۱۷ پاسخ

نه والا
ماهر کی دیدیم خوشبخت شد

اره شده البته خیلی بد دلمو شکوند جوری که وسط حال زار میزدم با صدای بلند و به خدا میگفتم باید حقمو بگیری نفرینش کردم که یجوری درد بکشه نتونه بلند بشه دست و پاهاش بشکنه سه روز بعد افتاد دم در پاش شکست از درد گریه میکرد

آره خیلی اعتقاد زیاد خیلی اتفاقات بدی براشون افتاد
روزای اول اینقد افسردگی بدی گرفتم که خدا خودش خبر داره اوایل بارداریم بود هیچکس نمیدونست باردارم به کسی نگفتیم چون خودمون تازه فهمیده بودیم.....یه شب خواهر شوهرم خونمون خیلی دعوای بدی راه انداخت مجرده خیلی حرفای زشتی زد هم خواهر شوهرم هم مادرشوهرم .....شوهرم طرف منو گرف وتا موقع زایمانم اصلا حرف نمیزدم باهاشون رفت وامدم قطع کرده بودم از من هنوزم عذرخواهی نکردن ولی یه پیام نزدیک به یکسال یعنی داد به شوهرم که منو حلال کنید من خیلی اشتباه کردم واز این حرفا زایمانم کردم فقد بیمارستان اومدن وروز بعدش مرخص شدم اومدن خونمون دیگه نیومدن تا دوماهگی پسرم حتی حالمو نپرسیدن تو حاملگی که اصلاً من غریبم. تو این شهر....بعد چند وقت مادرشوهرم فهمیدن باید عمل بشه تمام اتفاقاتی که برام افتاده بود سر عمل سزارینم ( من زایمان خیلی بدی داشتم سر بچه اولم)تمام اون اتفاقات براش افتاد منم دیگه مثه خودشون فقد یکبار رفتم دیدنش ودیگه نرفتم از اون روز به بعد فهمیده انگار به هرکی بد کنن همون بلا ها سرشون میاد ...اینقد خوب شدن ولی من دیگه آدم سابق نشدم باهاشون......وقتی میشینم فک میکنم به اون اتفاق خونمون میفهمم همش به صلاح خودم بوده زندگیم رویاییم الان درست شده از وقتی تو زندگیم محدود شدن شوهرم بعد اون اتفاق زمین تا آسمون عوض شد ...احترامش بهم دوهزار برابر شد دیگه هم دفاع نمیکنه از خانوادش ...رفت وآمد شون باهمون محدود شد اگه خودم دعوتشون کنم میان اگه نه نمیان فعلا با خانواده برادرشوهرم خوب شدن ولی جاریم خیلی اوقاتش تلخه میگه کاش باماهم قطع رابطه کنن

آره شده
توهم مطمئن باش هرکی دلتو شکونده جوابشو میگیره

کارما را نمیدون و دست تقدیر و چوب خدا را اره دیدم

آره طول کشیده ولی دیدم

اعتقادی به کارما ندارم
همه تو زندگی به مشکلاتی برمیخورن و این طبیعیه

آره شده بدم جواب گرفتن

اره من بچه اولم سقط شد ی نفر از آشناهامون زنگ زد باکنایه وخنده گفت سقط کردی چرا فلان .بعداز چندماه حامله شد. بچش سقط شد

منکه ندیدم والا طرف خوشو سرحاله هر روزم پووووول میریزه ب پاش
فک کنم بمیرم کارما هم نبینم 🤷🏻

اره میدونم کسی اینجا نیست ببینه آشنا. مادر شوهرم بدجور بدجور شکست گفتم من بی مادرم الهی زمین گیر بشی همین جا محتاجم باشی حلالت کنم فرداش بخاطر سرطان داشت تا دم مرگ رفت نگام میکرد جاریم گفت هانیه نگاهش التماس بود. منم گفتم خدایا میبخشم اگر درداش از نفرین من میبخشم تا خودم اروم بشم اول بعد اون. درداش اروم شد. از اون به بعد دیگه کاریم نداره رو. چشماش میزاره از ده تا حرفش نه تاش منم از خوبی

اره واقعا
باچشم دیدم

اره من خواهر شوهرم جشن دندونى پسرم بى دليل دعوا راه انداخت ابروم رفت خيلى دلم شكست گقتم اينقد درگير زندگيت بشى ديگه سمت خونه من نياى
الان دقيقا از از اون موقع شوهرش بيمارستان خيلى ارضاعش بد ولى خب من به اين راضى نبودم

اره عزیزم دلموشکستن بایه حرف خردم کردن فقط تودلم گفتم خدایاخودت شاهدی وناظر بخدا۲۰روزبعدخداجوابشونوداد

خدا آدما رو توو شرایط همدیگه قرار میده تا چیزی رو که بقیه بخاطر اون تجربه کردن اونم تجربه کنه، من خودم وقتی میبینم ب خود شخص هم همون اتفاق افتاده واقعا ناراحت میشم چون ناراحت شدن طرف و شکستن دلش جای ناراحتی های من و دل شکسته ام رو جبران نمیکنه هیچوقت، هر کسی اون لحظه رو زندگی کرده و قابل جبران هم نیست

من هرکی دلموشکوندبعددوروزتاوانشو داده حالاب هرطریقی ک شده😬

اره بابا تا دلت بخواد🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط