اگه شرایط زندگی اجازه میداد که کلا خواهر و برادر از بچه هامون دریغ نمیکردیم. ـ. بچه من وقتی میره پیش فامیلا کلا یه چیز دیگه ای میشه. هربار من بوضوح تغییراتش میبینم
چقدر قشنگم نوشتی
این چیزا واسه قدیما بود و زمان ما الان مادربزرگ پدر بزرگا جوری رفتار میکنن ک کسی خونشون جمع نشن
من هنوزعموهام وخاله هام وداییام باعشق دوست دارم درست کم میبنمشون ولی واقعادوستشون دارم بااینکه ارتباط رفت وامدی شده ولی مناسبتاحتمازنگشون میزنم
الان پست شمادیدم یادمافتاده عموهام زنگ بزنم روزشون تبریک بگم
ممنون که پست باعث یادآوری شدبرام❤️❤️
من عشق اینو داشتم که سیگار بابا بزرگمو روشن کنم
اونم هروقت میخواست سیگار بکشه صدام میزد قیز بالام بیا انگار مدال افتخار میدادن بهم
آخی عزیزم چ قشنگ نوشتی
دقیقا منم یاد بچگیم ک میفتم کلی حس خوب میاد ذهنم با دخترداییم خونه ی مادرجانم میخابیدیم تو حیاط تشک پهن میکردیم صبحا موقع اذون صبح مادرجانم تو حوض وضو میگرفت ی کوچولو ابم میپاشید رو صورتمون ما هم میرفتیم زیر پتویی ک ملافه شده بود و خنک بود
واییییی چ خوب بود
من مادرجانم هنوز زنده ان اما خیلی افتاده شده نوبتی دایی و خاله و .....اینا جمع ش میکنن هر موقع میبینمش کلی غصه اشو میخورم 😔😔😔😔😔😔
عمیققق رفتم تو دوران بچگیم و چقددددد دلتنگ شدم با اینک خیلی پدربزرگ یا مادر بزرگ پر محبتی نداشتم ولی باز دلتنگ شدم خونه عموم ک میرفتم خیلیییی دوس داشتمشون هنوزم عاشق اینم خونه بزرگتر بخرم بعد دختر عموهام دعوت کنم ی مهمونی دخترونه بگیرم 🥹🥹
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.