پارت 1سزارین
چند روزی بود که خارش بدن هام خیلی شدید شده بودم دکتر آزمایش سونو قرص هرکاری میکرد بهتر نمیشدم اینقدر خارش بدن داشتم که کل بدنم خون میومد شنبه رفتم پیش دکتر گفت تا سه شنبه که می‌شد 02/08به دنیا بیاد ولی بخاطر خارش فردا برو بستری بشو یعنی 02/06 دکتر نامه داد منم رفتم بیمارستان پرونده تشکیل دادم امضا همسر گرفتن آزمایش هم گرفتن گفتن فردا صبح ساعت 7بیا هرچی هم که دوست داشتی میتونی بخوری فقط تا ساعت 12 وقتی برگشتم خونه براش شام قورمه سبزی گذاشتم کاری های که مونده بود انجام دادم ساعت 3خوابیدم صبح ساعت 4نیم از خواب بیدار شدم ولی اشتباه بزرگی به نظر من قبل عمل کباب اینا بخورید اصلا خورشت اینا نخورید من تا 6فقط بالا آوردم بعدش آماده شدیم رفتیم بیمارستان وقتی رسیدم سری بردنم داخل وارد اتاق زایشگاه که شدم لباس های که قبلاً از داروخونه خریده بودم پوشیدم بعدش گفتن دراز شو برات سوند وصل کنیم برای وصل اصلا دردی نداره فقط باید خودتونو سفت نگیرید ولی وقتی وصلش میکنن بدترین حس به نظرم قابل تحمل هست بعد همش احساس ادرار داری ولی اصلا اینطوری نیست بعد سوند انژیوکت وصل کردن که بنظرم درد اون از سوند بیشتر بود و چند تا آمپول زدن با سرم گفتن منتظر بمون

