مامانا شده نسبت به بچه هاتون حس تنفر داشته باشین چشم گریون اینو مینویسم حس میکنم بعضی وقتا ازش متنفرمیشم دوس دارم بزنمش روح و روانم بهم ریخته ،دست راستم مدتیه درد میکنه وسط کارکردن شل میکنه هرچی تو دستم باشه میفته ،اینقده این بچه غرمیزنه گریه های الکی میکنه دلم میخاد بمیرم ما بعد از ۳سال با خواست خودمون با هزارامیدو آرزو اقدام کردیم و خدا پسرمونو داد ولی الان همش تو دلم بش میگم زهرمار ...باهمه وجودم دوس دارم موقع غرزدنای الکیش بزنمش ، بعد از این فکراهم از خودم متنفر میشم وقتی جیغ میکشم سرش و بغض میکنه بیشتر از خودم حالم بهم میخوره خدا لعنتم کنه نمیدونم من روانی شدم یا پسرم مشکل داره هرجا میرم بچه های هم سن پسرمو میبینم که ساکت و آرومن غصه میخوره میگم خدایا تو که دیدی من کسی و ندارم چرا بچه اروم نیست چرا یجا بند نیست و بیشتر از دستش عصبانی میشم وقتیم اطرافیان میگن همیشه اینطوریه ؟دیگه حالم بدتر میشه یه مدت فلوکستین خوردم خوب بود ولی هومونام بهم ریخت وپریودیم بهم ریخت قطعش کردم ولی باز امروز خوردم

۲۲ پاسخ

عزیزم اول از همه اینو بدون هیچ بچه‌ای آروم نیست، همه‌ی بچه‌ها اذیت دارن حالا یکی تو جمع نشون میده یکی نمی‌ده. این از این.
دوما اینو بدون ک حسایی ک تجربه میکنی رو همه گاهی تجربه میکنن و کاملا عادیه، بابتش عذاب وجدان نگیر. توام آدمی صبری داری طبیعیه ک خسته شی، رد بدی و نتونی خودتو کنترل کنی. منم بااینکه هیچکس و اندازه پسرم دوس ندارم اما گاهی دلم میخواد یه کتک مفصل بزنمش، تو ذهنم هرچقدر میزنمش سبک نمیشم

نیلوفر فقط تو نیستس گاها ممکنه برای هر مادری پیش بیاد مشکل از هیچکدوم تون نیست رو خودت و بچه عیب نذار همه ما اکثرا تو همین شرایط گیر میکنیم با وجود همه دعواها و داد و بیدادا حتی دلمون نمی‌خواد یه خار بره تو پای بچمون ،ما مادریم حق داریم خسته بشیم عصبی بشیم بدون کمک، دست تنها با تمام مشکلات و اعصاب خوردیا داریم دووم میاریم شرایط جنگی یه طرف ، بی پولی و گرونی وسایل یه طرف همه اینا باعث میشه صبرمون کمتر و درجه تحملمون خیلی کم بشه بخاطر همین تا یکی به دست و پامون میپیچه عصبی میشیم داد میزنیم ...مادرانگی هاتو زیر سوال نبر عزیزدلم 😘

عزیزم خودتو ناراحت نکن بنظرم با مشاور صحبت کن هم برای خودت هم پسر گلت
حتما بهتر میشه مطمئن باش

عززیزززممم سن دوسالگی رو کلا روانشناس ها میگن terrible two! ینی دو سالگی وحشتناک
چون بچه ها هم روی بدن خودشون و هم احساسات خودشون شناخت پیدا می کنن برای من و شمای بزرگسال درک احساسات و رفتارشون سخته، در هفته یه بار دوبار یه ساعت بذار پیش باباش تنها برو قدم زدن خیییلییی تو حالت تأثیر داره، هم بچه ها با باباشون ارتباطشون قویتر میشه و هم حال مادر خیلی خوب و آروم میشه

قبل از یکسالگیش آره
اوایل تولدش انقد که اذیت بودم همش گریه میکرد وابسته بود و منم افسردگی داشتم به‌ شوهرم میگفتم حس دوست داشتن بهش ندارم
شوهرم میگفت حق داری چون اذیتت میکنه
ولی الان جونمه♥️
نفسم به نفسش وصل
و حس میکنم اگه نبود من الان با اون همه درد زنده نبودم🖤😥

طبیعیه منم تو دلم هزارتا حرف بهش زدم بعضی وقتا هم بلند بهش گفتم بعد ناراحت شدم البته عذاب وجدان دارم ولی چه میشه کرد خدا صبورترمون کنه

عزیزم برات آرامش آرزو میکنم و کاملا درکت میکنم پسر اولم ک دنیا اومد شرایط سختی داشتم براش آمادگی نداشتم تجربه نداشتم کم سن و سال بودم دقیقا همین شرایط شما رو داشتم یروز ک برای چکاپ بردمش بهداشت از حال و احوال منم پرسید گفتم ک خیلی داغونم بچمم داره اذیت میشه ارجاع داد روانپزشک اونجا همه چی رو توضیح دادم گفت افسردگی بعد از زایمانه آسنترا تجویز کرد اونو مرتب مصرف کردم و زیر نظر دکتر قطع کردم حالم خوب شد احساس میکردم همه اون دوران یه کابوس بود و پشیمون از اینکه چرا از اول نرفتم دکتر و هم خودم هم پسرم این همه عذاب کشیدیم و از نوزادیش لذت نبردم 😔پسر دومم ک‌دنیا اومد علائم برگشت سریع رفتم دکتر برام اس سیتالوپرام تجویز کرد الان. دارم میخورم دوزشو کم کرده ک به امید خدا کم‌کم قطع کنم و با وجود چالش هایی ک دارن و شیطنت هاشون من صبور و خوشحالم خسته میشم اما از کوره در نمیرم 😊اینا رو خواهرانه برات نوشتم تا پیگیر حال خودت باشی و از زندگی کنار کوچولوت لذت ببری و خاطره های خوبی برای جفتتون بسازی❤️

