۴ پاسخ

پسر من از حشره میترسه .مورچه زنبور عنکبوت خیلیی میترسه خوابشونو حتی میبینه براهمینم از تاریکی میترسه تو تاریکی توهم عنکبوت مورچه اینا میاد سراغش
دقیقا پسر منم از این حرکتا داره ولی یه داداش کوچیک تر داره ک همه جیو بهم میریزه نمیزاره باب دلش باشه یکسره گریه دعوا داریم.تا میتونی حرف بزن قانع کن ک اینجا جای پارک نیس پارکینگ با اجر کارتون اینا بسازین نشدم سخت نگیر بزرگ میشن درست میشن

پسر من از تاریکی می‌ترسید خودمو شجاع نشون دادم و با لحنی که وا چیزی نیست براش توضیح دادم که علت اینکه تو تاریکی چراغ روشن میکنیم واسه این نیست که چیز ترسناک تو اتاق هستش بخاطر اینه که جلو راهمونو ببینیم و چیزی نره زیر پامون و نیفتیم
مثلا دستشو بگیر ببرش جای تاریک بگو میبینی الان آدم همش نگرانه که نیفته پاش نره رو اسباب بازیا پس واسه این ما باید چراغو روشن کنیم
اما ممدقلیو نمیدونم چی باید بهش بگی چون من تا الان نزاشتم کسی این چیزارو بهش بگه دعواشون میکنم

ن من چون تاحالا ممد قلی و تینجور چیزا بهش نگفتم ن نمیترسه
تنها چیزی ک می‌ترسه از من
چون اعصابمو خرد کنه میگم اومدما دیگه اومدم حسابتو برسم اونم فرار میکنه 😂

ممد قلی... شاخیه...اینارو کی بهش گفته .

سوال های مرتبط

مامان امیر حسین مامان امیر حسین ۳ سالگی
مامان ها مگه بچه های شما تو خونه بدو بدو و ماشین بازی نمیکنن؟ والا پسر من تا ظهر که کارتون نگاه می‌کنه از ظهر تا عصر بازی می‌کنه خب بچه ست گاهی میشینه کاهی میدوعه چیکارش کنم؟
عصر هم دو ساعت میبرم پارک تا ۹ بار یکم بازی می‌کنه تا ۱۲ که میخوابه هر چی شب ها میگم آروم بشین گوش نمیده عقلش نمی‌رسه که الان همسایه ها اذیت میشن
حالا امشب همسایه پایینی اومد بالا شکایت که خیلی صدا میاد ما کل رو قرص مسکن میخوریم از سردرد😑
هنگ کرده بودم والا یعنی در این حد؟؟؟
گفتم که تازه از پارک برگشتم والا اینم عقلش نمی‌رسه چیکارش کنم نهایت شب ها نذارم بازی کنه اما تو روز که دیگه نمیشه دست و پای بچه رو بست🫡🫡
میگه حتی صدای راه رفتنش و ماشین بازیش نمیذاره بخوابیم پسرم کلاس داره نمیتونه تمرکز کنه
من چی کنم حالا بچه مگه میشه تو خونه همش بشینه؟ حالا خوبه یه دونه ست چیکار کنم مهد نمیتونم بذارم چون هم دوره هم سریع تر بقیه بیماری میگیره چه گلی به سر کنم دلمم نمی‌خواد ناراحتی پیش بیاد تازه اومدیم این خونه