدش کسی نبود نگهش داره...
خیلی تلاش کردم که هر طور شده برم ولی اصلا نمیشد. نزدیک به چندین ماه بود که هر روز تو کارهای فردام مینوشتم ورزش و نمیشد که برم.
ولی این ماه دیگه بی خیال باشگاه رفتن شدم و یه دوره آنلاین ثبت نام کردم. امروزم چهارمین روزی بود که تمرین داشتم. خیلی خوشحالم. حس قدرت میکنم و به خاطر این قوی بودن به خودم افتخار میکنم. گل پسرم هم دیگه داره کم کم عادت میکنه. کمتر سراغم میاد وقتی بهش میگم دارم ورزش میکنم.
اون روزهایی که حس میکنی ضعیفی، دیگه هیچ کاری نمیتونی بکنی، نمیتونی... به کوچولوت نگاه کن و به خودت یادآوری کن: این فسقلی تو بدن من بزرگ شد و به دنیا اومد و با شیره وجود من رشد کرد. مگه کاری هم هست که من نتونم انجامش بدم؟! تو از بهونه هات قوی تری! اینو یادت باشه.