خونمون دیوار ب دیوار مادرشوهرمه
زمانسم جوری شد ک اواسط بارداریم اومدیم ب اینجای کوفتی از وقتی پیرم ب دنیا اومده دقیقا هرروز خدا صبح ظهر شب هررررروز پدرشوهرم تلپه اینجا هرروز حتی روزایی ک میرم خونه بابام اینا شب ساعت۱۱بازم میاد (واقعا خسته شدم چخبره اخه ی خوابم نداریم ی استراحتم نداریم همش اینجاس عصرا همسرم بچه رو میبره ولی این بازم میاد اینجا)
خلاصه این چندمین باره
دیروز انگاری داشت با بچه ۸ماهه تود بازی میکرد نمیدونم توپو چیکارش کرد من ندیدم بچه افتاد زمین سرش خورد ب زمین فرشامون ماشینه زمینم سرامیک صدا اومد دارانگ😐بعد هیچی نگفتم بچه رو نگرفتم ولی پسرم چنان گریه میکرد خودش گفت بیا بچه رو بگیر بذاینجا توجه کنین ک من نرفتم ب زوربگیرم خلاصه نمیدونم یهویی چی شد پسرمچنان استفراغی کردچنان بالا اورد شاید باورنکنین سوتین شرتمم خیس شد غذا خورده بود الان غذا اومده راه بینیشوگرفته بچه هی عطسه میکنه خرخر میکنه نمیتونه نفس بکشه
بارداری بچه داری فرزندپروری زایمان پوشک سونوگرافی جنین پریود رفلاکس جفت فرنی ویتامین اد

۱۴ پاسخ

منم سعی میکنم بینیشو تمیز کنم تو این زمان اومده ب زوررر بچه رو از دستم میکشه بدش ب من داری بچه ب گریه میندازی بددددده😐😐😐داد میزنه منم بچه روکشیدم گفتم ی لحظه وایسا داره خفه میشه ول کن خدا شاهده همینو گفتم
نمیدونم چیا ب همسرم گفتن چطوری تعریف کردن چون من هرچی بگم ذره ای باور نمیگنه پاشده رفته خونه مامانم اینا ک دخترتون پدرمو از خونه بیرون کرده لهش توهین کرده بی ادبی کرده😐😐خدا شاهده اگه ی کلمه حرفی چیزی بگم ب جز اونی ک توتاپیک گفتم
الان اومده افتاده ب جونم طلاقت مبدم نمیدونم پرستار میگیرم 😐😐گفتم اون راه اونم تو بفرما ۵۰سکمو بده برم
نمیدونم یکی بهتر از تو میگیرم خوشگلتر براش مادری کنه
منم گفتم عرضشونداری برو بگیر
خلاصه گفتم ماجرا زیاده ۵سال با ننش دهنمو سرویس کرده الانم ددش

عریزم اونم از قصد ک این کارو نمیکنه حتما خیلی دوستتش داره
بهش اسپند دود ‌کن
هر چی هم باشه نوه شه دلش نمیاد کاری بشه

یعنی اینقد شناخت نداره روی شما
که تا اونا ی چیزی پشت سرت بگن گوش می‌کنه...
این جور آدما دهن بینن......

پدرشوهرت چقدربی شعورع ک یکسره خونه شماست نمیگه جوونه شاید بخواد لباس راحت بپوشه با درازبکشه
واقعا متاسفم برای بعضی ها......

عزیژم نمیخوام نگرانت کنم میدونم موضوع بحث چیز دیگه س ولی اگه نگمم وجدانم راحت نیست میگم بعد اینکه سرش ضربه خورد بالا آورد؟

عزیزم از اول مظلوم بازی درآوردی گذاشتی هر روز بیان مزاحمت بشن معلومه میان میشینن رو کولت پرتوقع میشن
از اول قبول نمیکردی هر روز بیان خونت
همه مشکل ما خانوما اینه که همیشه از حقمون کوتاه میایم سازکاری میکنیم شوهر و خانواده شوهر رو پررو میکنیم
الانم ضعف نشون نده اصلا
به شوهرت بگو باشه طلاق بده هر چی ضعف نشون بدی بدتر میکنه

خداکمکت کنه خیلی سخته
😔

من بودم سقط میکردم بدونی که بهشون بگم باردارم توخیلی دل رحمی برای من بخشش معنی نداره

باید مدیریت کنی بهونه بیاری برنی بیرون با بچه خیابون پارک.بهونه خوابش رو بیاری اون تایمی ک میخواد بیاد بخوابونش.عادت بده یجور تماس بگیرن و بیان.درو باز نکن بگو حموم بودیم

ای خدا ازشون نگذره . بهتر بذار ناراحت بشن بلکه دیگه نیان . حتما اینقدر بهشون محل و احترام گذاشتی که فکر کردن کسی ان

برو خونه بابات چن روز بمون ببین چجوری از پس بچه می‌تونه بر بیاد این حرف میزن

همین های که تایپک کردی بهش بگو اگه میدونی تو حرفات می پره تو تلگرامی ایتایی چیزی بنویس بفرست بگو تمام ماجرا همین بود. می تونم قسم بخورم. پدر تو بیار که رو در رو بشیم واسه حرفایی که زده باید قسم بخوره که من توهین کردم انداختمش بیرون اگه نخوره بااااااید ثابت کنه. حرفاشو خودم میرم مهرمو میزارم اجرا طلاق می گیرم همون جور که پدرت تهدید به طلاقم می کرد . از اونجاایی که کله تو هم حرف نمیره بعد اونم خودت میدونی. با بچه ات. هرجور راحتی. جون و اعصابمو از سر راه نیاوردم. رو بچه اتم حساسیت نشون نده که نقطه ضعف بشه برات

مرد جماعت حروم زادس ما زنا به زور این بی شرفاروتحمل میکنیم تاقبل ازدواج بی سرپرست بودن الان صاحب دارن بی شرفا منم الان باشوهرحروم زاده ام دعواکردم دلم میخواد میره سرکاردیگه برنگرده خونه عوضی بابای حروم زادش مشروب میگیره یک سالیه اینوعادت داده به مشروب دیگه زبون وعقلش دست خودش نیست باهاش حرف میزنم بامشت میزنه روپام داشتم غذا میدادم به پسرم منم پسرمو ول کردم تا جایی که جا داشت هم زدم هم خوردم دیگه اعصابم نمیکشه بااین حروم زاده زندگی کنم

خدا روشکر که فقط از طبقه بالای خونه پدر شوهرم درومدم

ای خدا چرا. اگه دین و ایمون دارن بگو دست بذاره رو قرآن که تو این حرفارو زدی. وای خدایا

سوال های مرتبط