عزیزم طبیعیه منم تو دلم بهشون هزارتا فحش و بدو بیراه گفتم تاحالا منم ی وقتایی از شدت خستگی و بیخوابی زمین و زمان فحش دادم

بخدا که دختر من بدتره دیونه شدم

برا مادرایی ک دست تنهان و شوهری دارن ک کمک نمیکنن واقعا طبیعی من دیگ رد دادم شوهرمم انگار جوب خشکه میبینه من دارم تلف میشم ازخستگی جسمی و ذهنی اونم بدتر غرمیزنه و من دیگ روانی میشم

طبیعیه عزیزم منم همینطورم بعضی وقتا زهر مار رو هم ب زبون میارم شوهرم میگه بچست چرا باهاش راه نمیای ولی بعضی وقتا ی کار هایی میکنه انگار مردی شده برا خودش برا همین حرص میخورم ولی چاره ای نیس منم بعضی وقتا این حس بد رو دارم 😔😢

قربونت برم چقدر خودتو اذیت میکنی
والا که منم بعضی وقتا دقیقا تو همین حالتم
ماخانوما خیلی فشار رومونه خودمون هزارتا فکر مشغله و حرص و جوش خوردن هست بعد بچه هم که هرچی بزرگتر میشه سختر میشه میره رو روانمون ولی خودتو کنترل کن
تازه پسر بچه ها که کلا شیطونه وخرابکار اینان خیلی کم پیش بیاد اروم باشن تازه بچه من دختره ایقدر اذیت میکنه برای توکه پسره خداروشکر که سالمن بچه هامون
به خودت سخت نگیر فکرای منفی رو از خودت دور کن
دعای عهد بزار تو خونه پخش بشه خیلی خیلی ارامش دهندست برای همه افراد خونه
دمنوش های که اعصاب رو اروم میکنه بخور به هیچ عنوان قرص و اینا نخور یجاتو خوب میکنه چندتا مشکل دیگه درست میکنه
اینجوری خودتو نابود میکنی بچت هم همینطور

تو این سن ۹۰ درصد بچه ها همینن... گل گاوزبون زیاد بخور. حداقل روزی دوتا فنجون. سعی کن ببشتر باهاش بازی کنی تا جیغ نکشه. الان بدترین سن واسه اونه. حق داری عصبی بشی از جیغاش ولی خب من طبق تجربه خودم هروقت دارم باهاش بازی میکنم خوبه هروقت بیشتر حالم بده و سرم تو گوشیه یا پی کارای خودمم اونم بیشتر جیغ میکشه

وقتی بعد از داد زدن این حس بهت دست میده یعنی دوسش داری،مگه میشه مادر از بچش متنفر بشه.تو فقط خسته ای،نمیدونم پسرت در چه حدی اذیت میکنه اما اگر فکر میکنی متفاوته حتما یه مشاور کودکان وقت بگیر و برو.
مثلا برادر زاده من ای دی اچ دی داره،تا چهارده سالگی باید شبی یه دونه قزص بخوره.آروم تر هم شده،البته باید متخصص بچتو چک کنه

عزیزم بچه گناه داره اصلا دست روش بلند نکنه اگه بزنیش داد بزنی سرش بدتر میشه بیشتر اذیتت میکنه خداروشکر سالمه که بازی میکنه پسرا همشون شیطونن باهاش بازی کن از دلش دربیار خودتم حتما یه مشاوره برو صحبت کن بزار اروم بشی

نفس عمیق بکش و دوش آب ولرم بگیر آروم میشی

اووووف منم همینجوریم ولی اهمیت نده پیش خودت بزرگش نکن میگذره

عزیزم ببین
تو نیاز به کمک داری
تو گناهی نداری
جسمت خسته هست
روحت خسته هست
از ی روان پزشک ی وقت بگیر و برو سریعا
من خودم سال ها داروی افسردگی استفاده کردم الان در حال درمانم و داروهامو دارم کم کم قطع میکنم
حالم بهتره زندگیم با کیفیت تره رابطه ام با دو رو بری هام بهتره
نباید از خودت متنفر بشی باید به خودت کمک کنی
لطفا لطفا پیگیر باش
پیگیر حالت
پیگیر دستت

خدا رو شکر کن که سالمه
نشان سلامت جسم و روانشه
شیطنت داشته باشن سالمن
منم پسر دارم خسته میشم ولی خدارو شکر میکنم
اونایی که ندارن و خدا بهشون بده
مریض نیستن بیمارستان نیستن خداروشکر

عزیزم تو هم انسانی اصلا اصلا خودتو سرزنش نکن همه ما بعضی اوقات اینجوری میشیم کم میاریم احتیاج ب تنهای داریم خودتو ناراحت نکن تو بیشتر از جونت پسرتو دوس داری فقط احتیاج ب آرامش و استراحت و تنهای داری

فلوکستین میخوردی خواب اور نبود؟
منم حس میکنم دیگه نمیکشم.نه راه فرار دارم..نه راه موندن

حست طبیعیه نگران نباش

سوال های مرتبط