سلام من رو پذیرا باشید به عنوان یا مادر موفق
کسانیکه میخوان بچشونو از شیر بگیرن بیان این ور بازار
من همیشه بزرگترین ترسم از شیر گرفتن بود چون دخترم بسیار وابسته بود و شبا هم دو سه بار بیدار میشد و همیشه فقط با شیر می‌خوابید
خیلی تحقیق کردم خیلی راجبش خوندم تو گهواره ،گوگل تا به این نتیجه رسیدم که به روش تدریجی از شیر بگیرم
هم خودمو اذیت نشدم هم دخترم
و هم روحیه دخترم آسیب ندید
اول ده روز تعداد شیر خوردنش رو کم کردم
بعد روزی یک بار
و یک هفته شیر روز رو کامل قطع کردم
و در آخر تلخک زدم رو سینه هام دخترم یه جوری شد
اصلا امتحانش هم نکرد
گفت مامان نمی‌خورم تلخه
شبا رو پام می‌خوابه
براش قصه میخونم
روزی یک لیوان شیر میدم بهش
شاید باورتون نشه دختر من که به شدت وابسته بود و من که خیلی ترس از این موضوع داشتم
حتی یک شبم گریه نکرد ،حالش بد نشد ،آروم آروم کنار اومد از اسمش معلوم تدریجی
من کلا یه اخلاقی که دارم دوست دارم یه کار خوبی که انجام میدم به بقیه هم بگم
امیدوارم که مفید بود باشه براتون مهربونا🥰

۷ پاسخ

چقدر عالی😍فقط یه چیزی
الان عادتش بده کنار خودت یا ماساژش بدی بخوابه یا قصه بگی
اصلا روی پا نزار
چون اگه عادت کنه روی پا بخوابه دیگه اسیر میشی دور از جون
دراز بکشه کنارت بزن پشت کمرش ماساژش بده قصه بگو ک بخوابه

منم همین کارو کردم 😊👍

مرسی گلم اره منم می‌خوام از شیر باز کنم تدریجی باز میکنم

افرین به تو مادر اگاه
دقیقا شرایط و تجربه منو داشتی خیلی از کاری ک کردم راضی و خوشحالم و به هر کی مینویسه از شبر بگیرم و اینا تا میتونم کامنت میکنم تجربه مو
چون کاملا عالی بود

مفید بود برام ممنون ازتوضیحاتت❤️❤️

مرسی ازت🥰

عزیزم تعداد دفعات رو چجوری کم کردی؟
دختر من تعداد دفعات شیر خوردنش مشخص نیست، مثلا خونه باشیم همش آویزون منه، بیرون باشیم اصلا صبح تا شب یادش نمیفته شیر بخوره. تعداد مشخصی نداره. نمیدونم چیکار کنم

