۲۰ پاسخ

ببین کار همسرت خیلی اشتباه بوده
اما هیچوقت جلوی بچه نباید نشون بدین که شما هم نظر نیستین
اون لحظه وقتی دیدی همسرت تذکر میده و پسرت گوش نمیده
آروم به همسرت میگفتی چند لحظه صبر کن خودم ازش میگیرم و خودت با لحن درست از پسرت میخاستی گوشی و بزاره کنار اینطوری همسرت هم عصبانی نمیشد

بهش بگو با این روش تربیت کردنت یه ادم عقده ای و مریض روانی تحویل جامعه میدی ک دوروز دیگ ک پیرشدی احترامتا نگه نمیداره یه تفم میندازه تو صورتت کسی نیس یه لیوان آب دستت بده این روزا را یادت بیار اونوقت دیگ برا پشیمونی خیلی دیره

از همچین مردی کلا بچه دار نمیشدم
حالام اگر بچه دارم باید شوهرمو با مهریه ام تهدید کنم که باااید بری مشاوره آدم شی

یه سری خانوما یه جوری صحبت میکنن انگار یکی طلاق بگیره زندگی برا بچش گل و بلبل میشه،عزیزم معلومه شوهرت عصبی و بداخلاقه و کارش صد درصد اشتباهه،ولی تو سعی کن با سیاست به بچت یاد بدی به باباش احترام بزاره و حرفشو گوش کنه تا اونم یاد بگیره بهش احترام بزاره و دلش نیاد بزنتش،بعدشم جلو چشم بچه طرف بچه رو نگیر که شوهرتو بدتر عصبی کنی

بنظرم شوهرت ببر روانپزشک

کتک زدن و فحاشی به بچه که اصن جای صحبت نداره و‌غلط ترین و اشتباه ترینه .
اما تنها کاری که میتونی اینه که با همسرت تنها صحبت کنی و بهش بگی ببین اگه میخوای که منو تو یه تیم باشبم در مقابل بچه ها و من پشت تو در بیام‌ک بچه متوجه کار غلطش بشه باید تعهد بدی فخاشی و کتک رو حذف کنی.
میدونی چی میگم؟؟اینکه بچه ها متوجه شکاف پدرومادر میشن هم وحشتناکه و این دو گانگی بدترین تربیته.

حالا همتون تحریک نکنید ب طلاق گرفتن مگ طلاق الکیه راجع بش حرف میزنید

دقیقا شوهر منم اینطوریه بچه هارو خیلی بد میزنه بهشم میگم اینا زبون ندارن ک بگن چی میخان یا اگرم برم بچه ها رو بغل کنم ک اروم کنم بدتر میکنه .با زبونم باهاش صحبت کردم ک عصبی میشی از دستشون برو بیرون از خونه .ولی گوش نمیکنه همشم میندازه گردن من .انقد حرص میخورم وقتی جلو روم میزنشون دلم میخاد جرش بدم ولی میریزم تو خودم و فقط نفرینش میکنم

به امام حسین به قرآن اگه فقط یه بار فقط یه بار بچم بزنه به جون بچم ول میکنم میرم گو... خورده تا به التماس درنیاد برنمی‌گردم خدا نابود کنه مردی که بچش بزنه وای دلم میخاد شوهرت بزنم انگار یه نفره که اشنامون بچش چند بار گفته از بابام بدم میاد

از این مرد بازم بچه دار شدی ؟؟ حتما پیش روانپزشک ببرش

شوهر من حق نداره به دخترم چپ نگاه کنه روزگارشو سیاه میکنم جدو ابادشو پاره پوره میکنم خودشم میدونه چقدر حساسم به خانوادشم گفته چپ نگاه دخترم نکنن
انگشتش بخوره به دخترم بلایی به روزگارش میارم که تا عمر داره فراموش نکنه
بهش بگو دفعه اخرت باشه از بدن بچه عکس گرفتم صداتم ضبط کردم دفعه بعد به جرم کودک آزاری میدم ببرنت به پدرشوهرتم بگو تربیت بلد بودی پسرتو تربیت میکردی

