۲۱ پاسخ

ما امروز رفتیم کوه پیاده روی چالش داشتیم چون باد شدید میومد.اما خداروشکر خوابید و منم صبحانه مشتی زدم و از طبیعت لذت بردم.ماشالا داربم ماخانوما❤خسته نباشی واقعا همین ک میری ورزش خودش خیلی عالیههههه به مرور متوجه میشی چقدر واسه روحیه ات خوبه☺

تصویر

خوبه باز شوهرت بچه رو نگه میداره برای من ده دقیقه هم نگه نمیداره فقط مامانم یکم کمک کنه

وااااای عکاستو قربون چقد خفنی و جذااااب

من هر روزی که میرم خونه مامانم هنوز اتاق بنفشم وتختم سرجاشه وقتی روی تخت دراز میکشم همش با خودم میگم نونت کم بود ابت کم بود شوهر کردن و بچه دار شدنت چی بود😩😩

عزیزم یک تا ۸ میخوابه کلا ؟ دیگه نمیخوابه ۸ ک بیدار شد؟

منم شلوغی خونه کلافه ام میکنه شدید
ولی دیگه باید بین جونت و خونه تمیز یکی رو انتخاب کنی
من فقط شبا قبل خواب تمیز میکنم مرتب همه چی سرجاش، صبح دوباره همه جا میریزه بهم
هفته ای یبار به زور برسم جارو کنم
گردگیری هم فقط جاهایی که در تماسیم باهاش بقیه رو ماهی یبار اگگگه وقت کنم
این بهم ریختگی چندسال دیگه درست میشه ولی بهم ریختن روان ما رو تربیت بچه هم اثر میذاره
بیخیالی طی کن و کیف کن با بچت

خودم سرما خوردم پسرم سرما خورده.نهار درست کردم شیرش دادم بیرون بردم با کالسکه دورش دادم .پروژه هام مونده زبانم میخوام بخونم اها با شوهرمم دعوا کردم

من امروز بعداز یکسال برگشتم سرکار دلوین رو گذاشتم پیش مامانم ظهررفتم ازاونجا برش داشتم ناهارخوردیم یکم استراحت کردم عصر خونه رو مرتب کردم و شام گذاشتم دیگه دلوین یکم نق میزد باشوهرم بردیم یکم دورزدیم الانم دارم ناهارفردارو حاضرمیکنم

خسته نباشی عزیزم
صندلی غذا دیار طلا چه مارکی
من امروز کمر درد شدید گرفتم از صبح سر پا بودم نظافت کامل خونه گردگیری و جارو و اشپزی خودمون و دخترم و.. خلاصه الان کمرم خورد دراز کشیدم دخترم خابید

عزیزم چ شیر خشکی میدی

امروز خیلی سخت نبود.
ساعت ۱۰ از خواب پاشدیم، البته من خیلی خوابم میومد، چون شب تا ساعت ۲ برا کارای پایان نامم پای سیستم بودم، بعدم که خوابیدم آقا پسر هر یه ساعت بیدارم می‌کرد.
بلند شدیم صبحانه و بازی و اینا، بعد ساعت ۱ خوابید تا ۲/۵ ، منم تو این فاصله قرمه سبزی گذاشتم برا شام، ناهار هم نودل خوردم و یه کوچولو پیشش خوابیدم.
بعد که بیدار شد باهم رفتیم پارک
برگشتیم هنوز انرژی داشت، یکم بازی کرد و یه چرت نیم ساعته
دیگه بیداره تا همین الان
عملا دست تنها بودم، چون همسرم تازه ساعت ۱۰ اومد خونه
ولی خداروشکر خیلی بد قلقی نکرد پسر جون

تصویر

عزیز نخسته ❤️
مدل صندلی غذاشو میگی لطفا

وایی چقد کار افرین بهت
خسته نباشی عزیزم♥️
حداقل یکم‌استراحت میکردی اینجوری که زیاد خسته میشی🥲

امروز ک هیچی تا ساعت ۱۱لالا😴
بعد ناهارو خونه مادرشوهربودیم اومدیم خونه فیلم دیدیم بازی کردیم دخترم خوابید بعد بیدارشد یکم باهم عشق بازی کردیم
مادردختر عصرونه خوردیم بازی کردیم .بعد شام درست کردم تا الان ک باید کیک درست کنم برا فردا
کلا امروز خسته کننده نبود برام

منم امروز خودم و وزن کردم شدم 80خیلی خورد تو ذوقم با این که قدم 178خیلی مشخص نیست ولی دلم وزن قبل بارداری و هیکل قبل بارداری مو خواست 70کیلو بود،منم میخوام باشگاه رو شروع کنم اگه آقا آریشاه اجازه بده

من تنها کار مفیدی ک کردم دخترم شبا میخابع ی ساعت میرم رو تردمیل

من ی هفته سرشروع کردم باشگاهمو

امروز مادرشوهرم اومد پسرمو نکه داشت فروشگاه رفتم خرید کردم ازون ور مرغ و گوشتم خریدم و ساعت دوازده اومدم خونه از ساعت دوازده تا همین الان درگیر مرغ و گوشتا و وسیله هایی که خریدم بودم این وسطا شامم درست کردم واسه خودمون و پسرم و البته هر پنج دیقه یک بار رفتم پسر و ساکت و اروم کردم و الان که کارام تموم داره خودش بازی میکنه و به من کاری نداره🥲

من از فرداشروع میکنم

عکسات چقد قشنگ✨✨🧿

من چون پسرم به شدت بغلیه ناهارمم به سختی خوردم چه برسه بخوام کاری انجام بدم. امیدوارم زودتر از این حالت دربیاد بتونم کمی به خودم و خونه برسم

سوال های مرتبط

مامان آوا مامان آوا ۱ سالگی
به وقت غذای کمکی(عصرانه: پودینگ موزی)
چون ناهار به آوا سوپ داده بودم، تصمیم داشتم عصرانه دسر شیرین بدم بهش و از دیروز تصمیمم روی پودینگ بود.
تغییری که تو رسپی پودینگ دادم، به جای آرد برنج(چون تو وعده ناهار تو سوپش برنج بود و نخواستم دوبار در روز برنج استفاده بشه) از جودوسر پرک استفاده کردم. تمیزش کردم، شستم و با آب گذاشتم بپزه. یه مقداری بادام رو آسیاب کرده بودم، به قدری آسیاب شده بود که شبیه کره بافتش کرمی شده بود. یه قاشق کوچیک از کرم بادام درختی اصافه کردم و گذاشتم رو حرارت ملایم پخت یکم که غلیظ شد، یک سوم موز رو له کردم و گذاشتم باهاش چند تا قل زد(این کار رو انجام بدین تا بافت موز برای گوارش مناسب تر بشه).
در آخر هم با میکسر میکس کردم و آوا جون نوش جان کرد.
چون وعده ناهار خوب خورده بود انگار معده ش برای عصرانه سنگین بود. احتمالا باید وعده صبح و عصر رو با فاصله بیشتری بدم(من به فاصله ۵ شاعت دو وعده رو دادم امروز)
خلاصه یکم بازی کردیم و وسطش اب دادم بهش تا ۶ تا قاشق خورد