سوال های مرتبط

مامان آنیسا 🌸 مامان آنیسا 🌸 ۲ سالگی
اگه خدا بخواد فردا میخوام دخترمو از شیر بگیرم خیلی به سینه وابسته هست استرس دارم میترسم اذیت بشه ترس اصلیم هم شب واسه خوابه چون کاملا با سینه می‌خوابه و نصف شبا هم حداقل ۴ ، ۵ بار بیدار میشه شیر میخوره می‌خوابه با اینکه قبل از خواب هم بهش غذا میدم باز هم واسه شیر بیدار میشه خیلی سعی کردم شیر شب رو قطع کنم ولی اصلا نتونستم هر کاری هم کردم تدریجی ازرشیر بگیرمش باهام همکاری نکرد چند ماهه میخوام شیرشو کم کنم ولی اینقدر گریه میکرد تا بهش ممه بدم . بعد اینکه دخترم خیلی کم غذا هست بزور و به سختی بهش غذا میدم اگه یکم بخوره بعد از شب یلدا میخواستم از شیر بگیرمش که مریض شد توی دی ماه هم میخواستم بگیرمش باز مریض شد نتونستم خدا کنه این دفعه دیگه مشکلی پیش نیاد البته توی همین چند ماه هم هرکاری کردم شیرشو کم کنم آروم آروم قطع کنم نشد اصلا باهام همکاری نکرد مجبورم یک دفعه ازش بگیرم .
برام دعا کنین بچم اذیت نشه همکاری کنه از شیر بگیرمش خودمم خیلی خسته شدم خدایا کمکم کن
مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی
مامان 🎀آیرا🎀 مامان 🎀آیرا🎀 ۱ سالگی
تجربه من از شیر گرفتن آیرا🧑‍🍼
من روش تدریجی رو انتخاب کردم چون آیرا نزدیک دو سالشه و اصلاً دوست نداشتم یهو و به‌صورت ناگهانی شیر رو ازش بگیرم. دلم می‌خواست این مسیر رو با صبر و حوصله پیش ببریم تا آیرا هم کم‌کم به شرایط جدید عادت کنه.
با مشورت پزشکش شیر شب آیرا رو از سن ۵، ۶ ماهگی قطع کردم. برای قطع شیر روز هم بهداشت و پزشکش گفته بود از ۱۸ ماهگی اقدام کنم اما راستش دلم نمی‌اومد و ترجیح دادم وقتی خودم و آیرا آمادگی بیشتری داشتیم این کار رو شروع کنم.
یک ماهه که مرحله‌به‌مرحله شروع کردم به کم کردن شیر روزش. اول از همه شیر قبل از خواب شب رو حذف کردم بعد تعداد دفعات شیر خوردنش رو کم کردم و در ادامه حجم شیر هر وعده رو پایین آوردم تا به ۳۰ سی‌سی رسید.
حالا چند روزه که شیشه‌شیر و شیر خشک رو به‌طور کامل کنار گذاشتیم و آیرا شیر گاو یا پاستوریزه رو با لیوان نی دار می‌خوره یا براش شیر پاکتی کوچیک‌میگیرم و با نی میخوره.😊
به نظرم توی این مسیر صبر و ادامه دادنِ قدم به قدم و عجله نداشتن
خیلی مهمه. قرار نیست همه بچه‌ها دقیقاً با یک روش و در یک زمان از شیر گرفته بشن مهم اینه که با توجه به شرایط کودک و با مشورت پزشک پیش بریم.
اینم از تجربه من و آیرا امیدوارم برای مامان‌هایی که قصد شروع این مسیر رو دارن مفید باشه. 🥹🩷
بچه پوشک شیرخشک رفلاکس قطع شیر
مامان سوفیا🐣💗 مامان سوفیا🐣💗 ۱ سالگی
سلام میخوام تجربمو برای از شیر گرفتن دخترم بگم هم خاطره بمونه هم شاید کمک کنه به باقی مادرا
اول اینو بگم دختر من خیلییییییی به شیر وابسته بود اینطوری که هر نیم ساعت شیر میخواست و اگه بهش نمیدادم چنان گریه میکرد که کبود میشد اصطلاحا میگن ریسه میرفت، هرکی منو میدید میگفت چطوری میخوای از شیر بگیریش؟ منی که همیشه ارزو داشتم یه روزی به بچم شیر بدم از اینکه انقدر بهم میچسبید واقعا حالم بد بود خیلی بد، خیلی وقتا میشستم گریه میکردم چون به جای غذا خوردن فقط شیر میخواست و همش نگرانش بودم که خوب رشد نکنه ، یعنی باورم شده بود که هیچ وقت نمیتونم از شیر بگیرمش و الان که دارم مینویسم واقعا دلم برای یه بار دیگه شیر دادن تنگ شده😅😭 خلاصه درگیر احساسات پیجیده ای هستم....
اول اینو بگم که دختر من از اول شیر مادر رو خیلی دوست داشت حتی وقتی من مجبور شدم برای عمل اواندیس برم و دخترم چهار ماهش بود به زور قطره جکون بهش شیر هشک دادن و بعد یه مدت دوباره شبشه رو پس زد و اصلا دوست نداشت پستونک رو هم خودش یازده ماهگی حدودا ترک کرد و تقریبا از همون موقع عادت کرد زیر سینه بخوابه، یعنی اگه من نبودم اصلا نمیخوابید، تا اینکه در اولین حرکت تو اواخر هفده ماهگی عزمم و جزم کردم و علی رفم غرغرهای همسرم یه شب انقدر تو بغلم براش شعر خوندم که طفلک خوابید بعد از کریه فراوان و یک ساعت جیغ زدن از فرداش یک ساعت شد چهل و پنج دقیقه قشنگ یادمه زمان میگرفت بعد از یک هفته دیگه هر وقت خوابش میگرفت میومد بغلمو سرشو میذاشت رو شونم، ادامه در کامنت
مامان آنیتا🐣 مامان آنیتا🐣 ۳ سالگی
❤سلام دوستان من اومدم با نجربه از شیر گرفتن دخترکم❤
امروز شد یکماه که دختر قشنگمو از شیر گرفتم .....
قبلش روش های تدریجی رو زیاد امتحان کرده بود ولی نشد که نشد ...
دخترم به شددددت واابستا بود به شیرم