والله ی کی از اقوام تزدیک ما بابا همین کارو کرد فرداش مادره دست پسرو گرفت رفت پژشکی قانوتی ازش تعهد گرفتن دیگه از اون ب بعد چنین گوهی رو نخمیخوره

یعنی هنوز داری تو‌ اون خونه زندگی میکنی؟
تصورش هم‌وحشتناکه ،

شوهرت باید قرص اعصاب بخوره چجور دلش میاد بچه را بزنه اصلا نمیتونم بفهمم اعصابم خورد شد پیامت خوندم

من باشم طلاق میگیرم جانی روانی

اگه رو پسرم دست بلند کنه تیکه پارش میکنم آخه بچه ی هفت سال کتک زدن داره دلم براش سوخت شوهرم خیلی آروم اصلا اهل زدن نیس خداروشکر تازه چند بار با خواهرش که بچه هاشو کتک می‌زد درگیر شده بشین با پسرت حرف بزن اون ساعتی که شوهرت سرکار گوشی بده دستش

وای یا خدا اخه بچه هفت ساله چه گناهی کرده
ببر بچتو پزشک قانونی تو رو خدا
ببر کلینک اورژانس اونجا معاینه میکنن سریع نامه میزنن برات ببری دادگاه پدرشو در میارن
تو رو خدا نزار بچت کتک بخوره
اشکم درومد برا مظلومیتش

والا اگر کار همیشگیشه دیگ عادت کرده همه چیو روبچه خالی کنه و اینک بچه لج میکنه باید ب زبون گرفتش هررررچقد بچه رو کتک بزنی بهتر ک نمیشه بدتر میشه
بچه با کتک تربیت نمیشه با زبون خوش تربیت میشه
کتک زدن باعث ایجاد عقده میشه در بزرگسالی ایجاد استرس و بیماری های عصبی میشه فقط در بچه
ی روز با شوهرت صحبت کن دست از این کارش برداره

من شوهرم حق نداره چپ نگاه نیکان کنه پارش میکنم میشینم

واقعا فکردی تو مقصری ؟؟؟؟؟؟؟ اگه توام ب این شدت میزدی بازم همسرت خودش رو مقصر میدونست ؟

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۲ سالگی
مامان الیار مامان الیار ۲ سالگی
مامانا دیروز پسرم شارژر گوشی رو پرت کرد سمت باباش ینی اگه باباش سرشو کج‌نمیکرد چشمش کور شده بود شارژر دقیقا خورد یه قیمت پشت پلک شوهرم بخیه داره از قبل خورده به اون بخیه سربازکرده و کلی خون اومده و ورم کرده شوهرم فقط از درد ناله کرد هیچی به پسرم نگفت ولی من ناخوداگاه وفتی خون رو دیدم جیغ زدم سر پسرم که ببین چیکار کردی پسرم هم خون رو که دید ترسید اومد بغلم باگریه فقط میگفت پرت کردم پرت کردم دیدم خیلی ترسیده گفتم چیزی نیس الان خوب میشه... حالا از دیروز پسرم خیلی کسله حس میکنم ناراحته یا اینکه دعوای من روی روحیش تاثیر گذاشته با صبح سرکاربودم وقتی اومدم مامانم پسرمو اورد خونه همین که درو باز کردم به روش گفت بابا خوب میشه؟
یا اینکه باباش رو نگاه میکنه اثر اون ضربه هنوز خوب نشده بغض میکنه... چیکار کنیم از سرش بیفته این ناراحتی؟!
موتور سواری خیلی دوست داره باباش میگه غروب با موتور ببریمش پارک که این موضوع یادش بره... ولی من بعید میدونم چون از صبح که باباشو ندیده بود باز تا اومد خونه ناراحت باباش بود...