۶ پاسخ

ن قبل بارداری ن تو خود بارداری این چیز هیچ وقت از یاد ادم نمیره

هیچ وقت یاد ادم نمیره

من یه خواهر داشتم خیلی دوستش داشتم و دارم از وقتی باردار شدم انگار ی ادم دیگ شده باهام قهره انگار حرف نمیزنه محلم نمیده روز عید زنگ زد تبریک گف رفتم خونه بابام اینا شبی ک عید بود بقلش کردم بااینکه من بخاطر بعضی شرایط مجبور شدم ی ماه قبل عید بمونم خونه بابام اینا تو اون ی ماه این خاهرم اصلا انگار من وجود ندارم اونطوری رفتار کرد شب عید برگشتم خونمون از اونموقع ی زنگ ب من نزده بااینکه میدونه از صب تا شب تنهام تو خونه امیدوارم یادم بره من خیلی دوستش دارم نمیخام ازش کینه ب دل بگیرم

اصلاااااااااااااا من تا عمر دارم کارایی ک خانواده شوهرم و شوهرم کردن یادم نمیره چقد مادرشوهزم بین ما دعوا انداخت شوهرم از اون بدتر کتکم زد خیانت کرد وووو هیچوقت نمیگذرم ن از خودش ن از خانوادش
من بچه اصلا نمیخاستم اینقد مادرشوهرم رفت رو مخ شوهرم تا راضیش کرد بعد ک باردار شدم فک کردم چقد اینا خوشحال میشن دیدم ننننننننن😭

فکر نمیکنم چون یه دورانیه که تکرار نمیشه و خاصه
من قبلش همه چیز از یادم میرفت و زود گذر میکردم
ولی دوران بارداری واقعا عجیبه هیچوقت یادم نمیره رفتار اطرافیانمو تو این دوره از زندگیم

نه می مونه کنج ذهنت
من از زایمان قبلیم خاطراتی دارم حرفایی ک شنیدم بعد دو سال. هنوز برام تازه است

سوال های مرتبط

مامان قند عسل مامان قند عسل ۱ ماهگی
مامان مامان فندوق مامان مامان فندوق ۱۲ ماهگی
مامان ماهلین خانم مامان ماهلین خانم ۱۰ ماهگی
مامان نرگس سادات مامان نرگس سادات ۸ ماهگی
مامان 𝔪𝔞𝔥𝔳𝔞🥕🤎 مامان 𝔪𝔞𝔥𝔳𝔞🥕🤎 ۱۲ ماهگی
مامان قلب من مامان قلب من روزهای ابتدایی تولد
مامان محمد طاها مامان محمد طاها ۱۴ ماهگی