۴ پاسخ

کتاب "روزی که مدادشمعی ها به خانه برگشتند" داستان تعدادی مدادشمعیه که گم شدن، شکسته شدن، روی مبل جا موندن و حالا برای صاحبشون کارت‌پستال می‌فرستن که ما رو برگردون خونه. متن با مزه‌ای داره و شااااید بهونه‌ی خوبی بشه که با هم برین سراغ اسباب بازی های پخش و پلا شده و یه سروسامونی بهشون بدین!

تصویر

خرچنگ دست و پا چلفتی

تصویر

اون سازه های وسط اسم اسباب بازیش چیه

صفحات کتاب

تصویر

سوال های مرتبط

مامان امیررحمان👑 مامان امیررحمان👑 ۵ سالگی
سلام خوبین؟؟
مامانا کسی هست اینجا بچه‌ش تو کلاس نره، نشینه و گریه کنه که بریم خونه؟
امروز امیررحمان اولین روز مدرسه‌ش بود🥹
قبلش کلی ذوق داشت، هی می‌گفت کی میریم؟ زودتر بریم! حتی وسایلی که گفته بودن لازم داره رو خودش از شب قبل گذاشت تو کیفش 🙃
ولی امروز همین که رفتیم مدرسه و وارد کلاس شدیم، گریه که «نمیخوام بمونم، توام باش پیشم، بریم خونه» و از این حرفا 🫠
مشاورش می‌گفت طبیعیه و ممکنه چند روز طول بکشه تا بچه راحت بتونه جدا بشه. حتی برای مامان‌ها جلسه گذاشتن و راجع به همین اضطراب جدایی بچه‌ها صحبت کردن که درکشون کنیم، از بالا بهشون نگاه نکنیم و با همکاری هم کمک کنیم این مرحله رو راحت‌تر پشت سر بذارن🙂
منم امروز با دوتا بچه دیگه‌م از ۱:۳۰ ظهر تا ۶ مدرسه بودم و واقعاً از کَت و کول افتادم 😭
حالا شما از تجربه‌تون از روز اول مدرسه کوچولوهاتون بگین 💙🩷 ببینم فقط امیررحمان اینجوری بوده یا شما هم همچین روزی داشتین؟🥹

#فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری