سلام مامانا اومدم راجب تایپک قبلم یکم حرف بزنم چون حال روحی خوبی نداشتم سمت گوشی نیومدم ببخشید ک جواب شما رو ندادم چون ندیدم و الان دیدم . راستش بعضیاتون میگین چهار ماهه بوده حرام من خودم از همه چی خبر دارم بچم ۲ ماهه بود و تازه رفتع بودم ۳ ماه و اینکع چجوری فهمیدم پسره هم از ویارم هم از شکل بچه فهمیدیم پسر بوده 😭😭😭😭😭شوهرم ب خاطر خواهراش ک تو سرشون تو زندگیمونه و دخالت دارن اینکارو کرد و منو داغون کرد 😭😭😭اصلا نمیدونم چیکار کنم زندگی کنم یا خودمو خلاص کنم چون میترسم از خدا میترسم اون طفل معصوم ک نمی‌خواست بیاد ب این دنیا نباید میزاشت درست بشه ک زندگیشو ازش گرفتیم من نمیدونم بقیه عمرم چی میشه ولی شاید ب زندگی خودم خاتمه بدم تا حداقل از این عذاب راحت بشم
چقدر آدم ظالم باشه چقدر آدم کافر باشع ک زندگی ی بچه رو بگیرن یه طفل بی گناه ک هرکسی آرزو داره ی دونه ازش داشته باشه 😭😭😭😭😭😭😭بیایین ی چیزی بگین بهم چیکار کنم

۹ پاسخ

انقدرخودتوعذاب نده مقصرتونبودی مقصرشوهرته ک جلوخودشو نتونسته بگیره اگ بچه نمیخوادخیلی راه هاهست برای جلوگیری خوب استفاده میکردمقصرشوهرته ک دهن بین خانوادشه توخودتوعذاب نده دیگ اتفاقی ک افتاده خداخودش جای حق نشسته میدونه کی مقصره توباازبین بردن خودت چیزی درست نمیکنی اون بچه ای ک الان داری چ گناهی داره ب فکراون باش

درسته نباید شوهر لعنتیت اینکارو میکرد جلو خودشو نگه می‌داشت ولی تو الان یه مادری باید باید بااااید به فکر بچه هات باشی اینکه فلان خانوم میاد میگه بچه اینجوری اونجوری انشالله که خدا خودش برات خیر بخواد چون تو یه مادری خدا خیلی بخشنده س و از دل تو خبر داشته تو باید برای بچه هات مادر باشی فقط به این فکر کن این بچه هات اگر ناراحت باشن اینام اشک بریزن پیش خدا گله کنن که چرا مادر ما حواسش به ما نیست خب گل قشنگم اینم گناهه.تو یه مادری خدا هم ارحم الراحمین هست عزیزدلم

میتونم بپرسم چجوری سقطش کردی؟؟؟
خدا ب دلت ارامش بده گلم
منم دومی رو باردارم دخترمم کوچیکه ولی اصلا یه لحظم ذهنم سمت سقط نرفت اخه جرعتشو نداشتم چون افسردگی دارم مطمعن بودم عذاب وجدانش میکشتم

از این به بعد تو با قرص جلوگیری داشته باش همیشه خود آدم باید احتیاط کنه نه که چشمت به شوهرت باشه خودتم از این به بعد حواست و جمع کن

همه ی مهرو محبتت رو بذار برای بقیه بچهات

ببین عزیزم درسته کارتون اشتباه بوده ولی خب ی اشتباه رو با اشتباه دیگه که پاک نمیکنن..الان خودتو از بین ببری گناهش بیشتره..بجاش استغفارکنید قرآن بخونید به دیگران کمک کنید امیدداشته باش که خدا میبخشه....

عزیزم کاری که شده دیگه بیشتر از این خودتو اذیت نکن بخاطر خودت و اون بچه ها ولی خواهرانه میگم اگه همسرت و خانوادش اذیتت میکنن سفت و سخت وایستا همه ی حق و حقوقت بگیر اگه مهریه خوب داری اجرا بذار،بچه هات چندسالن؟نگران اونام نباش اول مهریه رو بذار اجرا بعدم طلاق بازم میگم اگه دارن اذیتت میکنن و شوهرت بی عرضه است خودتو اذیت نکن

من یه سئوال برام پیش اومده..بچه تو شگم تو چجوری شوهرت ب زور سقط کرده؟

سقط بدترین اتفاقیه که یه خانوم میتونه تجربه کنه به نظرم خیلی سنگینه خواسته یا ناخواسته هم فرقی نمیکنه اولا که آروم باش اتفاقیه که افتاده و نمیتونی به عقب برگردی. ثانیا اگه همسرت واقعا در این حد اذیتت میکنه بهتره تو رابطه تون یه مقدار نجدید نظر کنی سوما که یه بچه دیگه داری که جز تو پناهی نداره هر فکر مسخره ای رو‌ به ذهنت نیار
برای کم شدن عذاب وجدانت هم کارای خیر کن دعا بخون نذری بده یا هر کاری که ارومت میکنه

سوال های مرتبط

مامان ♥️آوای منی🧿 مامان ♥️آوای منی🧿 ۱ سالگی
بیاید چالش در مورد خاب های ک ترس از تعبیرشون دارید بگیم من خودم چند وقت پیش خاب دیدم تو ی خونه خیلی بزرگ بودم ی سفره رنگی چیده بودنتو اون خانواده دوتا پسر بودن پسر بزرگه اسمش آراز بود کوچیکه میثم بزرگه ک آراز باشه زن داشت من نمیدونم تو خاب چه نقشی داشتم هر کی میدونه بعد از تعریفم بهم بگه 🙄پشت بودم خاب بودیم من تنها خاب بودم تشنه م شد آب خوردم ک ته مونده آب رو پرت کردم پشت سرم ک جیغ یکی از پشت سرم بلند شد با کمال نا باوری پسر کوچیکه تو بغل زن داداشش خاب بود من رفتم پایین بهشون گفتم ک میثم تو بغل زن داداشش خاب بوده بین دوتا داداشا بحث و دعوا راه افتاد ک پسر کوچیکه رفت بیرون مامانشون ب پسر بزرگه گفت ک بره دنبالش پسر بزرگه گفت ب جهنم بزار بره زن داداشه گفت من میرم من نمیدونم چرا رفتم جلو در زن داداشش نمیدونم چی تو گوشش خوند ک برگشت ولی وقتی ک دید من جلو درم تردید کرد ک بیاد یا نه ک من با دستام التماس وار 🙏گفتم ک برگرده ک پسره ی لبخند بی جون زد اومد پیشم بهم گفتش اگ ی چیزی ازت بپرسم راستش رو میگی گفتن اره گفتش پردیس و اوا رو دوس داری گفتم ک معلومه ک دوسشون دارم گفتش جون پردیس و اوا دوسم داری منم گفتم بیشتر از جونم حتی بیشتر از اوا و پردیس شخصیت میثم ی پسر قد بلند هیکلی خوشگل خوشتیپ و پولدار بود بچه ها بخدا رمان نست و بجان دخترام دقیقا همین بود ک گفتم الان میترسم نکنه تعبیر شه واسم 😁