۱۲ پاسخ

من بهش رسیدم هرچی بیشتر درگیرش بشی بدتره،باید یه وقتایی بیخیال باشی،من کلا با این فرمول پیش میرم که در نهایت نه بچم نه هبچ کس دیگه ای نمیاد بگه دمت گرم ک بفکر خودت نبودی و همش کنار من بودی،کارای منو کردی و این چیزا،به این درک برس ک همه ادما در نهایت دنبال یه ادم شاد و سرحال میگردن،اصلا نمیگن چیشد ک شادی و سرحالیت از ببن رفت
اگه ام کتاب میخوایی،شفای زندگی رو بخون خیلی بهت انرژی میده

چون سنت هم بالاست .. من دوتا بافاصله سه سال زایمان کردم ‌پسرم هم پیش فعال بود ..ولی سومی در سن 37سالکی انگار بریدم بدنم کشش نداره

بزار هرچی میخاد بخوره خودتو درگیر چی ی
بخوره چی نخوره نکن گشنش بشه میاد غذا میخوره اینجوری فقط خودتو از پا درمیاری تهش با یه قیافه داغون شوهرت میگه بچس دیگه بیخیال چقدر پکیدی ول کن بابا لذت ببر منم دخترم بعضی وقتا میخوره بعضی وقتا نه بیشتر شبام عادت کرده شیر میخوره خودمم کیک درست میکنم براش ک با کیک بخوره ول کن بابا بیکاری صبحم بزرگ بشه میگه میخاستی نکنی

البته بگما،منم نزدیک تایم پریودم میشه زندگی رو برای همه جهنم میکنم😂😂😂😂

من تازه داشتم استراحت میکردم و خوب بود که خداخواسته باردار شدم

منم مثل توام احساس میکنم تو دیگه هیچ وقت قرار نیست معنی آرامش رو درک‌کنم

وقتی به اون زمان فکر میکنم که چطور این تصمیم رو گرفتم.....حتما یا مست بودم یا پای بساط تریاک بودم که عقلم کار نمی‌کرده😅😅

نه عزیزم تنها نیستی، منم همدردم باهات، واقعا سخت میگذره بهم، الان دوسال و خورده ایه ککککلللل زندگیم شده بچه داری، برای خواب و خوراکش خیییلییی باید وقت بذارم، همه ش خودم سرزنش میکنم که من بلد نبودم که این بچه انقد بدغذا و بدخوابه. اینکه ادم دست تنها باشه خیلی سخته واقعا

بقران با هزار جور مصیبت خابید دخترمنم خیلی اذیتم می‌کنه

منم داغونم عزیزم امروز از دستش گریه کردم.تازه پسرم از آب و گل درومده که دومی و باردارم از دست همسرم خیلی ناراحتم.نزاشتم سقط کنم واقعا پشیمونم😭

منم هنوز درگیر سختیاشم خدا منو یجا امتحان کرده دوتاشونم شلوغ دوتاشونم خدا خواسته خیلی سخته هنوز کنار نیومدم کاش زود بزرگ شن

چند سالته عزیزم

سوال های مرتبط

مامان ❤پرهام ❤ مامان ❤پرهام ❤ ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز . من همیشه آرزو داشتم دو تا پسر داشته باشم . و خیلی وقت ها وقتی به پرهام جانم نگاه میکنم این فکر اذیتم میکنه که این بچه چرا نباید یه برادر داشته باشه و بعد ما تکلیفش چی میشه . ولی چون با خودم روراست هستم . اصلا توانایی جسمی و روحی و شرایط کاری و اجتماعی و ... به دنیا آوردن یه بچه دیگه رو ندارم ‌‌ . هر چند پسرم بنده خدا از اول بچه خیلی آروم و مهربونی و باهوش ‌. منطقی بوده و هست و جز آلرژی و ریفلاکس که تا ۲ سالگی اذیتمون کرد دردسر خاصی نداشت . ولی من چون مادر کمال‌گرا و حساسی هستم و تایم خیلی زیادی برای بازی و آموزش و بیرون و کلاس بردن و تغذیه و نحوه رفتار و ... گذاشتم و میزارم واقعا در توانم نمیبینم یه بچه دیگه رو اینقدر وقت بزارم و سه سالش کنم . حالا مدتی هست همسرم میگه اگه خیلی دلت میخواد میتونیم یه پسر ۳ یا ۴ ساله رو به صورت قانونی به سرپرستی بگیریم . چند وقتیه خیلی به پیشنهادش فکر میکنم ولی هنوز دو دل هستم . نظر شما چیه ؟