یه روز صبح انقد شبش دختم شیر خورده بود تا صبح ،صبحش که بیدار شدم سردرد افت فشار دلدرد شدید گرفتم و اونروز دوبار سرم خوردم ...
از شدت فشار شیردهی همیشه ضعف و بیحالی داشتم البته نووووش جاااانش❤ با اینکه از نظر غذا و مکمل خیلی میرسیدم به خودم ولی نه خودش خواب داشت نه من همش تا صبح ممه دهنش بود
سرتونو درد نیارم،فردای روزی که سرم خوردم از خواب که بیدار شدم چسب برق زدم به سینم و تصمیم گرفتم که دیگه شیرررر تمامممممم...و باهاش حرف زدم .توضیح دادم که دیگه نمیتونه شیر بخوره .سرگرمش کردم .غذا و میناوعده هایی که دوست داشتو درست کردم و حواسشو پرت کردم تا شب .شب اول چند بار بیدار شد بغل کردم آب دادم بهش رو پا گذاشتم لالایی گذاشتم براش .شب دوم هم همینطور و اینکه دیگه از شب سوم یه بار بیدار شد اونم ماساژ دادم کمرشو خوابش برد .کلا سختیش سه روز بود هم واسه خودم هم واسه بچه ،من تو اون سه روز اصصصصلا حتی تو خواب شیر ندادم شیرمم ندوشیدم به شدت سینم سفت و درد ناک شد ولی کوتاه نیومدم ،از روز چهارم پنجم کم کم سینم شل شد دردش کم شد و تقریبا اوکی شدم دخترمم غذا خوردنش بهتر شد خداروشکر 🥲❤
مامان دخترکم🌻 مامان دخترکم🌻 هفته دهم بارداری
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع از شیر گرفتنه و طولانیه 😊
اینو هم برای بعدهای خودم مینویسم هم اگه کسی خواست از این تجربه استفاده کنه
من زینبم رو از شیر گرفتم و راحت تر از چیزی بود که تصورش رو میکردم
تقریبا یک ماه شد و یک روز و نیم هست که دیگه لب به شیر نزده
دختر من حتی موقع خواب هم با شیر می خوابید و از زمان خوابیدنش تا صبح که بیدار بشه تقریبا ۴ بار شیر می خورد 🥴
و در طول روز هر موقع که حوصلش سر میرفت میومد سراغم و اصلا شیر خشک رو به عنوان کمکی قبول نکرد
دو هفته طول کشید تا شیر روز به طور کامل قطع بشه خیلی به تدریج وابستگیش به شیر روز کم شد
هر موقع طلب میکرد بهش پیشنهاد جایگزین میدادم با بازی و میوه و بستنی خونگی و قدم زدن و کتاب خوندن و.... مشغولش میکردم هفته سوم به دلایل مشغله فردی تثبیت همون شیر روز رو داشتم و با شروع هفته چهارم موقع خواب ظهر کنارش دراز کشیدم و براش قصه خوندم و گفتم شما دیگه بزرگ شدی باید بدون شیر مامان بخوابی و بعد از بیدار شدن یه جایزه داری و به طور غیر قابل باوری سرشو برگردوند و خوابید 😍
بعد از دو روز خواب ظهر بدون شیر رفتم سراغ خواب شب و هر وقت بهونه شیر میگرفت براش شیر و موز و عسل رو توو شیشه شیر به عنوان جایگزین میدادم
بارها تکرار میکردم که باید با شیر مامان خداحافظی کنیم و کاملا آماده بود دیروز با شیرا خداحافظی کردیم و امروز با یه مینی کیک و شمع 🎂پیش مامان جون و بابا جونش جشن گرفتیم و پرونده شیر دادن تموم شد
البته الانم شب با غر بیدار میشه و می خواد که بغلش کنم 🫂ولی چند ثانیه بعد از بغل دوباره می خوابه
مامان دوقلوها👧🏻👧🏻 مامان دوقلوها👧🏻👧🏻 ۲ سالگی
سلام اومدم تجربه گرفتن از شیر رو بگم 🩷
چون اکثرا می‌خوندم تجربه ترک شیر مادر بود و برای ما شیرخشکی ها چیزی نبود
اول از همه بگم دخترای من ۱۸ شهریور دوسال میشن و حدودا از عید که ۱۹ـ ۲۰ ماه بودن وعده شیرشون رو به مرور کم کردم مثلا اول وعده شیر ظهر رو قطع کردم ، بعدش شیر صبح و الان یک و نیم دوماه بود که بهشون یه وعده قبل خواب شب ۱۸۰ تا میدادم ، اینم بگم که هم شیرخشک هم پاستوریزه ، یعنی مثلا یه شب شیرخشک نداشتیم پاستوریزه میدادم به خاطر همون عادت کرده بودن و هر دو رو میخوردن
اینجا پرسیدم از مامانا و گفتن که مشکلی نداره یه وعده رو بده بهشون
ولی طبق تحقیقاتی که کردم درستش این بود که من باید اون وابستگی که به شیر قبل خواب داشتن رو حذف میکردم و اگه با لیوان هم شیر بهشون میدادم بازم اون وابستگی سرجاش بود
بنابراین تصمیم بر این شد که کلا قبل خواب بهشون شیر ندم
الان دو روزه نمیدم و خداروشکر خوب همکاری کردن
در طول روز بهشون شیر پاستوریزه میدم ولی تو لیوان اونم تاکید نمیکنم که شیره فلان که حساس نشن همون با کیک میدم اونم یه زمان ثابت نمیدم یهو صبح یهو روز بعد ظهر
اینجوری
ممکنه یه روز هم ندم چون به جاش ماست ، و بستنی ،و پنیر و فلان استفاده می‌کنن
همین ✨🌸
✨ اولین شبی هم که شیر نخوردن موقعی که خوابیدن گریه ام گرفت ، فکر میکردم چون شیر خودم رو فقط دوماه خوردن از این لحاظ بهش حسی نداشته باشم ولی تمااااام اون روز ها و شب هایی که با وجود رفلاکس شدیدشون بهشون شیر میدادم و بالا سرشون بیدار میموندم که شیر نیاد تو گلوشون
اومد جلو چشمم و گفتم شما کی بزرگ شدین؟🥹😭🩷🌸🫀

بماند به یادگار
۱۴۰۵.۴.۱۰ روز قطع شیر
مامان رستا جان مامان رستا جان ۲ سالگی
به وقت ۲۳ماهگی دختر قشنگم و دیشب که که به طور کامل شیر قبل خواب هم قطع شد 🥹🥹🥹
تجربه ازشیر گرفتن به روش چهار در چهار طی دوهفته
هر چهار روز یه وعده اصلی شو کم میکردم یه وعده هم که همینجوری الکی میومد از روی عادت خب دخترم جوری بود که تا دراز می‌کشیدم شیر میخواست شب و خواب ظهر هم زیر سینه می‌خوابید ولی از روز اول شروع کردم خواب ظهر رو تاب خوابوندمش وعده های که در طی روز میخورد هم یادداشت کردم که اصولی پیش برم که هر دومون اذیت نشیم اولین روز ۱۲وعده شیر خورد همینجوری کم کردم تا روزیکه فقط قبل خواب شب شیر بهش میدادم الآنم ویروس گرفته اسهال استفراغ دکتر گفت کار خوبی کردی تدریجی گرفتی و بهترین موقعیت که شیر شب هم قطع بشه چون اشتها نداره زیاد دیگه اینکه قمقمه آب بالاسرش میذارم طی روز آبمیوه میدم هر چی دوست داره شب هم یا تاب میدم یا ماساژ یا رو پام می‌خوابه سخت تا صبح چند بار بیدار میشه ولی باید صبور بود و عقب نشینی نکنیم من هنوز عذاب وجدان دارم برای اینکه تا دوسال میگم کاش بهش شیر قبل خواب میدادم ولی وقتی دیدم تمایل نداره و بی اشتها طبق نظر دو تا پزشک گفتم بگیرمش توضیحات کامل روش چهار در چهار تو اینترنت کامل زده دوستان ،❤️🌹🥰