سلام
خانوما یه مسئله ای من دارم که تاحالا با کسی هم راجبش حرف نزدم و هیچوقتم بابت مشکلاتم روانشناس نرفتم درصورتی که میدونم شاید خیلی از مسائل راه حل داشته باشن اما ما ندونیم

یکش اینه که من خیلی بی ذوقم
واسه هیچی ذوق نمیکنم
خیلی خوشحال نمیشم
الان تاپیکا یه خانومی رو خوندم گفتم خوشبحال شوهرش و بچه هاش
حقوق شوهر من شاید چند برابر حقوق شوهرش باشه اما اون واسه هر مناسبتی با ذوق و سلیقه و همون وسایل محدود و یدونه کیک جشن گرفته و به خودش رسیده
اما من مثل پیر زنای ۷۰ ساله میمونم
خیلی خیلی ناشکری هم میکنم و به زبون میارم
و انگار یه انرژی منفی بزرگ دور خودم تشکیل دادم
😞😞😞
بچم خیلی شلوغتر و اهل خرابکاری نسبت به بقیه بچه ها وقتی خسته و عصبی میشم همش ناشکری و نفرین میکنم مثلا میگم خدا من بکشه یا خدا لعنتم کنه یا بچه واسه چیم بود
🤦‍♀️🤦‍♀️و افتادم تو این دور باطل
کسی راهکاری داره ؟
پوشک
فرزند پروری
شیر خشک
آنومالی

تصویر
۱۲ پاسخ

باز خداروشکر خودت متوجه شدی این خودش مهمه

چقدر خوبه که مشکلت رو خودت قبول داری و این میتونه برای درمانت بهت کمک کنه ... چرا پیش مشاور نمیری ؟ خیلی میتونه کمکت کنه

عزیزم هر چی تو ذهنت و دلت هست رو روی کاغذ بنویس بعد کاغذ رو پاره کن

سعی کن به خودت برسی، و اینکه اگه اعتقادی داری حتما حتما ذکر زیاد بگو قرآن خیلی خیلی بخون ببین خودت تعجب میکنی از تغیراتت

عزیزم این مشکلت ریشه در کودکیت داره ، رفتار خانواده و مخصوصا پدر مادرت و اینکه چجور کودکی داشتی خیلی مهمه،سعی کن هرروز داشته هات رو به یاد بیاری ، خودتو سرگرم کنی ، با چیزای کوچیک برای خودت ذوق کنی اگه کمخونی یا کمبود ویتامین داری مکمل بخوری مثلا امگا ۳ شادی اوره و... و این دور باطل رو به فرزندت هم منتقل نکنی

عزیزم ما آدمیم! درخت نیستیم که یه جا وایسیم و منتظر شیم یکی بیاد حالمونو خوب کنه. تکون بخور بیرون برو کارایی که قبلا میکردی حالت خوب میشد و انجام بده رفته رفته بهتر میشی

شاید دور و برت ادما ی منفی هستش یه مدت سعی کن حرف خوب بزنی ب خودت برسی و شاد باشی شاید تغییر کنی

منم مثه توام وضع مالیمم خوبه ولی راضی نیستم

هر وقت این فکرها میاد صلوات بفرست

منم همینم ، خستم هم روحی هم جسمی . با بچه کوچیک شاغل بودن و کار خونه و سر و کله زدن دهن ادنو سرویس میکنه . کلا بی حوصله شدم

منم همینم..
کلا هرچی بیشتر فکر کنی و به تهش بری میبینی خب که چی؟! همه ی اینا از فکر زیااااد میاد

باید برید روانشناس

سوال های مرتبط

مامان زندگی🌱 مامان زندگی🌱 ۲ سالگی
شوهرم چن روزه ما رو گذاشته خونه بابام اینا خودش رفته خونه خودمون کار داشته بره سرکار بخدا این چن روزه اگر سپهر یاد باباش افتاده باشه بهش میگم بیا زنگ بزنم با بابا حرف بزن میگه بابا نه 🤦‍♀️ درصورتی که وقتی خونه خودمون بودیم دائم چسبیده بود به باباش شوهرمم میگفت منو بیشتر از تو دوست داره اما الان میفهمم با اینکه بچه اموهر روز می‌بردم پارک و بیرون اما باز حوصله اش سر میرفت و نیاز به تنوع داشت واسه همین پیله می‌کرد به باباش که ببره بیرون و با ماشین دور بزنه از وقتی اومدم خونه بابام اینا اینقدر اینجا سرش گرمه که یادی دیگه از باباش نمیکنه حتی اسمش هم نمیاره که بگم یهو یادش افتاده 🤭
پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مولفیکس بی بی گهواره بچه زایمان سونو سونو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس