تجربه سزارین سوم شعبان شکم اول
7 صب رسیدم بیمارستان رفتم تشکیل پرونده و ان اس تی
بعد رفتیم صندوق کلا 60 شد با اتاق خصوصی و بیمه تامین، لباس هارو عوض کردم خون ازم گرفتن سوند وصل کردن یکم فقط سوخت درد هم داشت یکم بعد رفتم به سمت اتاق عمل قبلش دکترم رو دیدم بهم سلام کرد و حالم رو پرسید خانوم دکترلیلابرزو فرشته نجات بودن برای من و بچم بعدش اصلا نفهمیدم سوزن بی حسی رو کم کم پاهام سر شد پرده رو کشیدن صدای گریه بچم اومد منم گریه کردم خیلی سریع تموم شد آوردن به صورتم زدن عالی بود خوشحال و نگران و ترسان بودم بعد رفتم ریکاوری خابیدم قشنگ انگار که خیالم راحت شد دگ ماساژ و اینا رو نفهمیدم اومدم اتاقم بچه رو آوردن مامانم و بابام و شوهرم دل تو دلشون نبود نی نی اومد دیدمش دوباره خابیدم تاساعت3 وقت ملاقات مامانم میگه بچه رو گذاشتم رو سینه ات شیر خورد ولی خوابیده بودی 😅بعد اینکه ملاقات تموم شد ساعت 7 انقد تشنه بودم یه عالمه نسکافه و رازیانه و آب خوردم رفتم پی پی کردم نی نی هم پی پی کرد درد اولین راه رفتن خیلی سخت بود برام ولی راه رفتم خوب شدم خونریزی مثل پریودم بود تا حالا تقریبا غذای بیمارستان هم خوب بود پرستار شیفت شب وحشی بود خانوم نادری 😅 بقیه خوب بودن متخصص اطفال و شیردهی هم اومدن خوب بودن

۱۰ پاسخ

از دکترم خیلی راضی هستم دکتر خانوم خانوداگی هستن 5 دستمزد گرفت نوش جونش

بیمه تکمیلی نداشتی؟

ای جان مبارک باشه عزیزدلم🥹😍🩵

قدم نو رسیده مبارک باشه🤍

عزیزم قبلاً پیششون ویزیت شده بودی و پرونده داشتی تو بیمارستان ؟

مبارک باشه بسلامتی و دل خوش
توضیحاتت عالی بود 😂❤️

مبارکه گلم به سلامتی نی نی رو بزرگش کنی 😍 اونایی که میگن سزارین بده فلانه ، از سزارین یه دیو دوسر ساختن

ارع دیدی چ راحته سز دقیقا منم فقط سوزش بعد اولین رابطع وگرنه عالی

بسلامتی عزیزم خداروشکر همه چی خوب بود برات😍🩷

عزیزم ایشالله ب سلامتی و شادی باشه مبارکتون باشه ❤️ قشنگ توضیح دادی👍😅

سوال های مرتبط

مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۹ ماهگی
مامان علیهان بالام 🩵 مامان علیهان بالام 🩵 ۷ ماهگی
قسمت 2
بعد صدا کردن رفتم خیلی استرس داشتم تا رسیدم دم در اتاق عمل گریه گرفت ولی با گریه واسه همه دعا کردم مخصوصا برا اونایی که دلشون میخواد مادر بشن رفتم اتاق عمل کمک کردن نشستم رو تخت که همه کادر ها آقا بودن ولی بسیار خوش اخلاق تو اتاق عمل ازم پرسیدم اسم اقا کوچولو چیه با حرفاشون حواس منو پرت کردن سوزن بی حسی رو زدن ولی هیچی نفهمیدم هیچ هیچ اصلا ن درد داشت نه چیزی بعد دیگه دراز کشیدم پرده رو کشیدن جلوم بعد 15دیقه صدای گریه شو شنیدم که قلبم داشت میومد دهنم ک دکترم گفت یه ارزو کن بند ناف شو برش بزنم واقعا خیلی حس خوبی بود 🥹واسه همه ی چشم انتظارا ارزو میکنم بعد نی نی اوردن پیشم گذاشتن صورتشو رو صورتم نی نی اروم شد
بعد دیگه بردنش منم بردن ریکاوری
ماجرای من از ریکاوری شروع شد 🥲که دیدم دستگاه داره هشدار میده آژیر میزد من اونجا بود ک فهمیدم نی نی یه مشکلی داره هر چقدر خودمو تکون دادم پاشم ببینم چه خبره ولی کلا بی حس بودم همه پرستارا بالا سر پسرم بودن من داشتم سکته میکردم که از تخت گرفتم سرمو بلند کردم دیدم دارن بچه مو میبرن که من حالم بد شد 🥲1ساعت ریکاوری رو 3ساعت نگه داشتن منو واقعا خیلی حالم بد بود افتاد فشار شدید گرفتم فشارم شد 4
بعدش دیگه اوردن بخش هیچ دردی نداشتم حسم که رفت بعدش دیگه فقط از درد پریودی کمتر درد داشتم چند ساعت بعد گفتن پاشو راه برو کن من بازم درد نداشتم خلاصه خیلی اسون بوددد
مامان علی 💙 مامان علی 💙 ۴ ماهگی
سزارین پارت دوم
بچه رو که ازم کشیدن بیرون اوردن کنارم یه تخت بود گذاشتن اونجا صدای گریه اش رو که شنیدم دنیا رو بهم دادن پرستار دهن و بینی اینارو باز کرد اورد گذاشت صورتم با وجود اینکه کثیف بود هی بوسش میکردم گریه میکردم باهاش بعدش از کنار کاشی ها و نور چراغ یجورایی میدیدم دارن چیکار میکنن ولی سعی میکردم نگا نکنم ک نترسم من کلا لیزر بودم بخیه اینا ندارم کارشون ک تموم شد از تخت دو نفر مرد اومدن گذاشتن روی به تخت دیگه بردن ریکاوری ا نجا بچه رو اوردن گذاشتن روی سینه ام گفتن باید شیر بدی لباسایی ک داده بودن حالت کانگورویی داشت بچه موند رو سینه ام همونجا لرز شدید اومد بهم با وجود لرز بچه رو شیر دادن نیم ساعت بعدش اومدن بردن بخش بچه رو برداشتن از سینه ام لباس پوشوندن اوردن من یکم سرم رو بیشتر تکون دادم بعدش ۳ ۴ روز شدید سردرد گرفتم صبح ۹ دنیا اومده بود بچم ساعت ۵ اومدن گفتن میتونی غذا بخوری ساعت ۹ پرستار اومد کمکم کرد راه رفتم در کل هیچکدومش برام سخت نبود راحت راه رفتم راحت شیر دادم سوند هن گذاشته بودن برام اصلا سخت نبود اصلا حتی وقتی اثر بی حسی رفت مثل درد پرید یکم شدید تر بود همین خیلی خوب بودم حتی الانم که خونه ام باز خوبم الکی میترسونن نگران نباشید خیلی خوب بود به نظر من اگ دوباره بخام برم سزارین رو ترجیح میدم
مامان لِنا🩷 مامان لِنا🩷 ۱ ماهگی
سلام تجربه سزارین من؛
من برای یه ازمایش ساده رفتم بیمارستان ولی بعد از nst گفتن افت ضربان قلب داره..سریع باید سزارین اورژانسی بشی(خودم سزارین اجباری هم بودم بریچ بود)از یه ازمایش ساده رفتم به اتاق عمل!هیچی نبرده بودم با خودم قشنگ تو شوک بودم..سوند رو قبل عمل گذاشتن وقت هدر نره..خیلی بد بود خیلی درد داشت برام..در اوردنش هم خیلی درد داشت!سوزن بی حسی اصلا درد نداشت نفهمیدم فقط یه ذره ترسیده بودم چون میگم که کلا توشوک بودم!بچه به دنیا اومد نفسش رفته بود خیلی وضعیتش خوب نبود اصلا ندیدمش سریع بردنش ۴۵ دقیقه طول کشید دوختن دیگ رفتم توی ریکاوری..ماساژ هم ۳ بار دادن..بار اول بعد از بی حسی بود که بازهم درد داشت بار دوم توی ریکاوری..بار سوم بعد از بی حسی بود که درد داشت واقعا!!!پایین اومدن روتخت بار اول خیلی سخت بود..۲۴ساعت بعد از عمل تازه دردم شروع شد خیلی واقعا بد بود برام اصلا آروم نمیشد وقتی مرخص شدم اومدم خونه بهتر شدم الانم شکرخدا بهترم..فقط دلم پیش لنا هست ان شاالله زود بیاد خونهههه.ان شاالله همه ی نی نی ها سالم و سلامت بیان خونه♥️♥️ سوالی بود در خدمتم