۲۸ پاسخ

حالا عکس باباشو بزار ببینیم واقعا شبیهشه 🫶😄

یک چیزی بگم
اگر برات مهم نیست چرا ناراحت میشی ؟؟؟؟
من وقتی اینجوری میگن میگم آره دیگ دختر باباس حتی اخلاقش هم به باباش رفته و میخندم بعد خودشون میگن البته شما دو تا شبیه همین🫡😁

شبیه هر دوتون

بچه منم کپ باباش خوب باشه مگه چی میشه
ولشون کن برات مهم نباشه

فقط چهارمیش عالی بود😂😂😂

به پسر منم همینو میگن دختر خاله هام 😅

عزیزم خدا حفظش کنه چه به دل میشنه ماشالله.حرف دیگران همیشه هست تو جواب نده اونوقت لال میشن

دقیقا منم دوتا بچه دارم کپ شوهرمه هی بهم همینارو میگن حالا میگن کاش شبیه خودت بودن من بهم برمیخوره گاهی

حالا یه چیز جالب بگم
پسر خواهر من کپی منه
مادرشوهر خواهرم بهش میگه وای یاسین چقدر شبیه باباشه خواهرم خیلی حاضر جوابه میگه اره از در عقب

اصلا حرص نخور
عزیزم
دختر من از نوک انگشت پاش تا فرق سرش باباشه رفتاراش همه چیش باباشه
جلو منم گفتن
میگم اره دلیلش اینه که باباشم انتخاب منه و با عشق انتخابش کردم از اینکه دخترم شبیه باباشه لذت میبرم
به چه نکته ی خوبی اشاره کردید برای همین تو انتخاب همسر سختگیر بودم
یا اینکه میگم درسته حرفتون دقیقا دخترم به خوشگلی باباشه چشم بد ازش دور خدا کنه روز به روز بیشتر شبیه باباش بشه اخلاقاشم به باباش بره
من اینجوری میگم دفعه بعد دیگه حرفی نمیزنن

من چی بگم ک دختر کوچیکم کپ مادر شوهرمه

حالا پسرمن شبیه خودمه خیلی زیاد
به مادرشوهرم خیلی برمیخوره که چرا شبیه اونانشده😂😂😂انگار اون زاییدتش طلبشه

خب اگه برات مهم نیس تو دلت هم حرص نخور عزیزم
بعد هم چشم و ابروش شبیه باباشه،اما بینی و لبش و سفیدیش شبیه شماس..
کاملا ترکیبیه

میگم دندونت خوب شد؟..منم دو شنبه دو تا دندون عقل و کناریشو جراحی کردم و بخیه زد..اول گلو و گوشام درد میکرد و صورتم ورم کرد..الانم هنوز غذاخوردن برام سخته درد میگیره🥹

مادرشوهر منم چپ میره راست میره هی عکسای بچگی شوهرمو میفرسته تو گروهمون هی میگه بچه ها این آریاست یا باباشهههههه ، هی میبینتش میگه علی کوچولو (اسم شوهرم علی) ، اولا حرص میخوردم دیگه عادت کردم

بنظر من که پسرا شبیه مادرشون میشن بیشتر
الان عکس شما رو که تو پست های قبل دیدم پسرتون کپی خودتون هست از سفیدی و بور بودن و صورتش به شما رفته

خب بچه یا ب پذرش میره یا مادرش حالا پسر من و شما هم شبیه پدرشون شده
مهم اینک چهارستون بدنشون سالم سلامته بزار انقد بگن تا جونشون دربیاد ب منم خیلی میگن

بیشتر طایفه پدریش میگ شبیه باباشه درستته؟
برا پسر من طایفه پدریش میگ شبیه باباشه 😂
طایفه منم میگن شبیه منم هس

من همیشهههه هرکی گفته ک کم پیش اومده گفتم چون تو شکمم بود هرروز دعا کردم شبیه باباش باشه دروغ هم نگفتم واقعا همینطور بود

اصلا چرا یه عده فکر میکنن باید در این‌مورد هی نظر بدن؟؟بعضیا یه غرضی بنظرم دارن مثلا میخوان حرص درارن در حالی که اون بچه شبیه خودشه حتی شبیه یه طرف هم‌نمیتونه باشه یه ادم جداس

وااای چقدر حق گفتی
دقیقا برای منم پیش اومده از قصد میگن که من ناراحت شم
خب باباش باید شبیه کی باشه مگه؟!
عجب!!!

مهم اینه ک خوشگله..حالا شبیه هر کی باشه😂

وای خانواده عقده ای شوهر منم همینن😐ینی متنفرم ازشون هردفعم میگن میگم خب یا شبیه منه یا باباش دیگه
بعد خودشون اصرار دارن شبیه عمشه وای چشم ابروش وای فلانش
یبار به شوهرم گفتم دودولش شبیه کیه؟شبیه شومبول بابابزرگته نکنه؟شما که هر سلول تن این بچرو به یکی نسبت دادین

چه عیبی داره گلم همه به همسر منم میگن نقش تو چیه دخترمون کپی خودمه اونم میخنده میکه چه بهتر باعث خوشحالیمه

همه ب منم هی میگن پسرت اصلا شبیه خودت نیس کپی باباشه ولی من خوشحالم میشم از این حرف😂

بگو بهشون من باباشو این قدر دوست دارم ک خپاستم دوتا ازش داشته باشم😌

پناه شبیه منه شبیه مادرشوهرمم هست
بمن مبگن ن اصلا شبیه تو نیس انگار اونو نصف کردن
میگم خب باشه شبیه هرکیه مهمه مگ
میگن ن تومیخای بزنی ب اسم خودت شبیت نیس ک😐