۴ پاسخ

عزیزم بیمارستان ایران برای سز اختیاری چقد میگیره؟؟با بیمه و آزاد چقد میشه؟

سز اختیاری بودی عزیزم؟

عزیزم کدوم بیمارستان زایمان کردی دکترت کی بود

ادامه

سوال های مرتبط

مامان پناه💞 مامان پناه💞 ۵ ماهگی
سزارین پارت 1
دکترم گفته بود ۱۲ شب به بعد هیچی نخورم ۶ بیمارستان باشم و من از ساعت ۹ هیچی نخوردم شام جوجه با یکم برنج خوردم بعدش دیگه هیچی نخوردم حتی آب صبح ساعت ۴ نیم بیدار شدم آرایش کردم لباس هامو پوشیدم وسیله هارو برداشتیم راه افتادیم سمت بیمارستان دقیق ساعت ۶ بیمارستان بودم 😂🫣
رفتیم نامه سزارین رو دادم کارای پذیرش انجام دادیم شوهرم خودم یه چند تا برگه امضا کردیم منو فرستادن بلوک زایمان.رفتم اونجا گفت سونو آنتی آخرین آزمایشت و آخرین سونوگرافی تو بده دادم دید بچه سفالیک گفت با دکتر هماهنگی واسه سزارین گفتم آره گفت صبر کن زنگ بزنم به دکتر منم داشتم از ترس میمردم گفتم حتما مشکلی پیش اومده .دیگه زنگ زد به دکتر گفت آره هماهنگه کاراشو سوند سورم وصل کنید ببرید سمت اتاق عمل تا من بیام .دیگه گفتن من برم داخل اتاق شماره ۲ کل لباس هامو در بیارم و لباس اتاق عمل بپوشم رفتم لخت شدم لباس اتاق عمل پوشیدم ولی گفتن شلوارشو نپوش تا بد سوند خودمون تنت میکنیم به من سروم وصل کردم بعدش شلوار پام کردن چند تا سوالم ازم پرسیدن و تموم شد و دستگاهی که صدای قلب بچه رو گوش میدن و نوار میگیره رو وصل کردن به شکمم برام سوند زدن تا ۱ ساعت نیم اینا من روی تخت دراز کش داشتم صدای قلب بچه رو گوش میدادم و سروم وصل بود بهم و سوند..اینم بگم موقعی که دستگاه وصل بود به شکمم بچه داشت با لگد میزد به دستگاه 😂
خب بریم بگم سوند برای من چجوری بود راستش من اولین بارم بود سوند وصل میکردم اولش که گذاشت یه حس سوزش و یه حس بدی داشتم وقتی داشت فشار میداد بره داخل بعد ۳۰ ۴۰ ثانیه سوزشم قطع شد ولی یه حس خیلی گندیه همش احساس چندشی داشتم
مامان نیهان🩷 مامان نیهان🩷 روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا منم بعد از چهار روز اومدم تجربه ی زایمانم رو بگم
من دو روز قبل از روز زایمانم تو بیمارستان به خاطر فشارم بستری بودم به مدت سه روز بعد روز اخر بستری بودم دکتر اومد نامه سزارینم رو برای پنجشنبه داد یعنی ۱۱ تیر گفت یه روز قبلش چهارشنبه شب بستری میشی
بعد من مرخص شدم رفتم خونه
چهارشنبه شب ساعت ۸ رفتم که بستری بشم اونجا گفتن که نامه ی بستریت برای سه شنبه بوده منم اصلا به نامه نگاه نکرده بودم دکتر اشتباه نوشته بوده تاریخو بعد خلاصه با زور منو بستری کردن
ازم ان اس تی گرفتن بعد از ان اس تی رفتم که رو تختم دراز بکشم برای فردا خودمو اماده کنم اومدن گفتن اماده شو بچتو دکتر میاد برداره بهم شوک وارد شد😂
بعد اومدن بهم انژیو کت هارو وصل کردن بعدشم سوند رو وصل کردن سوند اصلا درد نداره فقط حسه بدی میده یکم به ادم همش احساس فشار میکنی اولش سوند منو بد وصل کردم که ادرارم ریخت اومد باره دوم وصل کرد که هنوزم به خاطر اون مثانم درد میکنه موقعه ی ادرار ..
ادامش پارت بعدی جا نمیشه یجا🤣🩷
مامان امیر علی مامان امیر علی ۴ ماهگی
تجربه من از سزارین با بی هوشی
پارت یک
بالاخره روز ۱۲ اسفند با کلی استرس فرا رسید طبق هماهنگی که با دکترم داشتم ساعت ۵ صبح رفتم بیمارستان و از ساعت ۱۱ شب قبلش هم ناشتا بودم
در بدو ورود نامه پزشک رو دادم به پذیرش که گفت برو زایشگاه که بهت نامه تایید بدن و بیارش
رفتم زایشگاه اطلاعاتمو گرفتن و نامه رو دادن بردم پذیرش اونجا کلی فرم ب من و همسرم دادن که پر کنیم منتهی من به خوندنش نرسیدم چون از زایشگاه زنگ زدن ک برم اونجا
خباصه من رفتم و همسرم بقیه کارا رو انجام داد
رفتم زایشگاه گفتن لباساتو عوض کن و بعدش بردنم توی یه قسمتی که بهم سرم وصل کردن و دستبند مخصوصمو زدن و بعدش ان اس تی ازم گرفتن
بعدش گفتن رو همون تخت دراز بکشم تا زمانی ک نوبت عملم برسه
حدود دو ساعتی اونجا بودم که مابینش اومدن ازم خون هم گرفتن برا ازمایشا
تقریبا اخرای دو ساعت بود که گفتن اماده شو که سوند بزاریم
من از قبل درخواست دادم ب دکترم ک توی اتاق عمل بزاره ولی گفت چون بیهوشی مبگیری بهتره قبل اتاق عمل بزارن ک ماده بیهوشی به بچه نرسه
مامان آریا مامان آریا ۸ ماهگی
تجربه من از عمل سزارین ☺️
ما صبح ساعت پنج رفتیم زایشگاه بابک ( تهران) اومدن
اول آزمایش دادیم بعد ان اس تی گرفتن بعدش سوند وصل کردن،
سوند اصلا درد نداشت ولی یه حس بدی داشت اما قابل تحمل بود ، البته من خودمو سفت گرفته بودم باید شل کنین تا لذت ببرید 🤣
بعدش که دیگه نوبتم شد رفتم داخل اتاق عمل ،خییییلی ترس داشتم از ترس مثل بید می‌لرزیدم ....
رفتم پرسنل و دکتر خیلی خوش اخلاق بودن ، صحبت میکردن ترسم از بین بره.
آمپول بی حسی که مبخواستن بزنن بهم گفتن شل بگیر تا به تزریق دوباره نرسه منم گوش دادم...اصلا درد نداشت ...هیچ دردی نداشت حتی از سوند وصل کردن راحتتر بود ، دراز کشیدم کم کم بدنم‌گرم شد و شروع کردن به کار چند تا پرستار هم بالا سرم هعی صحبت کردن ...
که یهودکتر گفت خییییلی اب داشت کیسه ات ، بچت هم اب خورده ، دستگاه انداختن آب توی دهنش کشیدن و من خیلی ترسیدم تا صدای گریه اش اومد....
باز پرستارا اومدن به شوخی و که شبیه توی و لباش شبیه توی و این حرفا ....
ادامه شو میزارم