من خونه اقامم اون خونه خودمون مونده بخاطر کارش یه ساعت راه فاصله داریم دلم واسش یه ذره شده بعضی وقتا از خستگی یادش میره سراغی بگیره یا یکم نازموبخره حرفهای قشنگی بزنه این چیزا عادی فکر کنم ما زیاد حساس شدیم وقتی باردار بودم ازش فراری بودم الان نه برعکس بهش فکر که میکنم بغض گلومو میگیره از بس که دلتنگشم
بخدا منم همینم میره تواتاق میخوابه بغضم میترکه الانم باخوندن متنت گریم گرفته
چرا مردااا اینجورین اخه😢
شاید فک میکنی اینطوری راحت تری نمیخواد اذیت بشی، به خاطر دردی که داشتی بهش بگو یا خودت برو کنارش متوجه میشه
الهییییی..کاملا میفهمم چی میگی منم مثل تو خیلی شب ها گریه میکردم..ولی اونا هم بخاطر راحتی ما اینکار میکنن ک تو دست و پا نباشن..یکم ک بگذره اروممیشی واقعا دوماه اول خیلییییی سخته من تازه دلم اروم شده انگار ک برگشتم ب زندگی قبلم فقط با چیز های جدید تر
باید خودت بهش بگی اونم به خوبی وگرنه اوضاع بدتر میشه من سر بچه اولم یک سال اوضاع همین بود و زندگیم داشت تباه میشد دیگه خودم کوتاه اومدم با اینکه من بیشتر به محبت نیاز داشتم اما خودم رفتم سمت شوهرم اونم آدم شد قبلش مثل گاو میموند
برای راحتی تو حتما جدا خوابیده.
بهش بگو دلم برات تنگ شده بیا پیشم
اگر صدای بچه اذیتت کرد نصف شب برو.بگو وقتی کنارمی دلم گرمه حس خوبی دارم.
بگو تو دلت برای بغلم تنگ نشده؟؟ من خیلی دلم تنگ شده
خواهر زبون بریز😁
شوهرمنم جدامیخوابه بهش گرفتم تا اخر همون جا بخواب نبینم بیای پیشم بخوابی دیگه حالاکه جداشدی
باهاش حرف بزن و حست رو بهش بگو مطمئن باش وقتی حال و احساست رو بدونه رفتارش عوض میشه
عزیزم مردا رو باید کامل واضح و مستقیم بگی وگرنه با کنایه یا رفتار متوچه نمیشن اصلا، چه اشکالی داره بهش بگو نیاز به توجهت دارم بغلم کن، من هروقت میخوام میگم
ببخشیدا ولی خر
عزیزم مردا احساسات مارو نمیدونن باید بهشون بگی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.