۶ پاسخ

وای منم یادمه یبار برا کارای مدرکم رفتم دانشگاه...مانتومم سبز زیتونی بود...مقنعه هم سرم بود...شیرم رفته بود لباسم خیس بود جلوش..مقنعمو پایین نگه میداشتم و دستم جلوش...خودمم اذیت بودم از درد خلاصه وضعیت خوبی نبود😂

خیلی خوبه این حس من هرگز تجربش نکردم پسرم زودرس اومدو همون بیمارستان شیرخشک مخوصوص نوزاد نارس دادن الانم دخترم 7 ماهشه ازهمون نوزادیش یبارم سینمو مک مزد خالیش کنه کلا دو ثانیه مک میزد حتی درگرسنه ترین حالت قدرت نداره اصلا اینقدر مکاش ارومه من میدوشیدم 🥲

ای خدااا اون موقع که میخوره نگاش میکنی فقط😍😍

ای جااااانم🥰دوران شیردهی بهترین خاطره اس هرلحظش

چ حس خوبی

اوخی🥹

سوال های مرتبط

مامان پسر عزیز مامان مامان پسر عزیز مامان ۳ سالگی
شش هفت سالم بود.
با مامانم میرفتم خونه مادربزرگ که عزیز صداش میزدیم.
بمحض رسیدن میرفتم تو انباری سقف یک متریشون که پر از بوی تنباکو و زعال بود. با دست زدن به زغالها و بو کردن تنباکوها عشق دنیا رو میکردم. مدت زیادی اونجا میموندم و بعد میرفتم پشت بوم. اونجام حسابی خودم بازی می‌کردم.
بعد پدربزرگم میومد تو خونه و مشغول سیگار کشیدن میشد. منم تو هوا چنگ میزدمو میخواستم دود سیگار رو لمس کنم.
اگه این وسطا پدربزرگ شوخی کوچولویی باهام می‌کرد دیگه سر از پا نمی‌شناختم و با تمام وجود ذوق میکردم.
اگه یروز قرار بود بریم خونه خاله ام یا خالم بیاد خونه مادربزرگ دیگه اون روز من هیچی از خدا نمیخواستم. عاشق دخترخاله هام بودم.
عیدا که میرفتیم خونه عموهام شادترین آدم روی زمین بودم. عاشق زنعموهام بودم و دختر و پسر عموهام مثل عزیزام بودن.
الان که خیلیاشون از دنیا رفتن ما دیگه سالهاست همو ندیدم هنوزم دوستشون دارم و اونام مطمئنم دوستم دارن.
خاطرات شیرین رفتن خونه هاشون و بازی کردن تو خونه هاشون هرگز یادم نمیره.
الان که دارم مینویسم و هر وقت یادشون میفتم بغضم میترکه.
اینارو گفتم که بگم عمه و عمو و خاله و دایی و مادر بزرگ و پدربزرگ رو از بچه ها دریغ نکنیم.
بچه ها عاشق اونا هستن.
خودم از روزی که پسرم به دنیا اومده تمام سعیم این بوده رابطه اش با فامیل عاطفی و عمیق باشه.
از کودکی چیزی جز خاطره نمیمونه.
زندگی رو برای بچه هامون تلخ نکنیم.
آیتم لوستر خونه پدرمه که گرد و غبار خاطره ها روش نشسته و منو یاد رفتن خونه عزیز انداخت.
مامان همتا مامان همتا ۲ سالگی
سلام مامانا
میخوام از تجریه ام بگم درمورد از پوشک گرفتن همتا
اولش بگم که خیلی امروزو فردا میکردم چون حس میکردم که امادگی خودمم خیلیی مهمه،و اینکه فرشامم نو کرده بودم هم بی تاثیر نبود 😅ولی از مدتها پیش براش شعرو اهنگ میذاشتم یا درموردش صحبت میکردم باهاش که باید مثل مامان و بابا و...بری دستشوی نباید پوشکت کثیف باشه و...
بعد ازون شروع کردم توی همون حالتی که پوشک داشت میبردمش دستشویی و میگفتم افرین ببین مای بی بیت تمیزه و....
اینم بگم دخترم شبا اصلا مای بی بیش خیس نبود(اولین علامت امادگی) تا هر وقت که بیدار میشد،یکی از خوشبختیای من همین بود😍صبح هر وقت بیدار میشد میبردمش دستشویی و اونجا کارشو میکرد و چند ساعت بازش میزاشتم بعد دوباره مای بی بی میکردم ولی میگفتم هر وقت دستشویی داشتی بگو ،مای بی بی شورتی فقط توی این دوره استفاده میکردم،بیرون و مهمونی هم همچنان میرفتم ،بعد فهمیدم که بیرون از خونه که باشیم مای بی بیش تمیزه
(اینم دومین علائم امادگی)بقیشو تاپیک بعدی میزارم
مامان امید مامان امید ۲ سالگی
خانمهایی که دست درد دارید و درحد عمل کردن رسیده (عصب)
از تجربه خودم بگم شاید بدردتون خورد دوسال همش درگیر این دست درد شدید بودم جوری که شب تا صبح دوتا دستام محکم میبستم که فقط بی حس بشه و دردش حس نکنم انقد دکتر و فلان فلان که آخر معلوم شد عصب دستم درگیره و به تاندون ها داره آسیب می‌رسونه آخر خودم دست بکار شدم گفتم یا قطع میشه یا بهتر میشه روزی چند بار با کیسه آب گرم دستام گرم میکردم و حرکات کششی دست انجام میدادم و ماساژ و با وردنه از شانه تا کف دستم ماساژ میدادم ولی بدون روغن مالی چون اوایل با روغن که ماساژ میدادم بدتر میشد پس چیکار کردم اول خوب گرمش میکردم دستمو بعدش اون کارا میکردم و موقع ظرف شستن و اینا اصلا دست به آب نمیزدم همیشه دستکش دست میکردم و زیر دستکش با باند کشی دستم میبستم درکل یه چند ماهی میشه دیگه دست به آب چه گرم چه سرد نزدم و شب های که می‌دیدم یکم اذیت می‌کنه قرص دی و fast run می‌خوردم خیلی جواب بوده که تا الان برام خاستم بگم شاید برای شمام جواب بده این روش
دستم دیگه درحد قطع شدن بود عکس گویا مشخصه 🥲
#شیرخشک#گهواره#مای بیبی#فرزندپروری#فرزند پروری