چه پسر نااازی خدا حفظش کنه عزیزم
بعضی مشکل عقلی دارن تو مهم نباشه برات

سوال های مرتبط

مامان آنیسا و علیسان مامان آنیسا و علیسان هفته بیست‌وسوم بارداری
سلام خانوما میگم هرکی هرچی میدونه راجب این مشکل من بهم بگه ناراحت نمیشم
من تازگیا یعنی یکسالی میشه که خیلیا رو شبیه هم میبینم مثلا دوتا بازیگر متفاوت رو فک‌میکنم یه نفر بعد بقیه بهم میخندن میگن اینا اصلا شبیه هم نیستن چه برسه یه نفر باشن بعد توضیح میدن با تمسخر که این فلانیه این فلانیع
بعد دیروز تو یه مهمونی بودم به یکی گفتم اینا خواهر دوقلو هستن انگاری شیبو از وسط نصف کنی گفت اصلا اینا باهم فامیل نیستن چه برسه خواهر دوقلو کلی هم خندید بهم
بعد امروز رفته بودیم پارک با خواهرم بچمو برده بودم از این پارک های سرپوشیده یه دفعه من گفتم یا خدا آبجی این دختره که اون طرف بود داشت بازی میکرد الان قبل ما نشسته تو استخر توپ گفت آبجی یعنی نیک ساعته تو متوجه نشدی اینا دو تا خواهر دوقلو هستن گفتم آبجی اینا خیلی شبیه بهم هستن از کجا بدونم گفت خواهر خودتو مسخره کردی اینا زمین تا آسمون فرق دارن
من چه دکتری باید برم چرا اینجوری شدم خودمم میترسم ولی رو نمیکنم
مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
یه ماه مونده تا پسرم بشه دوساله دارم فکر میکنم چقد سخت بود چقدر حس افسردگی مزخرف بود حس اینکه دیگه برا خودم نیستم دیگه چون مادرم باید از همه چی بگذرم دیگه دوره خوشیای من تموم شد چقدر گریه کردم چقدر دلم به حال خودم میسوخت اینکه من حتی نمیتونم تنهایی دستشویی برم اینکه باید تا آخر شب منتظر باشم شوهرم بیاد تا من یه حمام برم که اونم آخر شب اینقدر خسته میشدم که خوابم می‌برد اینکه یه روزایی سه چهار شبانه روز از بچم که تب داشت بدون استراحت مراقبت کردم اینکه ظاهرم تغییر کرد زیر چشام از بی خوابی گود شد چاق شدم بدنم دیگه تحلیل رفته بود چقدر شبا به ارزوهام و کارایی که میخواستم انجام بدم فکر کردم به اینکه دیگه نمیشه برم سر کار دیگه نمیشه بی محابا برم تفریح خوشگذرونی دیگه نمیشه با وجود بچه چقدر سخت بود اینکه همه ازم انتظار مادری کردن داشتن و من اولین تجربم بود اینکه چرا واقعا نگفتن منم همراه بچه مادری یاد میگیرم نه اینکه از قبلش همه چیو بلد باشم ولی الان خیلیییی بهتره الان که اینجا وایسادم دستم باز تره برا رسیدن به خودم برا تفریح برا... اینجایی که وایسادم دارم کیف میکنم برا هر حرکت جدید پسرم وقتی میبینم داره حرفای جدید میزنه داره بازی میکنه یه ماه دیگه میبرمش باشگاه و مطمئنم منم با بزرگ تر شدنش میتونم خیلی کارای دیگه رو شروع کنم برم باشگاه برم سرکار و خیلی چیزای دیگه الان خیلی خوشحالم تو قراره روز به روز بزرگ تر از قبل شی مستقل تر و یه رفیق برای من باهم قراره دنیا رو کشف کنیم و با هم خیلی کار هارو تجربه و شروع کنیم خیلی خوشحالم که دارمت سام کوچولو🫂❤
مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
بعضیا فکر میکنن چون من غر نمیزنم و کلا از بچه داری ننالیدم تا الان یعنی خیلی گل و بلبل بوده برام 😂
امروز یکی فامیلای درجه یک مادریم زنگ زده بود خونه ی مامانم من اونجا بودم تلفن جواب دادم
بعد گفت دومی رو نیاوردی ؟ گفتم نه بابا چه دومی الان که شرایط جامعه خوب نیست اگه خوب بود هم فعلا چند سالی به خودم استراحت میدادم
بعد گفت تو که از بچه داری مگه چیزی فهمیدی 😑؟ خداروشکر کن با این بچه اگه هرکی دیگه بود دو سه تا آورده بود
یعنی هنگیدم اصلا 😑
جالبه که خیلی هم همو نمیبینیم که بگم خبر بچه ی من داره که چجوری بزرگ شده راحت یا سخت
گفتم نه اتفاقا من تو حاملگیم هم جونمو به خطر میوفته یعنی حتی شرایط عادی هم نبست بارداریم بزرگ شدن بچه که بماند ، من فقط اهل مالیدن از دست بچه ام نیستم
میحواستم بگم اخه لعنتی تو از پره اکلمسی و هماتوم و خونریزی و استراحت مطلق حاملگی و ویار و کولیک و رفلاکس و اعتصاب شیر بچه و اینا چه میدونی !!!!
انگار بچه ی من تو جوب بزرگ شده دور از جونش که من هیچی نفهمیده باشم🙃