۷ پاسخ

من پسرم ۲ سال و ۵ ماهشه
زیاد دور پسر بزرگمم‌باهاش وقت میگذرونم ولی بعضی وقتا باز حسادت میکنه لج میکنه

عزیزم نگران نباش توکلت به خدا باشه بچه هم رزقش باخودش میاره از این لحاظ.از نظر عصبی هم من خودم اعصابم صفر شد بعد زایمان بخوای ب کارات برسی ب بچت برسی ب خودت برسی یقینا آدم کم طاقت میشه خدا بزرگه استرس الکی ب خودت نده

پسر منم سه سالشه
منم همين ترسارو دارم
اما قصد دارم با مشاور كودك حرف بزنم حتما براي اينكه روحيه پسرم اسيب نبينه
خيلي برام مهمه
توام اگه ميتوني با مشاوره صحبت كن
كه يادبگيريم بايد چطور رفتار كنيم با بچه ها

پسر شما ۵ سالشه پسر منم ۳ سالو ۳ ماهشه😂

منم کسیو ندارم سر این نکرانم.. پسر منن پنج سالشه ازش خیالم راحته همش منتظر داداششه درکش بالاس

این فکرا نکن عزیزم. تازه تو هستی تو خونه و‌دوتا بچه ن مهمون میاد ن چیزی پس فکر خونه و تمیزی زیاد نباش کلی وقتت را باهاشون بگذرون یاد بده پسرت از بچه کوچیکت مواظبت کنه و ب اشپزیت برس
اگ خودت سخت نگیری سخت نیس

این ترس هات طبیعی عزیزم نگران نباش به خدا توکل کن انشالله از پس همه چی‌بر میایی

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی🍓✨️ مامان توت فرنگی🍓✨️ هفته سی‌وسوم بارداری
خانوما شماهم با نزدیک شدن زایمانتون استرس میگیرین؟؟؟

راستش من از بچه‌داری خیلی می‌ترسم...
از اینکه دیگه زندگیم مثل قبل نباشه، از اینکه آزادی‌هام کم بشه و برای ساده‌ترین چیزها هم نتونم مثل قبل تصمیم بگیرم.

می‌ترسم از شب‌بیداری، خستگی، بی‌حوصلگی و اینکه دیگه وقت کافی برای خودم و همسرم نداشته باشم. می‌ترسم از اینکه نتونم هر وقت دلم خواست بیرون برم، بخوابم، غذا بخورم یا حتی چند ساعت فقط برای خودم باشم.

از زایمان می‌ترسم، از دردش و از اینکه بعدش دیگه هیچ راه برگشتی به زندگی قبل وجود نداره.
از مسئولیت یه آدم کوچیک که قراره تمام‌وقت به من نیاز داشته باشه می‌ترسم.

از اینکه نکنه مادر خوبی نباشم، نکنه کم بیارم، نکنه خسته بشم و بعد بابت خسته شدنم عذاب وجدان بگیرم.
حتی می‌ترسم یه روز دلم برای خودِ قبلیم تنگ بشه و حس کنم خودم رو گم کردم...

بچه‌م رو دوست دارم، ولی راستش هنوز از این تغییر بزرگ می‌ترسم؛ خیلی بیشتر از چیزی که بتونم به بقیه بگم.